در دوران پرتنش جنگ سرد که به رقابت تسلیحاتی بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی منجر شد، ارتش آمریکا به دنباله طرحهای نوآورانهای برای کسب برتری نظامی بود. یکی از این ایدههای جسورانه، پروژه تانک متوسط دوزیست TV-8 بود که با نظرهایی فراتر از پیشرفتهای قابل تصور آن دوران به عرصه آمد. این ابتکار که در دهه ۱۹۵۰ آغاز شد، شامل استفاده از نیروی محرکه هستهای بود که به طور قابل توجهی محدودیتهای فنآوری نظامی را جابجا میکرد. اما آیا این رویکرد انقلابی قابلیت اجرایی یافتن داشت؟
طراحی تانک دوزیست TV-8
در کنفرانس دیترویت آرسنال در سال ۱۹۵۵ و در چارچوب «عملیات Question Mark»، ایده تانک TV-8 از سوی شرکت کرایسلر مطرح گردید. این طرح شامل یک تانک متوسط دوزیست بود که قصد داشت تا سال ۱۹۶۱ به خط تولید برسد. در نهایت تنها یک ماکت چوبی با وزنی در حدود ۲۵ تن ساخته شد. طراحی تانک TV-8 به گونهای بود که تمامی اعضای خدمه (راننده، فرمانده، توپچی و بارگذار) در برجک مستقر میشدند و بدنه تانک بدون سرنشین باقی میماند. این تانک به راحتی میتوانست با تنها دو نفر از خدمه نیز فعالیت کند.
برجک تخممرغی و تسلیحات آن
برجک گرد و تخممرغی شکل تانک TV-8 با هدف فراهم آوردن فضای کافی برای خدمه و سیستم پیشرانه طراحی شده بود و به واسطه پوسته ضدآب خود، امکان شناوری این تانک ۲۵ تنی را میسر میساخت. ضخامت زره داخلی برجک ۸۰ میلیمتر در سوی کناری و ۷۰ میلیمتر در جلو بود. برای حرکت در آب، یک پمپ جت آبی در قسمت پشتی برجک نصب شده بود. تسلیحات این تانک شامل مسلسلهای کالیبر ۰.۳۰ و ۰.۵۰ و نیز یک توپ ۹۰ میلیمتری T208 با سیستم پیشرانه سوخت مایع میشد که به خاطر غیرقابل اعتماد بودن و تولید گازهای سمی، در عمل با چالشهایی مواجه بود.
دلایل ناکامی تانک هستهای آمریکا
یکی از ویژگیهای غیرمعمول تانک TV-8، سیستم پیشرانه هستهای آن بود. در ابتدا، گزینه استفاده از موتور بخار هستهای مورد بررسی قرار گرفت، اما به خاطر نزدیکی راکتور به خدمه، تأمین ایمنی کامل آنان در برابر پرتوهای گاما عملاً غیرممکن به نظر میرسید. سرانجام، پروژه تانک هستهای TV-8 در سال ۱۹۵۶ به دلیل عدم اجرایی بودن و خطرات بالای راکتور هستهای برای خدمه که نیازمند تعویضهای مداوم بودند، متوقف شد. با وجود قابلیت دوزیستی، به طور کلی TV-8 هیچ امتیاز ویژه یا چشمگیری در مقایسه با تانکهای سنتی ارائه نمیکرد.

