بیلدآپ، آیا این همان چیزی بود که میگفتند؟!
تیم ملی فوتبال ایران، برخلاف تمام صحبتها و ادعاهای بزرگ پیرامون طرحهای تاکتیکی از پیشتنظیمشده و شیوه بیلدآپ مورد نظر کادرفنی، در دو دیدار اخیر خود برابر ازبکستان و روسیه نتوانست عملکرد قابل قبولی از خود به نمایش بگذارد؛ نه نشانهای از تاکتیک مشخص و قابل درک، نه برنامهای واضح و نه نشانهای از پیشرفت که بتواند بینندگان را به آینده امیدوار نماید.
تیم ملی ابتدا با نتیجه ۳ بر یک از ازبکستان شکست خورد و در ادامه در کازان با حساب ۲ بر صفر مغلوب روسیه شد. این دو نتیجه تنها بخشی از مشکلات موجود در تیم ملی به شمار میآیند. موضوع اصلی کیفیت و سطح بازیای است که در این دو مسابقه از سوی تیم ارائه شد.
تیم امیر قلعهنویی در حالی با نتیجه دو بر صفر از تیم روسیه شکست خورد که در نیمه دوم، پیام نیازمند جای سیدحسین حسینی را گرفت و با چند واکنش موثر، مانع از افزایش بیشتر اختلاف امتیاز شد. در حقیقت، دروازهبان تعویضی ایران یکی از معدود نکات مثبت نیمه دوم این دیدار بود و حتی برخی آمار سنجیها او را به عنوان بهترین بازیکن ایران در این بازی شناختند.
با این حال، به نظر میرسد که هیچیک از این وقایع درسی عبرتآموز برای سرمربی تیم ملی نداشته است. قلعهنویی بعد از شکست برابر روسیه این ملاقات را «یادآور جام جهانی» خواند و سطح بازی را معادل این رقابتها نامید. او همچنین بر این نکته تأکید کرد که ایران دو گل را به علت اشتباهات خود دریافت کرده و امیدوار بود که این قبیل اشتباهات تنها در بازیهای دوستانه به وقوع پیوسته باشد.

اما به راستی باید پرسید: دیدار با روسیه از چه جنبهای در سطح جام جهانی قرار داشت؟
روسیه تیمی با تاریخچه و بازیکنان توانمند است و پیروزی در مقابل این تیم را نمیتوان کم اهمیت انگاشت؛ اما واقعیت این است که تیم ملی روسیه از فوریه ۲۰۲۲ به دلیل محرومیت از رقابتهای رسمی FIFA و UEFA خارج شده و این تعلیق در دورههای آینده نیز ادامه خواهد داشت. تیم روسیه اخیراً بیشتر در بازیهای دوستانه به میدان رفته است و جدول بازیهایشان در سال ۲۰۲۶ نیز همین موضوع را نشان میدهد: نیکاراگوئه، مالی، مصر، بورکینافاسو، ترینیداد و توباگو و حالا ایران؛ در ادامه نام نامیبیا و نیجریه نیز در برنامههای آنها وجود دارد.
این تصویر وضعیت فوتبال روسیه را ترسیم میکند؛ در حالی که سرمربی تیم ملی ایران این دیدار را با اهمیت برابر جام جهانی میداند!
جالبتر اینکه قلعهنویی پیش از این مسابقه عنوان کرده بود که ایران در کازان دو جلسه برای تمرینات تاکتیکی در اختیار داشته و قصد تغییر مدل بازی را دارد و اهداف مشخصی را دنبال میکند. بنابراین اگر قرار بود این اهداف در زمین اجرا شوند، چرا نتیجه نهایی اینقدر ضعیف و بیبرنامه بود؟
گفتوگوهای تکراری درباره «اشتباه» دیگر نمیتواند به تمامی سؤالات پاسخ دهد.
فوتبال ذاتاً بازی اشتباهات است. هر تیمی ممکن است با انجام خطا گل بخورد و این اصل نخستین فوتبال محسوب میشود. اما پرسش کلیدی این است:

چرا تیم قلعهنویی اینقدر اشتباهات فراوانی مرتکب میشود؟
چرا این قبیل اشتباهات پس از سالها کمتر نشدهاند؟
چرا تیم ملی در مسابقات رسمی و دوستانه چنین عملکردی را ندارد که برنده شود؟
چرا هر باخت، به توضیح جدیدی نیاز دارد در حالی که کمتر کسی درباره ریشههای تکرار این باختها سخن میگوید؟
و مهمتر از همه؛ چرا هنگامی که از «بیلدآپ»، «استراتژی» و «اهداف تاکتیکی» گفتگو میکنیم، بسیاری از این مفاهیم تنها در کنفرانسهای خبری مجسم میشوند و نه در میدان بازی؟
نوشته شدن این مطلب که «دو اشتباه کردیم و گل خوردیم» توضیحی برای یک واقعه است؛ اما توضیحات نمیدهند که چرا تیم ملی در طول مسابقه قادر به تغییر روند بازی به نفع خود نبوده است.
در حال حاضر، ما دو شکست در برابر ازبکستان و روسیه را داریم و انبوهی از سؤالات بیپاسخ…
بیشتر بخوانید: سرنوشت مهدی قایدی در کمین سردار آزمون؟!