حسابداری کربن؛ از پایش انتشار تا برنامهریزی برای آینده
کربن جزء اساسی طبیعت محسوب میشود و تقریبا میتوان اثر آن را در تمامی جنبههای زندگی مشاهده کرد؛ از موجودات زنده و گیاهان گرفته تا خاک، اقیانوسها و منابع سوخت فسیلی. کربن بهطور مداوم در بین بخشهای مختلف زمین منتقل میشود. گیاهان دیاکسیدکربن موجود در جو را جذب میکنند، این عنصر به زنجیره غذایی وارد میشود و بخشی از آن به خاک و اقیانوسها انتقال مییابد و در عوض، از طریق تنفس موجودات زنده، تجزیه مواد آلی و سوختن مواد کربنی، مجدداً به جو برمیگردد.
با این حال، در میان گازهای موجود در جو، برخی از آنها ویژگی مهمی دارند: توانایی جذب گرما را دارند و مقداری از آن را مجدداً به سطح زمین بازمیگردانند. این دسته از گازها، «گازهای گلخانهای» نامیده میشوند. وجود آنها برای حیات روی زمین حیاتی است؛ چرا که این فرآیند طبیعی باعث ایجاد گرمای لازم برای استمرار زندگی در کره زمین میشود. اگر چنین مکانیزم طبیعی وجود نداشت، زمین به طور چشمگیری سردتر از حال حاضر میبود.
مشکل از جایی آغاز میشود که سطح این گازها در جو به طور غیر منطقی افزایش مییابد. در چنین وضعیتی، گرمای اضافی در سیستم زمین حفظ شده و دمای متوسط سطح زمین بالا میرود؛ پدیدهای که به آن «گرمایش جهانی» میگویند. دیاکسیدکربن یکی از مهمترین گازهای گلخانهای است، اما تنها محدود به این گاز نمیشود. متان، اکسید نیتروژن و برخی گازهای دیگر نیز در گرمایش زمین تأثیر دارند و البته هر کدام به میزانهای مختلفی در جو ماندگاری دارند.
افزایش غلظت گازهای گلخانهای بهدلیل فعالیتهای انسانی در دهههای اخیر به تغییرات وسیعی در سیستم اقلیمی زمین منجر شده است؛ از گرمتر شدن دماهای هوا و اقیانوسها تا ذوب یخچالها، افزایش سطح دریا، تغییر الگوهای بارش، تشدید حوادث اقلیمی و فشار بیشتر بر روی منابع آبی، کشاورزی و اکوسیستمها. بنابراین، موضوع فقط شناخت تغییرات اقلیمی نیست؛ بلکه انسان باید بداند این گازها از کجا به جو وارد میشوند، میزان انتشار آنها چقدر است و چه اقداماتی میتواند به کاهش این میزان کمک کند.

بخش عمدهای از افزایش این گازها ناشی از فعالیتهای انسانی است. هنگامی که ما به سوختن نفت، گاز یا زغالسنگ میپردازیم، کربن ذخیرهشده در این منابع عمدتاً به صورت دیاکسیدکربن به جو انتشار مییابد. فعالیتهای کشاورزی و دامداری، برخی فرایندهای صنعتی، تغییر کاربری زمین و مدیریت پسماند نیز میتوانند به انتشار گازهای گلخانهای منجر گردند. بنابراین، اگر بخواهیم اثرات ناشی از افزایش گازهای گلخانهای را کنترل کنیم، باید ابتدا بدانیم چه مقدار از این گازها از کجا و به سبب کدام فعالیتها منتشر میشود و چه مقدار نیز توسط طبیعت جذب میشود.
اینجا یک پرسش ساده اما حیاتی مطرح میشود: میزان چقدر است؟
یک کارخانه در یک سال چه مقدار گاز گلخانهای تولید میکند؟ یک نیروگاه چه مقدار انتشار دارد؟ تولید یک تن فولاد یا یک محصول کشاورزی با چه میزان انتشار همراه است؟ یک شرکت چه سهمی در انتشار گازهای گلخانهای ایفا میکند؟ و اگر فناوری جدیدی به جای فناوری قدیمی به کار رود، واقعا چه میزان از انتشار کاهش خواهد یافت؟
پاسخ به این سوالات نیازمند اندازهگیری منظم، محاسبه و ثبت اطلاعات است. از این نقطه، مفهوم «حسابداری کربن» مطرح میشود.
حسابداری کربن در سادهترین تعریف یعنی تجزیه و تحلیل انتشار و جذب گازهای گلخانهای؛ اینکه بدانیم چه فعالیتی، در کجا و چه مقدار گاز گلخانهای تولید یا جذب میکند. چون گازهای گلخانهای مختلف تأثیر یکسانی بر گرمایش زمین ندارند، برای مقایسه آنها عموماً اثر آنها به یک واحد مشترک، یعنی «معادل دیاکسیدکربن» یا CO₂e تبدیل میشود. بنابراین، وقتی صحبت از «انتشار کربن» یا «ردپای کربن» به میان میآید، در بسیاری از موارد منظور مجموع اثر گازهای گلخانهای است که به شکل معادل دیاکسیدکربن بیان شده است.
به طور ساده، حسابداری کربن به ما کمک میکند تا بفهمیم کربن و دیگر گازهای گلخانهای از کجا نشأت میگیرد و چه میزان به جو منتشر میشود. همانطور که حسابداری مالی به یک سازمان نشان میدهد که منابع مالی آن از کجا تأمین شده و در کجا هزینه شده است، حسابداری کربن نیز تصویری از منابع انتشار در اختیار قرار میدهد تا مبتنی بر آن تصمیمگیری شود.
برای مثال، در یک کارخانه ممکن است بخشی از انتشار مستقیماً ناشی از استفاده از گاز یا سوخت در تجهیزات کارخانه باشد. بخشی دیگر به مصرف برقی که از نیروگاه تأمینشده مرتبط است. حتی مواد اولیهای که از سایر کارخانهها خریداری میشوند یا محصولاتی که با کامیون، قطار یا کشتی منتقل میشوند نیز میتوانند در میزان انتشار مربوط به آن محصول تأثیر داشته باشند.
بنابراین، حسابداری کربن هدفش تنها دستیابی به یک عدد نهایی نیست؛ بلکه میخواهد مسیر انتشار را روشن کند. این مسیر ممکن است از استخراج ماده اولیه آغاز شود، ادامه یابد به تولید و حملونقل و حتی تا زمان مصرف و خاتمه عمر یک محصول برود.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر نمایان میشود که بدانیم بدون چنین اطلاعاتی، تصمیمگیری دقیق دشوار است. اگر ندانیم که کدام فرایند در یک کارخانه باعث بیشترین انتشار میشود، نمیتوانیم با اطمینان خاطر مشخص کنیم که سرمایهگذاری برای کاهش انتشار باید در کدام را انجام شود. اگر ندانیم کدام بخش از زنجیره تولید یک محصول بیشترین ردپای کربنی را دارد، انتخاب فناوری یا ماده اولیهای با انتشاری کمتر نیز چالشبرانگیز خواهد بود.
از این منظر، حسابداری کربن را میتوان بهعنوان زبان مشترک در اندازهگیری انتشار تعریف کرد؛ زبانی که به کمک آن انتشار گازهای گلخانهای از یک مفهوم کلی و انتزاعی به مجموعهای از اعداد و دادههای قابل اندازهگیری تبدیل میشود. هنگامی که انتشار قابل اندازهگیری باشد، میتوان آن را مقایسه کرد، هدفگذاری برای کاهش آن انجام داد، نتایج اقدامات را سنجید و در خصوص سرمایهگذاریهای مختلف تصمیمگیری کرد.
به همین دلیل، حسابداری کربن دیگر فقط موضوعی مرتبط با پژوهشهای اقلیمی یا گزارشهای زیستمحیطی نیست، بلکه به تدریج تبدیل به موضوعی در عرصه مدیریت، صنعت، تجارت و اقتصاد نیز شده است. کشورها و شرکتها برای کاهش انتشار خود هدفگذاری میکنند، صنایع در پی کاهش مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانهای هستند و در بازارهای جهانی، اطاعات مربوط به میزان انتشار در فرآیند تولید کالاها و خدمات از اهمیت بیشتری برخوردار است.
برای ایران نیز مسئله صرفا این نیست که بدانیم کشور چه مقدار گاز گلخانهای منتشر میکند. مسئله ضروریتر این است که آیا زیرساخت لازم برای اندازهگیری، ثبت، راستیآزمایی و استفاده از این اطلاعات در دست داریم یا خیر؛ زیرساختی که بتواند از سطح کشور و بخشهای اقتصادی گرفته تا صنایع و زنجیرههای تأمین را پوشش دهد.
ایجاد چنین زیرساختی البته به همراهی و همکاری دستگاههای اجرایی، صنایع، دانشگاهها و نهادهای پژوهشی نیازمند است. در این میان، نهادهای علمی میتوانند نقش اساسی در تأسیس مبانی علمی این نظام ایفا کنند؛ از توسعه روشهای اندازهگیری و پایش و تولید دادههای معتبر گرفته تا مدلسازی، تعیین ضرایب انتشار، مطالعه چرخه کربن و ایجاد سامانههای اطلاعاتی.
پژوهشگاه ملی اقیانوسشناسی و علوم جوی نیز با توجه به ظرفیتهای علمی خود در زمینه علوم جوی و اقیانوسی میتواند بخشی از این زنجیره را در بر گیرد؛ از رصد و شناسایی تغییرات جوی و توسعه مدلهای اقلیمی گرفته تا پژوهش در چرخه کربن در اقیانوس و اکوسیستمهای ساحلی و دریایی، نظارت بر تغییرات زیستمحیطی و تولید دادههایی که برای درک بهتر منابع و مخازن کربن کشور حیاتی هستند.
اما تحقق این نقش نیازمند سرمایهگذاری در زیرساختهای ضروری است. حسابداری کربن به دادههای معتبر، تجهیزات اندازهگیری و آزمایشگاهی، سیستمهای پایش، دادههای ماهوارهای، مدلهای علمی، زیرساختهای محاسباتی و اطلاعاتی و نیروی انسانی متخصص نیاز دارد. این زیرساختها نباید تنها بهعنوان هزینهای برای محیطزیست تلقی شوند؛ بلکه آنها بخش اساسی از زیرساختهای اطلاعاتی کشور برای اتخاذ تصمیمات مرتبط با انرژی، صنعت، تجارت و آینده اقتصاد ایران هستند.
در نهایت، نکتهای که برای شروع در نظر گرفته میشود، یک سوال ساده است: چه میزان منتشر میکنیم؟ اما پاسخ به همین سوال ساده میتواند بنیانی برای اتخاذ تصمیمات کلان در خصوص آینده کشور باشد. پیش از اینکه بتوانیم انتشار گازهای گلخانهای را مدیریت و کاهش دهیم، باید بتوانیم آن را با دقت اندازهگیری کنیم. حسابداری کربن اساس این کار را بنا مینهد.
* علی مهدینیا، رئیس پژوهشگاه ملی اقیانوسشناسی و علوم جوی
۵۸۵۸