کد خبر 719847
۱۴۰۵/۰۷/۱۴ ۱۰:۴۵

نشخوار فکری؛ علت ماندن در گذشته چیست؟

ساعت 24 - یک روانشناس با اشاره به اینکه خودخوری یا نشخوار فکری به عنوان یک عادت ذهنی قابل تغییر شناخته می‌شود، روش‌های کنترل و مدیریت این وضعیت را مورد بررسی قرار داد.
نشخوار فکری؛ چرا در گذشته گیر می‌کنیم؟

رزیتا شرافتی در گفتگو با ایسنا، درباره تعبیر اصطلاح «خودخوری» یا نشخوار فکری و تفاوت آن با فرآیند تفکر و حل مساله توضیح داد: در مکالمات روزمره، اصطلاح «خودخوری» به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن فرد مدام یک موضوع، واقعه، اشتباه، سخن یا تصمیمی را در ذهن خود مرور می‌کند و نمی‌تواند از آن آزاد شود. در علم روان‌شناسی، یکی از مفاهیم نزدیک به این وضعیت، «نشخوار فکری» است. در نشخوار فکری، فرد به طور مکرر درباره یک موضوع منفی به تفکر می‌پردازد، اما این تفکر لزوماً به او راه‌حلی نخواهد داد. به عنوان مثال، او ممکن است ساعت‌ها به این بیندیشد که «چرا این حرف را زدم؟»، «اگر به آن تصمیم عمل نمی‌کردم، چه اتفاقی می‌افتاد؟»، «چرا او این گونه با من رفتار کرد؟».

وی افزود: حد فاصل کلیدی بین نشخوار فکری و حل مساله در «هدف و نتایج» آن‌ها نهفته است. حل مساله غالباً از سمت مشخصی هدایت می‌شود؛ به این معنا که فرد ابتدا مشکل را تعیین کرده، گزینه‌های مختلف را بررسی کرده و پیامدها را ارزیابی می‌کند و در نهایت به یک اقدام نائل می‌آید. اما در نشخوار فکری، ذهن عمدتاً در یک دایره تکراری گرفتار می‌گردد. به عنوان مثال، اگر فرد پس از یک تعارض با همکارش بیندیشد که «چه چیزی سبب این سوءتفاهم شد و دفعه بعد چگونه می‌توانم بهتر صحبت کنم؟»، این اندیشیدن می‌تواند در جهت حل مساله باشد، در حالی که اگر او ساعت‌ها به تکرار جملاتی چون «چرا من همیشه این طور می‌شوم؟ چرا او این سخن را گفت؟ آیا از ابتدا مرا ارزشمند نمی‌دانست؟» و ... ادامه دهد، به احتمال زیاد در چرخه نشخوار فکری گرفتار شده است.

این روانشناس بیان کرد: بنابراین، فکر کردن به خودی خود مشکلی ایجاد نمی‌کند. مشکل وقتی آغاز می‌شود که این تفکر تکراری، غیرسازنده و مقارن با هیجان‌های منفی باشد و فرد احساس کند هرچه بیشتر به آن فکر می‌کند، بیشتر در همان نقطه باقی می‌ماند.


عوامل موثر در شکل‌گیری نشخوار فکری

شرافتی اظهار داشت: نشخوار فکری عمدتاً دارای یک علت به تنهایی نیست و ترکیبی از عوامل شخصیتی، شناختی، تجربیات زندگی و محیط فرد می‌تواند در شکل‌گیری آن مؤثر باشد. از منظر شناختی-رفتاری، انسان‌ها در طول حیات خود درباره خود، دیگران و دنیا یک مجموعه از باورها را شکل می‌دهند.

وی اضافه کرد: اگر فرد در محیطی بزرگ شده باشد که در آن اشتباهات به شدت زیر انتقاد قرار گرفته، موفقیت بیش از حد مورد ستایش واقع شده یا به طور مستمر با مقایسه، سرزنش و نگرانی والدین مواجه بوده است، ممکن است کم کم یاد بگیرد که دائما عملکرد خود را بررسی و ارزیابی کند. به عنوان مثال، کودکی که به دفعات با جملاتی نظیر «باید از این بهتر باشی»، «چرا مانند فلانی نیستی؟» یا «نباید اشتباه کنی» و ... روبه‌رو شده است، ممکن است در بزرگسالی نسبت به خطاهای خود حساس‌تر شود و پس از هر واقعه، زمان زیادی را به مرور آن بپردازد. البته این بدان معنا نیست که هر فردی با چنین تجربیاتی به اجبار دچار نشخوار فکری خواهد شد.

به گفته این روانشناس، عوامل دیگری نظیر تحمل پایین ابهام و عدم قطعیت، حساسیت به ارزیابی‌های دیگران، عزت نفس پایین، اضطراب و سبک‌های فکری خاص نیز می‌توانند نقش بسزایی داشته باشند. نکته حائز اهمیت این است که نشخوار فکری یک ویژگی ثابت در شخصیت به شمار نمی‌آید، به ویژه اگر این الگو در دوران کودکی بروز یافته باشد، فرد می‌تواند در بزرگسالی این رفتار را تشخیص داده و اصلاح کند. در رویکرد شناختی-رفتاری، هدف این است که فرد بیاموزد افکار خود کار و الگوهای تکراری فکری را شناسایی کرده و پاسخ‌های سازنده‌تری را به جای آن‌ها اتخاذ کند.

وی در خصوص نقش انتظارات بی‌نقصی از خود (کمال‌گرایی) در ایجاد خودخوری و اینکه چه عواملی موجب می‌شوند این افراد بیشتر درگیر مرور اشتباهات گذشته شوند، تصریح کرد: کمال‌گرایی می‌تواند به عنوان یکی از عوامل کلیدی در تشدید نشخوار فکری عمل کند، به ویژه زمانی که ارزشمندی فرد به عملکرد بی‌نقص او وابسته باشد. فرد کمال‌گرا ممکن است معیارهایی برای خود تعیین کند که به شدت سخت‌گیرانه هستند. در این شرایط، یک اشتباه کوچک می‌تواند در ذهن او به یک مسئله بزرگ تبدیل گردد. پس از یک جلسه کاری، امتحان، سخنرانی یا حتی یک مکالمه عادی، او بارها آن موقعیت را مرور کرده و از خود سوال خواهد کرد که «آیا جمله مناسبی را ارائه دادم؟»، «آیا دیگران متوجه اشتباه من شدند؟»، «چرا نتوانستم بهتر عمل کنم؟». در چنین شرایطی، ذهن فرد سعی می‌کند با مرور مداوم بر گذشته، به یک «عملکرد کامل» دست یابد، در حالی که گذشته دیگر قابل تغییر نخواهد بود.

شرافتی ادامه داد: از منظر روان‌شناسی، افراد کمال‌گرا عموماً با این باورها درگیر هستند که «اگر اشتباهی مرتکب شوم، به این معناست که من فرد کافی و خوبی نیستم» یا «نباید اجازه دهم که کسی از من ناراضی باشد». به همین خاطر، در فرایند درمان، هدف این نیست که به فرد بگوییم «فقط کمتر فکر کن»، بلکه ما به ریشه‌ها و انتظارات غیرواقع بینانه او نگاهی می‌اندازیم. در این مسیر به فرد کمک می‌کنیم تا تفاوت میان «تلاش برای پیشرفت» و «تلاش برای بی‌نقص بودن» را تشخیص دهد. تلاش برای رشد و پیشرفت به منزله یک انگیزه سازنده است، اما انتظار بی‌نقص بودن معمولاً به سرزنش مداوم خود، احساس گناه و فرسودگی ذهنی منجر می‌شود.

نشخوار فکری به تنهایی به معنای اختلال نیست

وی با اشاره به اینکه خودخوری گاهی می‌تواند نشانه‌ای از اختلالاتی نظیر اضطراب یا افسردگی باشد و گاهی تنها یک عادت ذهنی تلقی شود، گفت: نشخوار فکری به خودی خود نشانه‌ای از اختلال روان‌شناختی نیست. بسیاری افراد ممکن است در برهه‌هایی از زندگی خود، به ویژه در مواجهه با شکست، فقدان، تعارض یا تصمیمات دشوار، بیشتر از معمول درگیر افکار تکراری شوند. با این حال، نشخوار فکری در برخی از اختلالات، نظیر افسردگی و اختلالات اضطرابی، می‌تواند شدت بیشتری پیدا کند. در افسردگی، فرد ممکن است به طور مکرر درباره ناکافی بودن، شکست‌های گذشته یا بی‌ارزشی خود بیندیشد. در اضطراب نیز ممکن است ذهن دائماً به احتمال بروز حوادث منفی در آینده مشغول باشد.

این روانشناس تصریح کرد: تشخیص اختلال بر اساس تنها یک نشانه انجام نمی‌شود. بلکه مدت زمان و شدت علائم، میزان اختلال در عملکرد فرد، خواب، روابط، کار یا تحصیل و همچنین مجموعه دیگر علائم باید مورد بررسی قرار گیرد. گاهی اوقات ممکن است فرد هیچ اختلالی نداشته باشد، اما نشخوار فکری به یک عادت ذهنی تبدیل شده باشد. در این شرایط، آموزش مهارت‌های شناختی و رفتاری، تنظیم هیجان و تغییر سبک مواجهه با افکار می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود.

انتهای پیام

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.