نکات کلیدی از روایت استقامت سرمربی تیم ملی
در حال حاضر، تیم رسانهای فدراسیون فوتبال به شیوههای مختلف تلاش میکند تا جو حاکم بر تیم ملی را بهبود بخشد. این تلاشها شامل انتشار مصاحبههای مثبت برخی بازیکنان در وبسایت فدراسیون و همچنین انتشار گفتوگویی با امیر قلعهنویی در نشریه رسمی این سازمان است؛ گفتوگویی که انتخاب کلمات آن چندان با ادبیات معمول سرمربی تیم ملی سازگار نیست. با این وجود، وقتی چنین جملاتی در نشریه رسمی فدراسیون فوتبال به چاپ میرسد، بدین معناست که قلعهنویی به محتوا و پیام آن صحه میگذارد. (اینجا بخوانید)
او بیان میدارد: «به عنوان فرد مسئول کادرفنی، بین پذیرش اشتباه و تسلیم شدن فرق قائل میشوم. من اشتباهات را قبول میکنم، اما هرگز تسلیم نخواهند شد. مسئولیت من این است که از این دوران عبور کنم و تیمی بسازم که وقتی مردم آن را مشاهده میکنند، دوباره حس کنند که این همان تیم ملی ایران است که قادر است برای اهداف بزرگ مبارزه کند.»
واقعیت این است که عدم تسلیم از نظر قلعهنویی به معنای بیتوجهی به خواستههای برخی رسانهها برای کنارهگیری از سرمربیگری تیم ملی است. او بر اساس گفتههای خود، نیتی برای تسلیم شدن ندارد و مصمم است که این مسیر دشوار را ادامه دهد؛ اما سوال محوری اینجاست:
قلعهنویی چه راهکارهایی برای بازسازی تیم ملی دارد؟

با نزدیکی به آغاز جام ملتهای آسیا، آیا واقعاً میتوان تیمی تازه تشکیل داد، بازیکنان جدید را به این فرآیند وارد کرد و انتظار داشت که در چنین زمان محدودی به یک تیم فوقالعاده تبدیل شوند؟
تیمی که به شکست عادت کرده و در بهترین حالت به تساویها افتخار میکند؛ تیمی که در رقابتهای بزرگ تاکنون موفقیتی کسب نکرده و هنوز از یک تیم واقعی و مدعی فاصله دارد، چگونه ممکن است در این زمان کم به تیمی تبدیل شود که قلعهنویی به مردم وعده داده است؟
گفتار امیر قلعهنویی به یقین زیبا و انگیزهبخش است؛ اما توسعه فوتبال نیازمند وعده نیست. فاصلهای عظیم میان حرف و عمل وجود دارد؛ فاصلهای که سرمربی تیم ملی باید قبل از آغاز جام ملتهای آسیا پر کند، نه اینکه تنها از امکان بازسازی تیم ملی صحبت کند؛ در واقع از یک امر نزدیک به غیر ممکن!
بیشتر بخوانید: آقای قلعهنویی! همین امروز شجاعانه از تیم ملی کنار بروید...