دلیل اصلی خشم تندروها از رئیس دستگاه قضا چیست؟
در بخشی از گزارشی که خبرگزاری خبرآنلاین تحت عنوان؛ «رسایی در زندان، محسنی اژهای آماج حملات تندروها؛ ذکر جزئیات از چای دبش تا حمایت از دولت / مرگ خوب است اما برای همسایه؟!» منتشر کرده است، آمده است:
سوال مهمی که این روزها در اذهان عمومی مطرح میشود این است که چرا تندروها نسبت به محسنی اژهای خشمگین شدهاند؟ در حقیقت، باید به این نکته اشاره کرد که کشمکش میان تندروها و رئیس قوه قضائیه، به مراتب پیچیدهتر از یک مسئله زندانی شدن یک نماینده میباشد؛ این تنشها از زمان افشای پرونده چای دبش و بازداشت دو وزیر دولت سیزدهم آغاز شده و به دنبال حمایت اژهای از دولت پزشکیان، به شدت زیادی رسیده است.
جالب اینجاست که بخش قابل توجهی از این رفتار تند از سوی نمایندگان مجلس و چهرههای نزدیک به سعید جلیلی بروز کرده است. از یک سوی دیگر، همراهی و همسویی رئیس قوه قضائیه در موضوعاتی از قبیل مراحل اولیه رفع فیلترینگ، سکوت در برابر قانون عفاف و حجاب، قانون مشاغل حساس و همچنین همگامی و حمایت از دولت و تیم مذاکرهکننده، به عنوان دلایل انتقادات شدید از جانب تندروها به محسنی اژهای به شمار میآید. این حملات به ویژه در ماههای اخیر و در زمان برگزاری دادگاه سید رضا فاطمی امین، وزیر اسبق صمت، و سید جواد ساداتینژاد، وزیر سابق جهاد کشاورزی، از چهرههای کلیدی دولت سیزدهم و نزدیکان جبهه پایداری، تشدید شده است.
در روزهای اخیر، یکی از مقامات دولت سیزدهم در یک نشست از محسنی اژهای پرسش کرده بود: «در دولت گذشته با ترک فعل دو وزیر برخورد شد، آیا در دولت کنونی نیز با ترک فعلها برخورد خواهد شد؟» اژهای در پاسخ به این سوال تاکید کرد: «در مورد دو وزیر محکوم در دولت سیزدهم باید بگویم آنان مرتکب ترک فعل نشده بودند، بلکه جرم مرتکب شده بودند؛ وزیر کشاورزی دولت مذکور در دو پرونده مجرم محسوب شده است.»
به نظر میرسد آنچه در این میان از اهمیت بیشتری برخوردار است، فراتر از سرنوشت یک پرونده قضایی میباشد؛ زیرا زندانی شدن رسایی مجدداً شکاف میان بخشی از جریان تندرو و قوه قضائیه را به وضوح نشان داده است. شکافی که حالا دیگر محدود به یک حکم یا یک نماینده نمیباشد و شامل پروندههای دیگر از دولت سیزدهم تا ماجرای چای دبش و رویارویی قوه قضائیه با دولت فعلی نیز میگردد؛ به واقع رفتار تندروها نسبت به احکام قوه قضائیه نمونهای از ضربالمثل فارسی را به یاد میآورد؛ «مرگ خوب است اما برای همسایه!».
29215