در خیابان آکسفورد لندن قدم بزنید؛ گذری تاریخی در قلب خرید شهر
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، لندنیها بهزودی میتوانند در وسط خیابان آکسفورد قدم بزنند، بدون آنکه خودروها با سرعت از کنارشان عبور کنند. بخشی از این خیابان، که شریان اصلی خرید و فروش در پایتخت بریتانیاست، از ۲۶ اکتبر [۴ آبان ۱۴۰۵] به روی خودروها بسته خواهد شد.
خیابان آکسفورد از زمانی که رومیها در اوایل هزاره نخست میلادی در این منطقه جادهای احداث کردند و شهر را «لوندینیوم» (Londinium) نامیدند، زندگیهای بسیاری به خود دیده است. قرنهاست که مردم محلی و گردشگران برای خرید و تماشای ویترین مغازهها به مشهورترین خیابان تجاری بریتانیا میآیند.
با ما همراه شوید تا در میان نسلهای مختلف، در تاریخ این خیابان قدم بزنیم.
در اوایل دهه ۱۹۰۰، مردمی که در خیابان آکسفورد قدم میزدند، میتوانستند از پشت ویترینهای بزرگ و همسطح خیابان، نگاهی به فروشگاههای عظیم و تازهتأسیس بیندازند. به نوشته آرشیو لندن، این ویترینها خود شگفتانگیز بودند؛ صفحات بزرگ شیشهای که به لطف نوآوریهای قرن نوزدهم در زمینه شیشهسازی مکانیزه امکانپذیر شده بودند.
در سال ۱۹۰۹، یک سال پیش از ثبت این عکس، فروشگاه بزرگ و گسترده سلفریجز (Selfridges) افتتاح شد و شیوه خرید در بریتانیا را دگرگون کرد.
این فروشگاه رستوران، اتاقهای پذیرایی و کتابخانه داشت. هدف این بود که مشتریان را کنجکاو نگه دارند و کاری کنند که تا حد امکان مدت بیشتری در فروشگاه بمانند.
به این ترتیب، خرید از یک کار روزمره به نوعی تفریح و فعالیت اجتماعی تبدیل شد. به نوشته موزه لندن، این تغییر پیامدهایی نیز در پی داشت؛ دیگر فروشگاهها، ازجمله فروشگاه جان لوئیس (John Lewis) در همان نزدیکی، برای رقابت ناچار شدند خدمات و امکانات خود را ارتقا دهند.
شرق لندن در جریان «بلیتز» (Blitz) که از اواخر سال ۱۹۴۰ آغاز شد، بیشترین آسیب را دید. اما جنگ به خیابان آکسفورد در مرکز لندن نیز رسید.
در سپتامبر ۱۹۴۰، بمبافکنهای آلمانی این خیابان را هدف قرار دادند. با طلوع صبح، دود و آشفتگی بر فراز چهار فروشگاه بزرگ و معروف خیابان دیده میشد.
چند روز بعد، جورج اورول در خیابان خالی از جمعیت قدم زد؛ خیابانی که احتمالاً شباهت زیادی به آکسفورد استریت پس از حمله دیگری در سال ۱۹۴۱ داشت.
به نوشته بخشهایی از دفتر خاطرات اورول که بیبیسی منتشر کرده است، او از آنچه دیده بود شوکه شده بود. اورول نوشت: «خورشید اواخر بعدازظهر مستقیماً بر جاده خالی میتابید و بر بیشمار تکه شیشه شکسته میدرخشید.»
اورول بعدها از همین خیابان برای بیبیسی، برنامههای رادیویی زمان جنگ را خطاب به هند نیز اجرا کرد. سرویس برونمرزی بیبیسی که امروزه «سرویس جهانی بیبیسی» نام دارد، از سال ۱۹۴۱ استودیوهایی در شماره ۲۰۰ خیابان آکسفورد داشت.
جایی که زمانی ویرانی حاکم بود، بار دیگر شادی شکوفا شد. در اینجا، جمعیتی از مردم به تماشای رژه پیروزی پس از پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم ایستادهاند.
مدهای روز در کنار کنجکاویای که گذر زمان از آن نکاسته است.
حجم رفتوآمد عابران که فروشگاهها را شلوغ و پررونق نگه میداشت، خود به یک خطر تبدیل شده بود.
در اوایل دهه ۱۹۷۰، نیویورک تایمز گزارش داد: «آنقدر شلوغ بود که خریداران مدام از پیادهروها به خیابان میافتادند و اتوبوسها به آنها برخورد میکردند.» در سال ۱۹۷۱، حدود ۳۰۰ نفر در خیابان آکسفورد آسیب دیدند.
به گزارش تایمز، در فصل تعطیلات، «ازدحام آنقدر شدید میشد که مأموران پلیس مجبور بودند دستهایشان را به هم قلاب کنند» تا مانع افتادن خریداران در مسیر خودروها شوند.
به همین دلیل، در سال ۱۹۷۲، مقامهای شهری برای حفاظت از عابران، بخشی از خیابان را به روی خودروها بستند؛ البته اتوبوسها و تاکسیها همچنان اجازه عبور داشتند.
این طرح با استقبال روبهرو شد. امروزه نیز خودروهای شخصی از ساعت ۷ صبح تا ۷ شب، دوشنبه تا شنبه اجازه تردد در این خیابان را ندارند؛ با این حال، خیابان همچنان به روی اتوبوسهای قرمز نمادین لندن و تاکسیهای مشکی باز است.
ارتش جمهوریخواه ایرلند (IRA) بارها در خیابان آکسفورد بمبگذاری کرد. در این تصویر، خیابان تخلیه شده است و نیروهای بریتانیایی در حال جستوجو برای یافتن یک بمب هستند.
یک روز پیش از آن، بمبی که IRA در همین خیابان کار گذاشته بود، یک مأمور پلیس بریتانیا به نام کنت هاورث (Kenneth Howorth) را کشت.
فرهنگ عامه و فرهنگ فاخر همواره در خیابان آکسفورد در کنار یکدیگر قرار داشتهاند؛ جایی که رستورانهای زنجیرهای فستفود، در کنار برخی از باسابقهترین و نامآشناترین برندهای بریتانیا جای گرفتهاند...
لندنیهایی که در ماههای نخست همهگیری کرونا از خیابان آکسفورد دیدن کردند، هنوز سکوت وهمآلود آن روزها را به یاد دارند.
با وجود همه این فراز و نشیبها، خیابان آکسفورد همچنان یک نماد باقی مانده است؛ گذرگاهی از لندن که فارغ از دوره تاریخی، همواره بخشی از چهره شهر بوده است.
منبع: نیویورک تایمز
نوشته: نوشته آملیا نیرنبرگ، منتشرشده در ۱ اکتبر ۲۰۲۶ برابر با ۹ مهر ۱۴۰۵
۲۵۹