آقای طارمی، آیا از وضعیت موجود خرسند هستید؟
شکست تیم ملی ایران مقابل روسیه در دومین مسابقه تدارکاتی مهرماه، نقاط ضعف تاکتیکی این تیم را آشکار کرد. ملیپوشان ایران که در دیدار نخست به دلیل نمایش ضعیف با نتیجه 3 گل برابر ازبکستان شکست خورده بودند، اعلام کرده بودند که قصد دارند بازی بهتری را در مقابل روسیه به نمایش بگذارند. این موضوعی بود که امیر قلعهنویی نیز به آن اشاره کرده و بیان داشت که او پیش از بازی با ازبکستان به دلیل کمبود زمان تمرین نتوانسته به خوبی آماده شود، اما حالا با انجام تمرینات تاکتیکی، بیشتر از هر زمان دیگری برای رویارویی با روسیه آماده است.
قلعهنویی همچنین وعده ایجاد یک سبک جدید برای تیم ملی را داده که توجهات زیادی را جلب کرده است. با این وجود، کادرفنی و خود قلعهنویی در شرایط مورد انتظار، تاکتیک خاصی برای این مسابقه ارائه ندادند و تنها تغییر در سیستم تیم از 4-4-2 به 3-5-2 را به نمایش گذاشتند. البته این تغییر هم برای بهبود وضعیت تیم ملی ثمری نداشت؛ چراکه مجدداً همانند مسابقه قبلی، ایران بازی را با نتیجه 2 بر صفر واگذار کرد و نتوانست گلهای بیشتری را هم تحمل کند.
طارمی و سردار هم در میدان بودند
نکته کلیدی در فیفادی مهرماه برای قلعهنویی و تیمش این است که تمام بازیکنانی که در نظر داشتند، در دسترس بودهاند. پیش از این، به وضوح در زمان جام جهانی از غیبت سردار آزمون ابراز نارضایتی شده بود، اما او هماکنون با حل مشکلاتش به لیست برگشته و در این دو دیدار در اختیار سرمربی قرار داشته است. جالب اینجاست که بهترین گلزنان تاریخ فوتبال ایران در سطح ملی، نه تنها موفق به گلزنی در این دو بازی نشدند، بلکه حتی از فرصتهای مشخصی هم برای گلزنی برخوردار نبودند.
در چنین وضعیتی، آنان نیز به عنوان قربانی استراتژیهای تاکتیکی سرمربی و دستیارانش در تیم ملی شناخته شدند و عدم گلزنی آنها همچنان ادامه دارد. اینجا سوال اصلی متوجه این ستارهها خواهد بود؛ آنها که با مربیان بزرگی کار کردهاند و قبلاً نسبت به افکار سرمربیان تیم ملی اظهارنظرهای روشنی کرده بودند، آیا از روندی که این تیم فعلی تحت هدایت امیر قلعهنویی در پیش گرفته، راضی به نظر میرسند؟
سکوت قابل توجه مهدی طارمی
وضعیت نامناسب تیم ملی از لحاظ فنی به قدری آشکار شده که به نظر میرسد مسئولان تصمیمساز به سمت تهیه مصاحبههای مؤید به نفع این کادر رفتهاند. مرور محتوای منتشر شده در سایت فدراسیون فوتبال در روزهای اخیر نشان میدهد که چطور بازیکنان به بیان حمایت از این کادر پرداختهاند. حتی سردار آزمون با تجربیات بینالمللی خود نیز به این نوع مصاحبهها پیوسته و به جای نقد فنی، شکست را به داوری و مسائل دیگر مربوط دانسته است.
با این حال، در این وضعیت، نگاهها بیشتر معطوف به مهدی طارمی، کاپیتان تیم ملی ایران، است. او به شکل مشخص باید به این سوال پاسخ دهد که آیا از وضعیت تیم ملی، نتایج و رویکرد تاکتیکی آن رضایت دارد یا خیر؟ طارمی پیشتر در ماجرای دراگان اسکوچیچ، به وضوح نارضایتیاش از اوضاع فنی را بیان کرد و آن را به خاطر دلسوزیاش برای فوتبال ایران عنوان کرد. آیا این دلسوزی واقعی است یا بسته به شرایط تغییر میکند؟ این موضوعی است که طارمی به عنوان کاپیتان تیم ملی باید به آن پاسخ دهد و مشخص کند که چه آیندهای برای فوتبال ایران در صورت تداوم چنین وضعیتی متصور است؟