کد خبر 715004
۱۴۰۵/۰۷/۰۹ ۰۸:۱۹

«مردم» دیگر خواهان قلعه‌نویی نیستند؛ تمام!

ساعت 24 - در حال حاضر، هیچ‌کس احساس خوشحالی از امیر قلعه‌نویی ندارد، اما هیچ‌کس نیز راغب به شنیدن این واقعیت نیست.
«مردم» فلعه‌نویی را نمی‌خواهند؛ تمام!

تیم ملی فوتبال ایران اکنون در یکی از ابهام‌آمیزترین شرایط تاریخی خود قرار دارد. این تیم که در سال‌های اخیر با چالش‌های جدی در جهت جذب محبت و حمایت مردم روبرو بوده، اکنون از نظر نتایج، عملکرد و نوع بازی هم به دور از انتظار ظاهر شده و به بن‌بستی های جدی دچار شده است. نکته عحیب آن است که در حالی که این مشکلات آشکار شده، هیچ نشانی از تمایل به بهبود وجود ندارد. از این بدتر اینکه، منتقدان به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند و به عنوان افرادی «ملی‌فروش» و بی‌وطن شناخته می‌شوند، تمام نگرانی‌ها به «حب و بغض» نسبت داده می‌شود، در حالی که انباشت ثروت‌های کلان به بهانه «ایثار» توجیه می‌شود.

چه کسی مسئول است؟

تیم ملی ایران مدتی است که درجا می‌زند. با هر نظر و عقیده‌ای که در این باره شکل بگیرد، این وضعیت نتیجه تصمیمات اتخاذ شده در سال‌های اخیر است. مسئولانی که باید برنامه‌ریزی عاقلانه‌ای می‌داشتند، تنها به جزئی‌ترین نکات توجه کرده و اکنون در باتلاق تصمیمات به‌جا مانده از خود گرفتار آمده‌اند. البته خود آن‌ها در این وضعیت غرق نشده‌اند و کماکان در تلاش برای توجیه کارهایی هستند که بر دوش آن‌ها سنگینی می‌کند. برای آن‌ها خروج از رقابت‌های جام جهانی 48 تیمی، نشانه‌ای از موفقیت است و مراسم استقبال را شایسته خود می‌دانند. کسب 3 امتیاز و جایگاه سوم در مرحله گروهی برایشان دستاوردی درخشان به حساب می‌آید و قابل دریافت پاداش می‌باشد. نگاه سطحی آنان به مسائل تیم ملی، به همین سادگی است. وقتی انتقادی مطرح می‌شود، به راحتی متهم به دشمنی می‌شوند و تمامی منتقدان به عنوان «معاند» شناخته می‌شوند. اما سؤالی که این روزها بیشتر از همیشه به گوش می‌رسد، این است که چه کسی از عملکرد این تیم ملی، سرمربی و حتی در سطح بالاتر از ریاست فدراسیون فوتبال راضی است؟ چه کسی می‌خواهد این روند ادامه یابد و فوتبال ملی از جایگاه موقر خود به زوال زودرس دچار شود؟

آیا نظر مردم اهمیت دارد؟

فوتبال ملی در این سال‌ها تحت هدایت امیر قلعه‌نویی به نقطه‌ای رسیده که حتی آن دسته از هواداران خوش‌بینی که به آینده روشن امید داشتند، حالا سرخورده شده‌اند. به نظر می‌رسد که هیچ فرد دیگری نتوانسته بدون توجه به پیشینه‌ها و اعتقادات متفاوت، مردم را در یک موضوع واحد و مشترک تشویق کند: عدم پذیرش قلعه‌نویی. این مسئله نه نیاز به تحلیل عمیق دارد و نه هراسی از «همه‌پرسی»؛ وضعیت موجود در این تیم ملی و مسیری که به جوانان پشت‌در داده شده، به حدی ناامیدکننده است که دیگر به اقلیت و اکثریت تقسیم نمی‌شود.

مردم نارضایتی خود را از قلعه‌نویی و عملکرد تیم ملی ابراز کرده‌اند و صدایی از خود در این خصوص به گوش نمی‌رسد، یا اگر هم شنیده شود هیچ احساس الزام و ضرورت برای رسیدگی به آن وجود ندارد. گویی در درون فدراسیون و عرصه ورزش، عده‌ای خود را بالاتر از اکثریت، و به‌ویژه «مردم» می‌دانند و آن‌ها را در موقعیتی نمی‌بینند که بتوانند نظرات قابل توجهی بیان کنند. عجیب نیست که این روزها سوالی چون «آیا نظر مردم واقعاً اهمیتی دارد؟» به یک پرسش عمومی تبدیل شده است.

منبع : فوتبال 360

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.