سفر یک ژاپنی در جستوجوی سفال ایران
همشهری آنلاین- زهرا رفیعی: کتاب «در جستوجوی سفال ایران» تألیفی از میتسوکنی یوشیدا، پژوهشگر ژاپنی، است که در دهه ۶۰ میلادی به بررسی سفال و محوطههای تاریخی کشورمان پرداخته و یافتههای خود را در قالب سفرنامهای مکتوب کرده است. این اثر شامل مشاهدات و مستنداتی است که در بازخوانی جغرافیای تاریخی، تحول هنر تصویری، شیوه زندگی و حتی ارتباطات ادبیات و هنر ایران کمک میکند.

از نیشابور تا هرمز؛ روایت یک سفر ژاپنی
کیانوش معتقدی، مترجم و نماینده بخش فرهنگی سفارت ژاپن، درباره ایده ترجمه این کتاب که در دوران پاندمی کرونا به ذهنش خطور کرده، بیان کرد: میتسوکنی یوشیدا، پروفسور ژاپنی، در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی بارها به منظور آشنایی با سفال ایران به سفر به شهرهای مختلف کشور پرداخت. در خلال این سفرها و بازدید از محوطههای باستانشناسی و موزهها، یوشیدا بتدریج به فرهنگ ایران علاقهمند شد و در نتیجه، کتابی را تصنیف کرد که علاوه بر جنبه علمی، شباهت زیادی به یک سفرنامه فرهنگی دارد. این اثر، به مقایسه دو جهان ایران و ژاپن میپردازد و بر اساس نسخهای به زبان انگلیسی به فارسی ترجمه شده است.
وی افزود: یوشیدا در طی سفرهای خود به بررسی شهرهای کلیدی و مراکز تولید سفال از دوران باستان تا عصر معاصر (دهه ۳۰ و ۴۰ شمسی) میپردازد و در گزارشهای خود، مشاهدات شخصی، دادههای باستانشناسی و تجربیات مرتبط با هیأتهای باستانشناسی را جمعآوری میکند. روایت کتاب از تاریخهای دور آغاز میشود و به دوران حال حاضر نویسنده میرسد و سیر تحول سفال در ایران را به تصویر میکشد.

به گفته مترجم، یوشیدا تصویری از «ایران فرهنگی» را به نمایش میگذارد که تحت تأثیر سفرهای باستانشناسانه او به مناطقی همچون پاکستان و هند شکل گرفته است؛ مناطقی که در آنجا هنوز سفالگران از تکنیکها و روشهای قدیمی و کورههای سنتی برای تولید سفال و نقاشی روی آن استفاده میکنند.
معتقدی بخش پایانی کتاب را یکی از جذابترین قسمتها دانست و تصریح کرد: سفر یوشیدا به هرمز، بهترین خاتمه برای این سفرنامه قلمداد میشود. در این سفر، او با انبوهی از سفالینههای شکسته و آثاری روبرو میشود که نه تنها در هرمز، بلکه در سرتاسر ایران به فراوانی وجود دارند و معمولا هیچ توجهی به آنها نشده است.
او به نقل از یوشیدا در خصوص حضورش در تهران ذکر کرد: نویسنده در تابستان در یک مهمانخانه در نزدیکی خیابان منوچهری، که در آن زمان محل فعالیت عتیقهفروشان بوده، سکونت داشته و در این مدت با دلالانی مواجه میشود که متوجه علاقه خارجیها به خرید آثار تاریخی هستند.
در بخشی دیگر از سفرنامه، یوشیدا به تضاد موجود در نیشابور اشاره میکند؛ شهری که به گفته معتقدی، نویسنده سالها آرزوی دیدن آن را داشته و آن را یکی از زیباترین شهرها در تاریخ میدانسته است. اما او در پاییز به نیشابور میرسد و در میان گرد و غبار، چای تلخ یک قهوهخانه را مینوشد و مینویسد: از سفالهای بینظیر قرن چهارم و پنجم هجری نیشابور دیگر اثری نمیتوان یافت.
معتقدی همچنین به مقایسههای یوشیدا میان سفالگری در ایران و ژاپن اشاره کرده و گفت: نویسنده در بررسی تکنیکهای سفالگری بارها به میراث فرهنگی و هنری ایران و ژاپن اشاره میکند و موزههای ژاپن یکی از مراکز مهم نگهداری آثار ایرانی متعلق به دوران پیش از تاریخ، دوره هخامنشی، فرشهای دوران صفوی و مجموعههای باارزش از سفال و شیشه هستند.

معتقدی بیان کرد: برای تنظیم نسخه فارسی کتاب، علاوه بر ترجمه متن و بهرهگیری از تصاویر موجود در اثر، با یاری استاد عباس اکبری و جستوجوهای اینترنتی، تصاویر بیشتری از آثار و مجموعههای ایرانی نگهداری شده در ژاپن جمعآوری شده و به کتاب افزوده شده است. این کتاب فرصتی برای بازخوانی دنیای ایرانی از منظر یک پژوهشگر ژاپنی ساخته است.
سفرنامهها؛ منابعی برای خواندن تاریخ ایران
عباس اکبری، دانشیار و عضو هیأت علمی دانشکده معماری و هنر دانشگاه کاشان، به ارزش پژوهشی سفرنامهها اشاره کرده و گفت: اگرچه این منابع معمولا طبق معیارهای دانشگاهی و در قالب مقالات علمی نوشته نشدهاند، اما اطلاعات مفیدی در دست دارند و پژوهشگر باید بداند چگونه دادههای مورد نظر خود را از میان آنها استخراج کند.
وی به سفرنامهها به عنوان منبعی کلیدی برای مطالعه تاریخ ایران، بهویژه از دوره صفویه به بعد اشاره کرد و افزود: در سفرنامهها اطلاعاتی ثبت شده که در بسیاری از منابع دیگر یافت نمیشود. این منابع، شباهت به ادبیات شفاهی دارند و گاهی توصیفهایی از شهرها، مردمان، آثار و شیوههای زندگی ارائه میدهند که برای پژوهشهای معاصر مفید واقع میشوند.
ایران از نگاه یک «دیگری»
اکبری همچنین به مفهوم «نگاه دیگری» اشاره کرده و گفت: بیشتر پژوهشهای مربوط به جغرافیا و میراث فرهنگی ایران در حدود یکصد سال گذشته توسط پژوهشگران غربی صورت گرفته است. در حدود چهار دهه است که رشتههایی نظیر پژوهش هنر در کشور ظهور یافتهاند؛ هرچند این رشتهها به تولید پژوهشگران با کیفیت بالا منجر نشده است. پژوهشگران خارجی توصیف خوبی از نمای ظاهری آثار هنری و فرهنگ ایرانی ارائه میدهند، اما قادر به درک لایههای معنایی آنها نیستند، زیرا تجربه زیستهای از زندگی در ایران ندارند.
وی ضرورت ترجمه چنین آثاری را ناشی از همین مشکل دانسته و گفت: با توجه به اینکه بخش عمدهای از آثار و دادههای فرهنگی ایران در خارج از کشور محافظت میشود، ترجمه منابعی که درباره این آثار نگارش شده است، همچنان ضرورتی حیاتی دارد؛ حتی اگر کتاب مورد نظر مربوط به ۵۰ یا ۶۰ سال پیش باشد.

روستاییان عتیقه فروش
اکبری با اشاره به کتاب «در جستوجوی سفال ایران» گفت: اطلاعات ارائهشده در آن گاهی با وضعیت کنونی آثار قابل مقایسهاند. او مثالی از تجربه شخصی خود را در سال ۱۳۷۹ در محوطه باستانی سیلک اعلام کرد؛ جایی که روی زمین، تکههای سفال نقشدار و شکسته پیدا میشد که افراد آنها را برداشته و با آنها گردنبند میساختند. بعدها، به ویژه طی سالهای اخیر، این محوطه کمی ساماندهی شده و تکههای سفال به عنوان دادههای باستانشناسی با اهمیت جمعآوری شده است. یوشیدا در دهه ۱۳۴۰ به همین منطقه سفر کرده و توصیف کرده که در آنجا احساس خستگی کرده است. این روایت به پژوهشگران کنونی این امکان را میدهد که وضعیت محوطه را در چند دهه قبل با شرایط کنونی مقایسه کنند و دریابند چه مقدار از آثار در طی این سالها از بین رفته یا دستخوش تغییر شده است.
عباس اکبری، دانشیار و عضو هیأت علمی دانشکده معماری و هنر دانشگاه کاشان، همچنین به پراکندگی و گاه بینظمی فصلبندی سفرنامهها اشاره کرد و گفت: این ویژگی، با وجود ظاهر آشفته، میتواند برای پژوهشگر ارزشمند باشد. نویسنده ممکن است در یک فصل درباره ایران و در فصل دیگر درباره افغانستان بحث کند، اما همین روایتهای موازی اطلاعاتی را در اختیار پژوهشگر قرار میدهد که از مسیر یک پژوهش دانشگاهی منظم امکانپذیر نیست.
اکبری ادامه داد: این منابع میتوانند به عنوان زمینههای پژوهشی نیز مورد بهرهبرداری قرار گیرند. یکی از چالشهای محصلان دکتری، یافتن موضوع و جامعه آماری مناسب است. حجم اطلاعات فراہمشده در سفرنامهها و دیگر منابع تاریخی میتواند تنوعهای پژوهشی زیادی را فراهم کند؛ چرا که بخش زیادی از آنچه نویسندگان خارجی دیده و ثبت کردهاند، امروز دیگر در ایران موجود نیست.
او همچنین به بازار عتیقه اشاره کرد و گفت: روایتهای موجود در این کتابها میتوانند تصویری از حضور روستاییان به عنوان عتیقهفروش در چرخه مبادله آثار تاریخی ارائه دهند؛ در نیمه دوم سال که فصل کشت به پایان میرسید و فقر گسترش پیدا میکرد، حفاریهای غیرمجاز در مناطقی مثل املش و مارلیک انجام میشد و عتیقهها به دلالان خارجی فروخته میشد. بدون اغراق میتوان گفت که موجودیهای ما در ایران، کمتر از یک درصد است. در موزه ملی از هر دوره تنها دو یا سه اثر نمایش داده میشوند، در حالی که مخزن موزه ملی، به طور مثال، صدها بطری و پیالههای زرینفام دارد. به طور خلاصه، نگاه آکادمیک به این کتابها نمیتواند تنها دیدگاه باشد، اما این منابع میتوانند به عنوان سرنخهای قیمتی به شمار آیند.
عباس اکبری، استاد دانشگاه هنر کاشان، در ادامه تأکید کرده که سفرنامهها و منابع تاریخی پتانسیل بالایی برای مطالعات هنر و فرهنگ ایران دارند، زیرا جزئیات ثبتشده در این آثار، غالبا اطلاعاتی درباره جغرافیا، مسیرهای رفتوآمد و زندگی مردم ارائه میدهند که در دیگر منابع قابل دسترسی نیست. اما از منظر علمی، این متون میتوانند دارای اشتباهاتی باشند که با دانش کنونی ما در تضاد هستند.

توصیفی دقیق اما خالی از معنا
اکبری در پاسخی به پرسش مهدی گوهری درباره چگونگی استفاده از این منابع برای درک مسائل فرهنگی و سبک زندگی مردم گفت: یکی از ویژگیهای کلیدی نگریسته یک شخص خارجی، توانایی دیدن چیزهایی است که برای مردم محلی، به سبب عادی بودن، دیگر جاذبهای ندارد. همین فاصله میتواند ارزش سفرنامهها و روایتهای خارجی را دوچندان کند. اما آنها ممکن است پیوندهای معنایی را به درستی درک نکنند. گاهی یک عبارت یا شعر فارسی که در کنار یک اثر هنری آمده، نه تنها زیبایی ادبی را منتقل میکند، بلکه اطلاعاتی درباره نگرش و زندگی مردم نیز در اختیار ما گذاشته، اما نگاهی خارجی ممکن است قادر به فهم کامل آن نباشد.
او نگارش سفرنامه را کاری دشوار و نیازمند دقت خواند و ادامه داد: در ایران هم هنرمندانی وجود دارند که چنین یادداشتهایی را ثبت کردهاند. اما این روزها زمانی که به دانشجویان و پژوهشگران میگوییم مراحل ساخت را به صورت مستند با موبایل که بسیار در دسترس است، ثبت کنند، آنها اغلب تنبلی میکنند و از آن سر باز میزنند، در حالی که همین یادداشتها و تصاویر شخصی ممکن است در آینده به اسناد اساسی برای شناخت یک دوره خاص تبدیل گردد.
اکبری سپس به کتابی که توسط بنیاد کاشانشناسی منتشر شده اشاره کرد که به زندگی و سفرهای زن گریشمن، باستانشناس، پرداخته و افزود: این کتاب تنها از نگاه تاریخ و باستانشناسی به ایران نمینگرد، بلکه زندگی خانوادگی، حضور یک زن در سفرهای پژوهشی، زندگی در یک کشور بیگانه و تجربههای همراه با یک پژوهشگر را نیز به تصویر میکشد. استفاده از سفرنامهها الزاماً نیاز به متن کاملاً دانشگاهی ندارد، به دلیل آنکه اطلاعات درست و نادرست ممکن است در کنار هم وجود داشته باشند. مسئولیت پژوهشگر این است که اطلاعات را به دقت برررسی کرده و دادههای قابل استناد را استخراج کند.

وجوه پنهان سفالینهها
در ادامه این نشست، کیانوش معتقدی با افزودن بر اظهارات عباس اکبری گفت: ارزش کتاب «در جستوجوی سفال ایران» تنها در ارائه متن تخصصی درباره سفال خلاصه نمیشود؛ بلکه تجربه نویسنده از دوستی با فرهنگ ایرانی، بخش مهمی از اهمیت آن را تشکیل میدهد. این اثر به جای آنکه صرفاً متنی خشک و تکنیکال باشد، سفر و تجربیات نویسنده را روایت میکند و این ویژگی میتواند در درک ایران تأثیرگذار باشد.
او همچنین به دیدگاه یوشیدا نسبت به تحولات دوره پهلوی اشاره کرد و گفت: این سفرنامه تصویری متجانس و صرفاً درخشان از عصر پهلوی دوم ارائه نمیدهد، بلکه تناقضات و تحولات فرهنگی و اجتماعی آن عصر را نیز مدون میکند.
معتقدی خاطرنشان کرد: یکی از ویژگیهای بارز چنین آثاری، قرار گرفتن نویسنده در موقعیت یک ناظر است؛ در بسیاری از سفرنامههای غربی، گزارشگری به صورت بیواسطه و انفرادی انجام میشود.
علاوه بر این، تصاویری که در کتاب گنجانده شده نیز از اهمیت بالایی برخوردارند و معتقدی تلاش کرده است علاوه بر تصاویری که یوشیدا ارائه داده، تصاویری بیشتر از آثار ایرانی موجود در موزههای ژاپن و برخی موزههای ایران جمعآوری و در کتاب به نمایش بگذارد. او به وجود مجموعههای آثار ایرانی در ژاپن اشاره کرد؛ نظیر نمونههایی از آجرهای لعابدار تصویری که به دورههای پیش از هخامنشی مربوط میشوند و تأثیرات فرهنگ بینالنهرین را در خود دارند.
در این نشست تصاویری از کورههای سفالگری در دورانهای مختلف پیش از اسلام و دوران اسلامی، تکنیک «مینایی» که حدود ۱۵۰ سال در رواج بوده، تکنیک زرینفام، کاشیهای مرتبط با تخت سلیمان و... به نمایش درآمد.

در ادامه این نشست، کیانوش معتقدی تأکید کرد: برای شناخت تاریخ هنر ایران، تنها مراجعه به کتابهای تاریخ نقاشی کافی نیست؛ بلکه باید بخش قابل توجهی از تاریخ تصویر و هنر را نیز در سفالها جستجو کرد. نقوش روی سفالها اطلاعاتی درباره پوشش، آیینها، مراسم، موجودات و جنبههای دیگر زندگی ایرانیان ارائه میدهند و بدین ترتیب، سفالها میتوانند بهعنوان مدرک تصویری فرهنگی و اجتماعی ایرانیان مورد مطالعه قرار گیرند.
اکبری، دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه کاشان، با انتقاد از رویکرد تفکیکشده به هنرهای ایران گفت: در برخی تحقیقات، فرش، سفال، کاشی و دیگر هنرها جداگانه بررسی میشوند؛ در حالی که برای شناخت دقیقتر آنها باید به ارتباط میان نقوش، کتیبهها، ادبیات، سفارشدهندگان، کاربرد آثار و شرایط اجتماعی تولید توجه کرد. انتخاب یک شعر یا تصویر بر روی یک شیء نیز نیازمند دقت است و نمیتوان آن را صرفاً به عنوان یک تزئین در نظر گرفت. حتی یادداشتی، قیمت درجشده بر روی یک اثر، نام سازنده یا نوشتهای در پشت یک اثر میتواند اطلاعاتی درباره اقتصاد، تولید، بازار و زندگی اجتماعی آن دوره را در اختیار ما قرار دهد. از این منظر، ارزش یک سفال تاریخی تنها به زیبایی ظاهری یا حفظ وضعیت آن محدود نمیشود؛ حتی یک قطعه فرسوده نیز ممکن است به عنوان مدرکی برای پاسخ دادن به یک سؤال تاریخی عمل کند.