کد خبر 711261
۱۴۰۵/۰۷/۰۵ ۰۹:۲۳

احتمال حمله پیشدستانه ایران

ساعت 24- در یک تحلیل کلان‌نگر و عمومی به آنچه در روابط پرتنش ایران و آمریکا در ماه‌های گذشته می‌گذرد، به نظر می‌رسد به‌ویژه از زمان مذاکرات و متعاقبا امضای تفاهم اسلام‌آباد، به‌دلیل نوع برخوردی که با ایران شد، دوجریان در فضای سیاست داخلی و بین‌المللی شکل گرفت؛ یک جریان که در راس آن اسرائیل قرار داشت و متاسفانه تندروهای داخلی نیز در همان مسیر حرکت کرده و می‌کنند.
52

جریانی که در عمل مسیری را دنبال می‌کند که نتیجه آن، خواه ناخواه، تبدیل شدن دولت ایران به یک «Failed State»   یا «دولت درمانده» خواهد بود و در مقابل این جریان، جریان دیگری که در چارچوب همان تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و با الگوی «دولت متعهد» و کارآمد یا همان «Commitment State» بروز و ظهور پیدا کرد.

آنچه در ادامه شاهد بودیم، متاسفانه این بود که با تلاشی که به رهبری اسرائیل و دنباله‌روی تندروهای داخلی و البته برخی لابی‌های جمهوریخواهان و محافظه‌کاران آمریکایی شکل گرفت، جریانی که‌ دنبال تبدیل کردن دولت ایران به دولتی درمانده بود، دست برتر را به‌دست آورد و در ادامه نیز، شاهد شکست تفاهم اسلام‌آباد بودیم. روندی که در ادامه منجر به تشدید روزافزون فشارهای اقتصادی و سیاسی علیه ایران شد و با گذر زمان، بالاخره فرصت برگزاری نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد و مهم‌تر از آن، فضای دیپلماسی که در حاشیه این نشست در نیویورک ایجاد می‌شود، پیش‌روی دولت ایران قرار گرفت.

 این در حالی است که در واقع فرصت برگزاری نشست مجمع عمومی، بیش از آنکه به برگزاری اجلاسیه اصلی و سخنرانی در آن ارتباط داشته باشد، به فضای دیپلماتیکی مربوط است که در حاشیه این نشست فراهم می‌شود.

چنانکه یکی از اقدام‌ها و رویدادهای مهمی که در این ایام رقم خورد، برگزاری نشست ۱۲ با ابتکار دونالد ترامپ بود؛ فرصت مهمی که معتقدم اتفاقا ایران و شخص آقای پزشکیان باید از آن بهره می‌برد و حتی اگر لازم بود، برای شرکت در آن پیشنهاد می‌داد؛ اتفاقی که رقم نخورد و در نتیجه دیدیم کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس به‌ویژه عربستان‌سعودی چگونه از این فرصت برای تشدید فشار علیه ایران استفاده کردند.

نکته حائزاهمیت در این رابطه آن است که اگرچه ما توانایی چندانی در جلوگیری از اقدامات کشورهای خارجی نداریم اما می‌توانیم اقدامات خودمان را در حوزه‌های گوناگون به‌نحوی مدیریت کنیم که منجر به بهبود اوضاع و فراهم شدن شرایط برای استفاده دیگر کشورها نشود.

حال آنکه در داخل کشور، جریان تندرو با تشدید فشار به دولت پزشکیان، شرایطی را رقم زد که زمینه برای تاثیرگذاری دوچندان تهدیدهای خارجی فراهم شد و در نتیجه جریانی که با سردمداری اسرائیل در راستای تبدیل‌کردن دولت ایران به‌ یک دولت درمانده فعالیت می‌کند، دست بالا را به دست آورد و به این اعتبار، بیراه نیست که بگوییم این تندروی‌ها و تهدیدهای داخلی بود که در نهایت منجر به شکست مذاکرات نیویورک شد.

با این حساب، معتقدم آنچه منجر به بی‌نتیجه ماندن سفر پزشکیان شد، بیش از هر عامل دیگر، همین اقدام‌ها و تندروی‌های داخلی بود که در عمل باعث شد از ایران تا اسرائیل و راهروهای سازمان ملل متحد در نیویورک، آنچه رقم خورد، موفقیت اسرائیل و تندروهای آمریکا و حتی تندروهای داخلی در تشدید انزوای ایران باشد.

تندروهایی که در داخل کشور با اقدام‌ها و مواضع و تهدیدهای‌شان، سعی کردند پزشکیان را رییس‌جمهوری مسلوب‌الاختیار جلوه بدهند. در پایان اگرچه هنوز روزنه‌های کم‌سوی امید برای تغییر این اوضاع وجود دارد و کماکان می‌توان روی تلاش‌های دیپلماتیک و میانجیگری قطر به این دلیل که بیش از دیگر کشورهای منطقه در خطر است و پاکستان که به‌عنوان میانجی‌ اصلی مذاکرات، درگیر یک مساله حیثیتی شده، حساب بازکنیم .

اما واقعیت این است که احتمال جنگ پیشدستانه ازسوی ایران بیش از احیای مذاکرات و دستیابی به توافق محتمل است؛ در نتیجه هیچ بعید نیست که در آینده نزدیک، شاهد ازسرگیری تنش نظامی در پی آغاز جنگی پیشدستانه ازسوی ایران باشیم. 

حشمت الله فلاحت پیشه - جهان صنعت 

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.