لباسی که امروز در کانون توجه طراحان بزرگ مد جهان و به خصوص در نمایشهای فرش قرمز قرار دارد، سالها پیش از آن، بخشی از زندگی روزمره مردمی بوده که در آغوش طبیعت وحشی با سرما، باد و سنگها مقابله میکردند. در مناطق مهآلود تالش یا دامنههای زاگرس، پوششهای چوپانان نه بر اساس سلیقههای زودگذر زیبایی بلکه در پاسخ به نیازهای بقا و محدودیتهای جغرافیایی شکل یافتهاند. این بالاپوشها که تداعیگر شبزندهداری در دشتها و کوهها هستند، اکنون به طرز تازهای در صحنههای بینالمللی مد نمایان شدهاند.
طبق گزارش ایسنا، مجموعه پاییز و زمستان ۲۰۲۶ لویی ویتون (Louis Vuitton) که به دست نیکولاس گسکیه (Nicolas Ghesquière) طراحی شده، در موزه لوور پاریس رونمایی شد و توجه علاقمندان به فرهنگ و پوشاک را به خود جلب کرد. این طراح با به کارگیری الیاف ضخیم، حجمهای آزاد و فرمهای شبیه شنل، مفهومی با عنوان فولکلور آیندهنگر را ارائه نموده است؛ طراحیهایی که در نگاه اول برای مخاطب ایرانی، تداعیگر بالاپوشهای سنتی مانند شولا و چوقا به نظر میرسند.
پوشاک معماری و بازخوانی فرهنگهای زیستی
مجله معتبر ووگ در تحلیل این نمایش مد، برخی از طراحیها را مشابه «کِپِنِک» یا پوشش نمدی چوپانان آناتولی توصیف کرد که با ترکیبی از پشم، موی حیوانات و حاشیهدوزیهای چرمی دوباره طراحی شدهاند. گسکیه در توضیح دیدگاه هنری خود تأکید کرده است که در پی خلق نوعی «لباس معماری» بوده است تا الگوهای زندگی و پوشش اقوام مختلف از نپال تا پرو و استپهای مغول را در یک فرم واحد منعکس کند. بر این اساس، تناسبهای بصری با پوششهای سنتی ایرانی نتیجه همپوشانی تجربیات زیست جوامع دامدار برابر با عناصر محیطی است، نه اینکه بهطور رسمی از سوی طراح فرانسوی ارجاع شده باشد.
زندگی جوامع کوچرو و دامدار در سراسر جهان به شدت به فرمهای کارآمد و ساده مرتبط است. هنگامی که هدف نهایی یک پوشش، محافظت مؤثر از رطوبت، ایجاد بادگیر و امکان آزادی حرکت باشد، برشها به سادگی به سمت ساختارهای بدون آستین و یکپارچه هدایت میشوند.

شولا؛ راز بقای چوپانان در کوهستانهای شمال
شولا در بستر فرهنگی گیلان و مازندران، به ویژه در میان چوپانان تالشی و گالش، نوعی بالاپوش بلند، عریض و بدون آستین به حساب میآید که به شکلی منحصر به فرد تهیه میشود. بنا به اطلاعات ارائهشده در دانشنامه ایرانیکا، این لباس از نمد فشرده و یکپارچه تهیه میگردید و بخش جلویی آن با بندهایی مقاوم به شانهها متصل میشد.
جالبتوجه این است که شولا به عنوان یک عنصر اجتماعی در ساختار سنتی گلهداری به شمار میرود. این پوشش نه به عنوان دارایی فردی چوپان، بلکه به عنوان یک ابزار جمعی قلمداد میشد. چوپانها در هنگام شب یا در زمان استراحت در دشت، خود را در این بافت نمدی و غیرقابل نفوذ میپیچیدند تا دمای بدنشان در برابر سرما محافظت شود. تراکم بالای نمد طبیعی، عایقی بینظیر در برابر رطوبت و باران ایجاد مینمود.
چوقای بختیاری و ارزشهای ناملموس یک هنر کهن
در سوی دیگر فلات ایران، مردان ایل بختیاری به تنپوشی به نام چوقا (یا چوخا) روی آوردهاند که از پشم طبیعی بافته میشود. این بالاپوش شهرت خود را به خاطر نقوش هندسی عمودی و تضاد رنگهای سیاه و سفید کسب کرده است. هنر بافت چوقا نه تنها یک مهارت دستی به شمار میآید، بلکه نماد هویت فرهنگی و ارتباط عشایر با طبیعت است.
ثبت رسمی چوقا در فهرست میراث فرهنگی ناملموس کشور در سال ۱۳۹۳ و همچنین ثبت «مهارت بافت چوقا» به شماره ۱۰۸۰ در فهرست آثار ملی در سال ۱۳۹۴، نشان دهنده اهمیت حفاظت از دانش سنتی این سرزمین است. این ثبتهای ملی تاکید میکنند که ارزش واقعی پوششهای محلی، فراتر از ظاهر آنها قرار دارد و در حافظه جمعی و دانش دیرینه نهفته است.

تبدیل فرم کاربردی به زیباییشناسی معاصر
مشاهده تصاویری از پاریس که خطوط و فرمهای آشنا از پوشاک بومی ایران را به یاد میآورد، فرصتی برای تفکر در مورد آینده فرمهای سنتی در دنیای معاصر فراهم کرده است. در سالهای اخیر، جذب طراحان مد به احیای نقوش فولکلوریک شدت گرفته است؛ سنتی که در صورت عدم توجه به روایتهای صحیح از خاستگاههای جغرافیایی میتواند به یک کپی فرمی سطحی تبدیل گردد.
شولا و چوقا پیش از آنکه به عنوان الگوهایی جذاب برای طراحان بینالمللی محسوب شوند، ثمره سازگاری انسان ایرانی با جغرافیای دشوار دشت و کوهستان در طی هزاران سال هستند. مشاهده این الگوها در دنیای فشن معاصر، فرصتی بینظیر را فراهم میآورد تا داستان این دستبافتههای اصیل را با نام و هویت تاریخی خود بازخوانی نماییم.