هنرمندان سینمای ایران؛ از آغازین تجربهها تا شخصیتهای برجسته امروزی
طبق اعلام خبرگزاری خبرآنلاین، عرصه بازیگری در ایران صرفاً به سینما محدود نمیشود. تئاتر، تلویزیون، تولیدات خانگی و پلتفرمهای آنلاین، هر کدام جزو وامدارهای فعالیتهای هنری بازیگران ایرانی به حساب میآیند. برخی از این هنرمندان از دنیای تئاتر وارد سینما شدهاند، جمعی دیگر از طریق تلویزیون مشهور شدهاند و برخی دیگر با ایفای نقش در آثار هنری و حضور در جشنوارههای بینالمللی، به شهرتی جهانی دست یافتهاند.
برای درک بهتر بازیگران ایرانی، تنها به لیستی از چهرههای نامی بسنده نمیکند. تاریخ بازیگری در ایران به نوعی گرهخورده با تاریخ تحولات روایتگری، ایجاد ستارهها، تئاتر، سینما و تغییر نگرش جامعه نسبت به هویتهای زن و مرد در رسانههاست.
تاریخچه آغاز بازیگری در ایران
ورود سینما به ایران به اوایل قرن بیستم میلادی برمیگردد. مظفرالدینشاه قاجار در سفرهای خود به اروپا، با سینماتوگراف آشنا شد و پس از آن، میرزا ابراهیمخان عکاسباشی برای تأمین تجهیزات فیلمبرداری اقدام کرد. با گذشت زمان، سینما به آرامی به یکی از ابعاد مهم زندگی شهری تبدیل شد. با ظهور سینمای داستانی، تقاضا برای بازیگران نیز افزایش یافت. نخستین فیلمهای ایرانی هنوز با استانداردهای حرفهای امروز فاصله داشتند و فرآیند آموزش منظم بازیگری نیز وجود نداشت.
اوانس اوهانیانس از چهرههای شناختهشده این دوره به شمار میرود. او در سال ۱۹۳۹، نخستین مرکزی برای آموزش بازیگری در ایران را راهاندازی کرد. این اقدام یکی از نخستین تلاشها برای ایجاد آموزش بازیگری بهصورت سازمانیافته در سینما بود.
پیشگامان زن در عرصه بازیگری ایرانی
حضور زنان در سینمای ایران از سالهای اولیه با محدودیتهای اجتماعی و فرهنگی مواجه بود. روحانگیز سامینژاد به عنوان یکی از چهرههای تأثیرگذار این سبقه، نخستین بازیگر زن شناختهشده در سینمای ناطق فارسی بهشمار میرود. او در فیلم «دختر لر» به کارگردانی عبدالحسین سپنتا، که متعلق به سال ۱۳۱۲ است، ایفای نقش کرد؛ که از جمله نخستین آثار ناطق فارسی محسوب میشود. حضور او در سینما نهتنها یک رویداد هنری، بلکه به تحولات اجتماعی و فرهنگی آن زمان نیز نمایانگر بود. بروز یک زن ایرانی در برابر دوربین در جامعه آن زمان واکنشهای متفاوتی را به همراه داشت و فعالیت سینمایی او مدت زیادی ادامه نیافت.
تحقیقات و گزارشهای مرتبط با زندگی سامینژاد نشاندهنده این نکته است که ورود زنان به سینما به نوعی اشاره به مدرنیته و حضور اجتماعی جدید آنان داشته است، در عین حال بازیگران زن با محدودیتها و فشارهای جدی مواجه بودند. سرنوشت روحانگیز سامینژاد نشاندهنده آن است که نخستین حضور زنان در سینمای ایران با وجود اهمیت تاریخی، هزینههای اجتماعی سنگینی مبتنی بر خود داشت. پس از این دوره، تدریجاً زنان به سینما وارد شدند و به یکی از ارکان اصلی روایت در سینما و تلویزیون تبدیل گشتند.
توسعه سینمای تجاری و بروز ستارهها
در دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰، سینمای ایران به سمتی حرکت کرد که تولید فیلمهای تجاری افزایش یابد. در این برهه، مفهوم «ستاره» به تدریج اهمیتی دوچندان پیدا کرد و برخی از بازیگران به چهرههای شناختهشده و محبوب جامعه تبدیل شدند. محمدعلی فردین، ناصر ملکمطیعی و تقی ظهوری از جمله شخصیتهایی بودند که در شکلگیری فرهنگ ستارهسازی در سینمای ایران تأثیرگذار بودند. نام برخی از این بازیگران گاهی به همان اندازه نام فیلمها مهم تلقی میشد و حضورشان نقشی کلیدی در جذب مخاطب و رونق سینما داشت. در این زمان، بازیگر دیگر فقط یک ایفا کننده نقش نبود؛ چهره، شیوه حضور و میزان محبوبیتاش به ابزاری حیاتی در تبلیغات و فروش فیلم تبدیل میشد. این ویژگی به گسترش مفهوم «ستاره سینما» در ایران کمک شایانی نمود.
اهمیت دوبله در پایندگی شخصیتها
دوبله در تاریخ سینما و تلویزیون ایران فراتر از فقط انتقال دیالوگ عمل کرده است. دوبلرهای برجسته با انتخاب واژهها، نوع بیان، مکثهای دقیق و هماهنگی صدا با حرکات بازیگران، به خلق هویت بسیاری از شخصیتها یاری رساندهاند. بسیاری از بینندگان ایرانی شخصیتهای خارجی را نه تنها از روی چهره بازیگر، بلکه به یاد صدا و لحن دوبلر آنان به خاطر میآورند. گاهی اتفاق میافتد که صدای یک دوبلور بهقدری با شخصیت پیوند میخورد که تغییر آن برای أطرافیان دشوار میشود. از این رو، دوبله جزئی از فرآیند ستارهسازی در رسانه بهشمار میرود و صداپیشگان در کنار بازیگران سهم عمدهای در شکلدهی به حافظه جمعی بینندگان دارند.
تغییرات بازیگری در سینمای موج نو
در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، سینمای ایران به مرحلهای نو پا نهاد. به وجود آمدن جریان سینمای موج نو، تأکید بیشتری بر واقعگرایی اجتماعی، ادبیات، شخصیتپردازی و بیان هنری گذاشت. فیلمسازانی چون داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، بهرام بیضایی، ابراهیم گلستان و فرخ غفاری در تحول این سبک سینمایی نقش بسزایی داشتند. در این دوران، نقش بازیگر نیز دستخوش تغییرات مهمی گشت. دیگر بازیگر نیازی به صرفاً یک ستاره تجاری بودن نداشت، بلکه شخصیتپردازی، جو اجتماعی و روش اجرای نقش بیشتر از پیش جایگاه فرهنگی خود را پیدا کرد.
عزتالله انتظامی، علی نصیریان، محمدعلی کشاورز و جمشید مشایخی ازجمله بازیگرانی بودند که بهطور مرتب میان تئاتر و سینما رفتوآمد داشتند و به شکلگیری نوعی بازیگری مبتنی بر تجربیات صحنه، شناخت عمیق شخصیت و توانمندی در ایفای نقشهای متنوع کمک کردند. علی نصیریان نمونه بارز این نسل است. او فعالیت خود را از تئاتر آغاز کرد و سپس در سینما و تلویزیون به یکی از چهرههای شناختهشده مبدل شد. حضور او در فیلم «گاو» به کارگردانی داریوش مهرجویی، از نقاط عطف کارنامه او و نمونۀ بارز همکاری بازیگران تئاتری با سینمای موج نو به شمار میرود.
پرویز فنیزاده؛ طنز ماندگار و بیانی ویژه
پرویز فنیزاده به عنوان یکی از بازیگران برجسته تئاتر، سینما و تلویزیون ایران شناخته میشود. شیوه عملکرد خاص، بیان منحصر به فرد و توانایی او در ایفا نقشهای طنز و جدی، موقعیتی ماندگار در تاریخ هنرهای نمایشی ایران برایش به ارمغان آورد. او فعالیت هنری خود را از دنیای تئاتر آغاز کرد و تجربیات صحنهاش تأثیر بسزایی در شکلگیری سبک بازیگریاش گذاشت. او در سینما شاهد حضوری پررنگ در فیلمهایی همچون «رگبار»، «گاو»، «آرامش در حضور دیگران» و «تنگسیر» بود. اما بسیاری از مخاطبان او را با نقش مش قاسم در مجموعه تلویزیونی «داییجان ناپلئون» به یاد میآورند. جملات ماندگار، لحن خاص و طنز جالب توجه او، این شخصیت را به یکی از کاراکترهای به یاد ماندنی تلویزیون ایران تبدیل کرده است. بازیهای او ترکیبی از سادگی، زیرکی، شوخطبعی و واقعگرایی بود. پرویز فنیزاده در سال ۱۳۵۸ درگذشت، ولی شخصیتهایش همچنان برای چند نسل از بینندگان خاطرهانگیز است.
بهروز وثوقی؛ ستارهای درخشان در سینمای پیش از انقلاب
بهروز وثوقی از بارزترین ستارههای سینمای ایران در قبل از انقلاب بهشمار میآید. او با ایفای نقش در فیلمهای اصلی و آثاری از موج نو، مفهوم ستاره بودن در سینمای ایران را دگرگون کرد. وثوقی فعالیت هنری خود را در دهه ۱۳۳۰ آغاز نمود، اما شهرت فراگیرش در دهه ۱۳۴۰ به اوج خود رسید؛ دورهای که شخصیتهای اصلی فیلمها را با تنهایی، شکست، فقر، خشونت و تضادهای اجتماعی به تصویر کشید. او با کارگردانانی همچون مسعود کیمیایی، امیر نادری و ناصر تقوایی همکاری کرد و نماد هایی متنوع را از شخصیتهای مختلف به نمایش گذاشت.
نقش قیصر در فیلم «قیصر» نقطه عطف کارنامه وثوقی بود. این شخصیت معترض و زخمخورده در مقابل بیعدالتی ایستادگی میکرد و به نماد قهرمان سینمای اجتماعی ایران بدل شد. بازی او در فیلمهایی مانند «رضا موتوری»، «داشآکل»، «گوزنها»، «تنگسیر» و «سوتهدلان» نشان میدهد که محبوبیتش محدود به چهره و حضور ستارهوارش نبوده و صدای خاص، نگاه نافذ، حرکات کنترلشده و توانایی در انتقال خشم و اندوه، از ویژگیهای کلیدی بازی او به شمار میروند. با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، فعالیت سینمایی وثوقی در ایران بهتوقف رسید و او در خارج از کشور به کار خود ادامه داد. با این حال، جایگاه او در تاریخ سینمای ایران در ذهنها باقی مانده و نامش با مفهوم ستاره، قهرمان و بازیگری ماندگار گره خورده است.
تأثیر تئاتر بر فرآیند بازیگری در ایران
یکی از ویژگیهای مهم تاریخ بازیگری ایران، ارتباط عمیق و نزدیک میان تئاتر و سینما میباشد. بسیاری از بازیگران بزرگ ایرانی، فرآیند یادگیری خود را با تئاتر آغاز کرده و تجربیات صحنه را به سینما منتقل کردند. تئاتر به بازیگران اجازه میدهد با متون پیچیدهتر، شخصیتهای مختلف، روشهای بیان و ریتم اجرا پرداخته و آزمایش کنند. طی این روند، سینما و تلویزیون نیز به بازیگران تئاتری فرصتی برای دیدهشدن در جمع گستردهتری دادند. این ارتباط، موجب شد تا در برخی دورهها بازیگری فراتر از صرف اینکه بر پایه ستارهسازی شکل بگیرد، به شناخت عمیق شخصیت و توانایی در اجرای نقشهای متفاوت توجه داشته باشد. علی نصیریان، محمدعلی کشاورز، عزتالله انتظامی و جمشید مشایخی نمادهایی از این روند هستند.
محدودیتها برای برخی بازیگران پس از انقلاب
پس از انقلاب ۱۳۵۷، ساختار فرهنگی و هنری کشور دستخوش تغییرات عمدهای شد. سینما نیز به عنوان یکی از عرصههای هنری، با قوانین و معیارهای جدیدی مواجه شد. در این برهه، گروهی از بازیگران شناختهشده پیش از انقلاب دیگر نتوانستند به فعالیت رسمی در سینما و تلویزیون ادامه دهند. بسیاری از آنها به خارج از کشور مهاجرت کردند یا در ایران ماندند، ولی برای سالها یا برای همیشه از پروژههای رسمی دور شدند. دلایل این محدودیتها متفاوت بودند، که از سابقه فعالیت در سینمای پیش از انقلاب و شهرت عمومی گرفته تا نوع نقشها، حضور در آثار تجاری یا ارتباط با ساختار فرهنگی قبل از انقلاب را در بر میگرفت.
در میان این چهرهها، نامهایی چون بهروز وثوقی، ناصر ملکمطیعی، محمدعلی فردین و ایرج قادری بیشتر به چشم میخورد. ناصر ملکمطیعی سالها از حضور در فیلمهای سینمایی محروم بود و در سالهای پایانی عمر خود فقط در فیلم «نقش نگار» حضوری کوتاه داشت. محمدعلی فردین نیز با وجود داشتن شهرتی وسیع، نتوانست مجدداً بهطور رسمی به فعالیت سینمایی بپردازد. این محدودیتها فقط مختص بازیگران مرد نبود و تعدادی از بازیگران زن نیز به دلیل تغییر مقررات، معیارهای فرهنگی و شرایط اجتماعی جدید از ادامه فعالیت رسمی بازماندند.
فرشته جنابی؛ مثالی از محدودیتهای زنان بازیگر
فرشته جنابی از بازیگران سرشناس سینمای پیش از انقلاب به شمار میرفت که در چندین فیلم تجاری آن زمان حضور داشت. پس از انقلاب و تغییر معادلات فرهنگی، فعالیت بسیاری از بازیگران زن پیش از انقلاب متوقف شد و جنابی نیز نتوانست به فعالیت رسمی در سینما و تلویزیون ادامه دهد. سرنوشت او بهعنوان نمونهای از وضعیتی است که در آن، تغییرات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مسیر حرفهای بازیگران را تحت تأثیر قرار میدهد و گاه این تغییرات نه به کیفیت هنری، بلکه به عوامل بیرونی مرتبط است. بررسی زندگی و کارنامه این بازیگران، نوری بر تاریخ کمتر شناختهشده زنان فعال در سینمای ایران و تبعات تحولات فرهنگی پس از انقلاب میافکند.
بازیگران ایرانی پس از انقلاب ۱۳۵۷
پس از انقلاب ۱۳۵۷، ساختار سینما و تلویزیون ایران دچار تحولات زیادی شد و جریانی از چهرههای جدید به عرصه بازیگری وارد گردید. در دهه ۱۳۶۰، فعالیت بازیگران در سینمای ایران بیشتر متوجه روایتهای اجتماعی، جنگ، خانواده و مسائل انسانی بوده است. تلویزیون در این زمان نقش تعیینکنندهای در معرفی چهرههای تازه ایفا کرد. برخی از بازیگران موفق به برقراری ارتباط میان سینمای هنری و آثار عمومی شدند. پرویز پرستویی، امین تارخ، فاطمه معتمدآریا و مهدی هاشمی از جمله بازیگرانی هستند که در دهههای بعد مسیرهای متنوعی را دنبال کردهاند.
نسل جدید بازیگران زن ایرانی
بازیگران زن در سینمای پس از انقلاب تأثیر چشمگیری بر تحول شخصیتپردازی و روایتهای اجتماعی داشتهاند. سوسن تسلیمی به عنوان یکی از چهرههای کلیدی این جریان، در آثار بهرام بیضایی نظیر «چریکه تارا»، «مرگ یزدگرد» و «باشو، غریبه کوچک» درخشید و به یکی از بازیگران تأثیرگذار سینمای هنری ایران تبدیل شد. پس از او، بازیگرانی نظیر فاطمه معتمدآریا، گلاب آدینه، نیکی کریمی، هدیه تهرانی، لیلا حاتمی و ترانه علیدوستی هرکدام در دورهای از سینما حضوری قابل توجه داشتهاند. مسیر حرفهای این بازیگران بسیار مختلف بود. برخی از تئاتر وارد سینما شده، برخی به واسطه آثار هنری شناخته شدند و عدهای نیز از طریق فیلمهای تجاری یا سریالهای تلویزیونی به شهرت رسیدند. این تنوع نشان میدهد که تجربه بازیگری زنان در ایران به مدلی واحد محدود نشده است.
بازیگران ایرانی در دهههای اخیر
از دهه ۱۳۷۰ به بعد، سینمای ایران شاهد ظهور نسلهای مختلفی از بازیگران بوده است. جشنوارههای داخلی، سینمای مستقل و نمایش فیلمهای ایرانی در جشنوارههای بینالمللی، فرصتهای تازهای را برای بازیگران ایجاد نموده است. شهاب حسینی، پیمان معادی، نوید محمدزاده، پریناز ایزدیار، هانیه توسلی و نگار جواهریان از جمله بازیگرانی هستند که به این نسل جدید تعلق دارند. برخی از این چهرهها در سینمای اجتماعی و مستقل پررنگتر ظاهر شدهاند و بعضی دیگر در پروژههای تجاری و سریالهای نمایش خانگی فعالیت دارند. موفقیت فیلمهای ایرانی در جشنوارههای بینالمللی، موجب شده تعدادی از بازیگران ایرانی در خارج از کشور نیز شناخته شوند، بهویژه در ارتباط با آثار کارگردانانی چون عباس کیارستمی، اصغر فرهادی و جعفر پناهی.
بازیگران ایرانی و سینمای اجتماعی
توجه به مسائل اجتماعی یکی از ویژگیهای برجسته سینمای ایرانی در ادوار مختلف است. در این فیلمها، از بازیگران انتظار میرود شخصیتهایی را ایفا کنند که به زندگی روزمره و تجربیات حقیقی مردم نزدیک باشند. این رشته ویژگی به سمت بازیهای کماغراق و واقعگرایانه در سینمای اجتماعی ایران گرایش پیدا کرده است. بازیگران بهجای نمایش مستقیم احساسات، شخصیتها را از طریق رفتارهای روزمره، سکوتها، مکثها و جزئیات کوچک تعریف میکنند. شخصيتهاي فيلمهاي اجتماعي عموماً به عنوان قهرمانهاي كلاسيك معرفی نشده و بیشتر با چالشهایی نظیر مشکلات اقتصادی، خانوادگی، اخلاقی یا اجتماعی مواجه هستند. این پیچیدگیها به فرصتهای گستردهتری برای شکلگیری نقشهای چندلایه منجر میشوند.
نقش تلویزیون در شکلگیری چهرههای معروف
تلویزیون نیز تأثیر قابل توجهی در تاریخ بازیگران ایرانی دارد. بسیاری از بازیگران از طریق سریالهای تلویزیونی شهرت پیدا کردند و بینندگان سالها در نقشهای مختلف آنها را دنبال کردهاند. علی نصیریان، محمدعلی کشاورز و عزتالله انتظامی علاوه بر حضور سینمایی، در مجموعههای تلویزیونی نیز شناخته شدهاند. در نسلهای بعدی، بازیگرانی مانند مهران مدیری، رضا عطاران و امین حیایی نیز بخش زیادی از شهرت خود را از تلویزیون بهدست آوردند. تفاوت تلویزیون با سینما در استمرار تعامل با مخاطب نهفته است. یک سریال میتواند هفتهها یا حتی ماهها ادامه داشته باشد و شخصیت بازیگر به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شود. این ویژگی، تلویزیون را به یکی از عوامل مؤثر در ستارهسازی و محبوبیت بازیگران تبدیل کرده است.
ورود بازیگران به عرصه نمایش خانگی
با گسترش شبکه نمایش خانگی و پلتفرمهای آنلاین، فضای فعالیت بازیگران ایرانی دستخوش تغییرات عمدهای شده است. بازیگران نامی سینما به همراه چهرههای تلویزیونی در سریالهای خانگی به ایفای نقش پرداختهاند و برخی بازیگران تازهکار از این مسیر راهی به شهرت یافتهاند. سریال «شهرزاد» نمایانگر این موضوع است که نمایش خانگی میتواند برای بازیگران فضایی برای حضوری با نقشهای عمیق و چندلایه فراهم کند. علی نصیریان نیز به عنوان بخشی از این مجموعه، یکی از برترین نقشهای کارنامه متأخر خود را ایفا کرد و برای آن جایزه حافظ را دریافت نمود. در سالهای اخیر، ژانرهای جنایی، معمایی، اجتماعی و خانوادگی در نمایش خانگی گسترش یافته و تنوع نقشهای بازیگران نیز چشمگیرتر شده است.
ویژگیهای بازیگران ماندگار
دائمی بودن یک بازیگر صرفاً به شهرت محدود نمیشود. برخی از بازیگران ممکن است برای مدتی به شدت محبوب باشند، اما با گذشت زمان، تصویرشان در حافظه عمومی کمرنگ شود. در حالی که بعضی بازیگران با تعدادی معدود نقش، تأثیر عمیقی بر تاریخ سینما برجا میگذارند.
عوامل مختلفی در استمرار شهرت بازیگران نقش ایفا میکند؛ از جمله:
- توانایی در تغییر نقشها؛
- درک عمیق از شخصیت؛
- کنترل بر بیان و بدن؛
- انتخاب پروژههای متنوع؛
- تجربه در تئاتر؛
- توانایی در برقراری ارتباط با مخاطب؛
- حضور در آثار با اهمیت در یک دوره تاریخی؛
- کیفیت فیلمنامه و کارگردانی.
محمدعلی کشاورز یکی از بازیگرانی است که در سینما، تلویزیون و تئاتر تأثیرگذار بوده است. وی در فیلمهایی شامل «آقای هالو»، «رگبار» و «صادق کرده» نقشآفرینی کرده و با بازیهای ماندگار خود در تلویزیون و تولیدات علی حاتمی شناخته میشود. حضور او در «هزاردستان» و «مادر» بخش قابل توجهی از کارنامه هنریاش را شکل داد.
چشمانداز بازیگری در ایران
تغییرات در رسانهها باعث شده است که مسیر ورود به حرفه بازیگری نیز در حال تحول باشد. گذشته، تئاتر، سینما و تلویزیون مسیرهای اصلی بودند، اما امروز نمایش خانگی و پلتفرمهای آنلاین نیز بخش بزرگی از بازار تولید را به خود اختصاص دادهاند. این دگرگونی از یک سو فرصت برای حضور بیشتر بازیگران فراهم کرده و از سوی دیگر، رقابت برای نقشهای مهم را افزایش داده است. در این شرایط، آموزش، تجربه فنی و قابلیت بازی در قالبهای مختلف بیش از پیش اهمیت پیدا کرده است. مخاطب امروز با بازیگران و سبکهای بازیگری متفاوتتری روبهروست. بهطوری که صرفاً شهرت تلویزیونی یا سینمایی نمیتواند مسیر حرفهای یک بازیگر را تعیین کند و کیفیت ایفای نقشها در پروژهها نیز به مبحثی اساسی تبدیل شده است.
نگاهی کلی
تاریخ بازیگران ایرانی به نوعی همپوشانی با تاریخ سینما، تئاتر، تلویزیون و تحولات فرهنگی ایران دارد. از روحانگیز سامینژاد و بازیگران ابتدایی سینما تا ستارههای سینمای تجاری، بازیگران موج نو و چهرههای نوظهور پس از انقلاب، هر دوره تأملی جدید به مفهوم بازیگری ارائه داده است.
در این مقطع، بازیگر ایرانی نه صرفاً یک ایفا کننده دراماتیک بوده است. بسیاری از بازیگران به دلیل شخصیتهایی که به تصویر کشیدهاند، به بخشی از حافظه جمعی تبدیل شدهاند. برخی اقدامات از خود بازیگر نیز ماندگارتر میشود، در حالیکه بعضی بازیگران با گروهی از نقشهای متفاوت بر عرصه تاریخ سینمای ایران تأثیرگذار بودهاند. از این رو، شناخت بازیگران ایرانی بهتنهایی با فراهم آوردن فهرستی از نامهای معروف به سرانجام نمیرسد. برای درک این جریان، لازم است تاریخ سینمای ایران، جایگاه تئاتر، تحولات تلویزیون، شکلگیری سینمای موج نو، تغییر رویکرد زنان در سینما، ظهور نمایش خانگی و تغییر سلیقه مخاطبان نیز مورد توجه قرار گیرد. بازیگری در ایران در طول بیش از یک قرن، همواره با همین تحولات در حال تغییر بوده و همچنان یکی از اجزای کلیدی روایت داستان و تصویرگری جامعه در سینما، تلویزیون و رسانههای بصری باقی مانده است.
۵۹۵۷