بررسی فیلم «خانوم والده»؛ آیا گریم زنانه رضا عطاران موفق بوده است؟
فرارو- اکران فیلم سینمایی «خانوم والده» با بازی رضا عطاران به تازگی در سینماهای کشور آغاز شده است؛ آثاری که در همان ابتدای کار به دلیل گریم متفاوت عطاران و پیشفرضهای داستانیاش توجه علاقهمندان به کمدی را به خود جلب کرده، همزمان با انتقادهایی درباره نوع شوخیها و نیز روش اجرای ایده مرکزی آن روبهرو شده است.
به گزارش فرارو، این فیلم یکی از آثاری است که با مشاهده پوستر و تغییر چهره رضا عطاران، انتظار تماشاگر را برای مواجهه با یک کمدی پرهیجان و شاد فراهم میآورد.
ایده داستان نیز در نگاه نخست قابلیت قابل توجهی برای خلق موقعیتهای کمدی دارد؛ دو برادر که در فقر دست و پا میزنند، به ارثی میرسند که از مادرشان بهجا مانده و یکی از آنها برای دستیابی به این پول تصمیم میگیرد که نقش مادرش را بازی کند.
کریم که توسط رضا عطاران نقشآفرینی میشود، به خاطر شباهت ظاهریاش به مادر، به صحنههای مختلفی کشیده میشود که قرار است بنیاد کمدی فیلم را تشکیل دهند. اگرچه این ایده کاملاً نوین نیست، اما میتوانست با بهرهگیری از سوءتفاهمهای پیدرپی، خطر افشای هویت واقعی و تفاوت رفتار شخصیت با نقشی که ایفا میکند، به یک کمدی موقعیتی جذاب تبدیل شود.
چالشهای «خانوم والده» از کجا آغاز میشود؟
مسئله اصلی در فیلم، فاصله میان ایده و نحوه اجرای آن میباشد. فیلمنامه در اکثر مواقع به جای بهرهبرداری از هویت ساختگی کریم برای خلق موقعیتهای جدید، مستقیماً به شوخیهایی روی میآورد که برای تماشاگران کمدی ایرانی چندان غریبه نیستند. بهعنوان مثال، استفاده از شوخیهای جنسی. این سبک شوخی به خودی خود نمیتواند عیب یک فیلم کمدی محسوب شود اما وقتی جای موقعیتسازی و شخصیتپردازی را میگیرد، دامنه کمدی را محدود میسازد.
در «خانوم والده» نیز در برخی صحنهها، به جای بهرهگیری از تضاد میان هویت واقعی کریم و نقش او، شوخیهای جنسی به انتخاب اول فیلم تبدیل میشوند.
گریم رضا عطاران؛ امتیاز یا تکرار یک قالب؟

انتقال رضا عطاران به نقش زنپوش میتواند تنها یکی از ابزارهای کمدی باشد نه موتور اصلی آن. جذابیت چنین وضعیتی زمانی بیشتر میشود که شخصیت برای حفظ هویت ساختگیاش مجبور به تغییر رفتار و همچنین شیوه سخن گفتن خود باشد و به هر حال احتمال فاش شدن هویتش وجود داشته باشد.
اما در «خانوم والده»، بخشی از شوخیها بهطور مستقیم از ظاهر شخصیت و شرایط ناشی از آن نشأت میگیرد. به همین دلیل پس از مدتی برخی از این موقعیتها قابل پیشبینی میشوند و گریم زنانه عطاران نمیتواند به تنهایی نوآوری لازم را به ارمغان آورد.
بخش قابل توجهی از جذابیت فیلم به حضور رضا عطاران بستگی دارد. او همچنان توانایی خلق موقعیتهای کمدی و برقراری ارتباط با تماشاگر را دارد، اما در این اثر نیز بخش عمدهای از بار کمدی بر ویژگیهایی متمرکز است که تماشاگران پیشتر در نقشهای کمدی او دیدهاند.
حتی گریم متفاوت او نیز لزوماً به معنای شکلگیری شخصیتی جدید نیست. لذا انتظار اولیهای که از ظاهر تازه عطاران ایجاد میشود، در برخی جنبهها با آنچه در روایت میگذرد، فاصله دارد.
حضور عباس جمشیدی فر به عنوان پشتیبان در برخی موقعیتها به بهبود ریتم فیلم یاری میدهد، اما فیلمنامه در تمامی صحنهها از ظرفیت رابطه میان دو شخصیت اصلی برای ایجاد موقعیتهای نو بهره نمیبرد.
«خانوم والده» در برخی بخشها از ریتم جالبی برخوردار است و قادر به سرگرم کردن تماشاگر میباشد، اما این ریتم همیشه ثابت نیست. فیلم هر زمان که بر روی موقعیت داستانی و سوءتفاهم میان شخصیتها تمرکز میکند، شانس بیشتری برای شکلگیری کمدی دارد و هر زمان که به شوخیهای مستقیم و آشنا متکی میشود، از این ظرفیت فاصله میگیرد.
«خانوم والده» در نهایت چه چیزی را کم دارد؟
چالش اصلی فیلم را نمیتوان به سادگی به بازیگران یا ایده پایه مربوط دانست. ایده مردی که خود را جای مادرش جا میزند، ظرفیت کافی برای تولید یک کمدی موقعیتی را دارد، اما فیلمنامه نتوانسته است در تمامی مدت فیلم از این ظرفیت بهرهبرداری کند.
در نهایت، «خانوم والده» بیشتر شبیه کمدیای است که به منظور سرگرمی مخاطب به قالبهای آزمایش شده اعتماد کرده است. با این حال، عدم هماهنگی میان ظرفیت داستان و نحوه اجرای آن به وضوح احساس میشود.