روایتی جهانی از اربعین؛ کل بودجه یک مستند اندازه دستمزد تدوینگر است!
مسعود زارعیان کارگردان مستند «در میان درختان انجیر» در گفتگو با خبرنگار مهر درباره موضوع این مستند توضیح داد: «در میان درختان انجیر» روایت فراق مادر و فرزندی است که فرزند برای دفاع از وطن از خانه خداحافظی کرده است.
قصهای که برای مخاطبان جهانی ساخته شده است
وی ادامه داد: سالیانی بود که به راهپیمایی اربعین مشرف میشدم و قریب به شش یا هفت فیلم هم در این سالهایی که میرفتم ساخته بودم. برای من دغدغه بود که نسبت به یک موضوع که میتواند کاملاً پخش جهانی داشته باشد و مخاطب آن جهانی است کار کنم. این رویداد در واقع پرجمعیتترین راهپیمایی سالانه بشری است که در دنیا اتفاق میافتد و قصههای بسیاری در این راهپیمایی وجود دارد. میخواستم در مستندم یک قصه وجود باشد که فارغ از جنبههای ژورنالیستی، خبری یا کاری برای بازتابهای رسانهای، بتواند زبان پیدا کند و در اقصینقاط عالم مخاطب داشته باشد.
زارعیان با تشریح رویکرد خود در تولید این اثر اظهار کرد: سالهاست کارهای بسیار زیادی برای ایام اربعین در عراق ساخته شده است. من دوست داشتم فاصله معناداری با این کارها داشته باشم و نگاه تازهای ارائه بدهم که بتواند هم برای مخاطب داخلی ما در ایران و کشورهای درگیر جذاب باشد، هم برای مخاطبی که تا به حال درک و تجربهای از این اتفاق نداشته است تماشایی باشد. متأسفانه این رویداد در رسانههای دنیا به نوعی بایکوت است. بسیاری از فیلمسازان بزرگ عراقی که در خود عراق یا بیرون از عراق زندگی میکنند، میآیند و در عراق فیلم میسازند و حتی فیلمسازان مطرحی از کشورهای دیگر نیز دست به این کار زدهاند اما هیچ فیلمساز جدی، باتجربه و مشهوری به این رویداد نپرداخته است. من سه سال درگیر پژوهش و تولید همین کار بودم و نتیجه آن، مستند «در میان درختان انجیر» شد.
سرزمین عراق در ایام اربعین از نو احیا میشود
وی افزود: من دنبال لوکیشن و موقعیتی بودم که هم شخصیت داشته باشد، هم رویداد و هم ماجرا. خیلی اتفاقی در همین رفتوآمدها با خانواده خاصی آشنا شدم؛ پدر این خانواده توسط صدام حسین اعدام شده بود و پسرشان هم در جنگ با داعش به شهادت رسیده بود و تنها صداهایی از وی بهجا مانده بود که در واقع ویسهایی بود که برای مادر خود ارسال کرده بود. من اینها را پیدا کردم، کنار هم قرار دادم و پالایش کردم. مادر این خانواده هم آدمی بود که چندان اهل حرف زدن نبود، جدای از اینکه ما همزبان نبودیم و نیاز به مترجم داشتم. من سعی کردم با تجربهای که داشتم و آشنایی با زبان عربی عراقی، ارتباط برقرار کنم و او هم صحبت کرد.

زارعیان عنوان کرد: این خانواده در ایام اربعین گویی احیا و زنده میشدند؛ کما اینکه تمام مردم عراق اینگونهاند. یعنی قریب به یک ماه همه مردم عراق در تلاطم هستند که به زائر امام حسین (ع) رسیدگی کنند، پذیرایی کنند و میزبان باشند. من خواستم مقداری سرعت تماشای این اتفاقات را پایین بیاورم. همه ما که به سرزمین عراق میرویم و در نجف آماده میشویم که راه بیفتیم، فقط نگاهمان این است که پیادهروی کنیم و به کربلا برسیم. نگاهمان این است که در مسیر یک سلام به امیرالمؤمنین (ع) بدهیم و سریع به ضریح امام حسین (ع) برسیم. اما من میخواستم مخاطب به اتفاقاتی که در میانه مسیر رخ میدهد، با زمان گذاشتن و عمق بیشتری نگاه کند. انگار سرعت زمان را پایین آوردم تا مخاطب هم با قصه خانواده ای که شهید دادهاند همراه بشود و هم به اتفاقاتی که در طول این مسیر به طور عادی تکرار میشود دقت بیشتری بکند. اینها نشاندهنده نگاه مقاومتی مردم عراق است.
امروز بودجه کل یک مستند به اندازه دستمزد یک تدوینگر هم نیست!
این کارگردان با انتقاد از وضعیت اقتصاد سینمای مستند اظهار کرد: در سیاست کلان سینمای ایران، نگاه به مستند اصلاح نشده و همچنان دست پایین را دارد؛ در حالی که در دنیا اینطور نیست. جدای از این، هزینهها به شدت رشد میکنند؛ من در بخشهای مختلف سینما باید همان تدوینگری را بیاورم که هفته قبل یک فیلم داستانی را تمام کرده است. این تدوینگر دستمزد خود را دارد و کل بودجه فیلم مستند من به اندازه دستمزد همان تدوینگر در سینمای داستانی است! با اینکه سه سال درگیر این کار بودم و سه سال از خانواده، تفریح و همهچیز زدم تا یک کار متفاوت و برای امام زمان (عج) بسازم، اما در نهایت بودجه آن تأمین نمیشد و مجبور شدم چند کار دیگر بکنم تا بتوانم هزینه این مستند را تأمین کنم.
زارعیان در پایان گفت: متأسفانه در ایران سینمای مستند به شدت دچار یک چرخه معیوب است. هیچ جایی برای اکران درست آثار ساخته شده وجود ندارد و این به شدت آزاردهنده است. مسئولان هنوز نتوانستهاند پلتفرمهایی ایجاد بکنند یا زمینههایی برای اکران درست آثار فراهم کنند و اگر هم اتفاقاتی افتاده، رها شده است. البته الان که در شرایط جنگی هستیم اصلاً نباید توقع داشته باشیم، اما امیدواریم حداقل همین امکانات محدودی که هست، حفظ شود.