«هیبرید زِشتیشن» قلعهنویی و همراهان!
تیم ملی فوتبال ایران تحت رهبری امیر قلعهنویی فاقد چشمانداز روشن است و بهوضوح کمتر کسی به این نکته شک و تردید دارد. البته این نکته را باید در نظر گرفت که این تیم همواره در دوران قلعهنویی فاقد سابقهای درخشان بوده است. در مسابقات قبلی جام ملتهای آسیا نتوانستند به مرحله فینال راه یابند و در جام جهانی 48 تیمی نیز از مرحله گروهی صعود نکردند. همچنین هیچ نشانهای از جوانگرایی واقعی شاهد نبودیم و تاکتیکهای مشخصی در زمین بازی به نمایش گذاشته نشد. بعد از جام جهانی نیز تنها نتیجهای که به دست آوردند، شکستهای مکرر بوده است. با مرور این وضعیت، دیگر نمیتوان به تیم ملی و هدایت قلعهنویی امیدی داشت.
مدافعان مستعد گل خوردن، بازی نه چندان دلچسب
تیم ملی ایران در دو دیدار اخیر خود که در تاریخ فیفا برگزار شدند، به طور مشابه با نتیجه 2 گل شکست خورده است؛ اولین شکست را با نتیجه 3 بر 1 در برابر ازبکستان تجربه کردند و دومی نیز 2 بر هیچ به روسیه واگذار کردند. این ضعف تنها یکی از جنبههای اشتراک این دو بازی نیست، بلکه نمایش فنی ضعیف ملیپوشان در این دیدارها کاملاً محسوس و در عین حال نگرانکننده است. این وضعیت در حالی به وقوع پیوسته که قلعهنویی چهار سال زمان را در اختیار داشته است تا در صورت موجود بودن نظرات تاکتیکی خود را به تیم منتقل کند، اما اکنون با کمتر از 100 روز مانده به جام ملتهای آسیا 2027، هیچ نشانی از پیشرفت در این زمینه مشاهده نمیشود.
خلاصه نتیجه این دو مسابقه به وضوح قابل مشاهده است؛ در مجموع دو دیدار، 5 گل خورده و تنها موفق به زدن یک گل شدهاند. این نکته را میتوان در نظر گرفت که تیم قلعهنویی در تاریخ گذشته فقط سه بار در برابر ازبکستان گل خورده است، در حالی که پیش از این، شکست تیم ملی در تقابلهای مستقیم با این تیم در نظر بسیاری یک آرزوی دور از دسترس بود. اکنون اما به لطف امیر، نه تنها بردن مقابل ژاپن و کره، بلکه پیروزی بر ازبکستان نیز به آرزو تبدیل شده است.
هیبریدفورمیشن خلاقانه!
نوشتارها و تحلیلهایی که رسانهها و طرفداران فوتبال درباره تیم ملی ارائه میدهند، بهطور واضح با آنچه که امیر قلعهنویی و همکارانش در زمین پیادهسازی میکنند اختلاف چشمگیری دارد. آنها به طور مکرر پشت عبارات زیبا و مفاهیم پیچیده مانند هیبریدفورمیشنها پنهان شده، سعی کردهاند با مطرح کردن مفاهیم پیچیده مخاطب را سردرگم کنند و به نوعی سطح آموزش را تا حد دانشگاه بالا ببرند، در حالی که عموم مردم را ناتوان از درک تاکتیکهای تیم ملی توصیف کردهاند.
در حالی که واقعیتهایی که از تیم ملی به نمایش گذاشته میشود، نه تنها «هیبریدفورمیشن» بلکه یک «هیبریدزشتیشن» آزاردهنده و فاقد افق روشن را نشان میدهد. این وضعیت به وضوح بیش از هر زمان دیگری قابل مشاهده است. با وجود این، به نظر میرسد که موقعیت سرمربی و همکارانش در تیم اقتدار و ثبات بیشتری دارد که حتی چنین عملکردهای ضعیفی نمیتواند خللی در آن ایجاد کند!