چقدر عالی که همچون قلعهنویی نیستی!
در هفته هشتم مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران، تیم پرسپولیس با موفقیت 3 بر یک از سد صنعتنفت آبادان گذشت. در این دیدار، مهدی تارتار، سرمربی تیم پرطرفدار تهرانی، این فرصت را به پویا اسمی، بازیکن 17 ساله، داد تا برای مدتی به میدان برود و این امر موجب میشود که او یکی از رکوردداران این باشگاه محسوب شود که در این سن و سال توانسته در رقابتهای لیگ به بازی بپردازد. اهمیت این موضوع به این دلیل است که پویا از میان بازیکنان آکادمی باشگاه است. بنابراین، این اقدام، افزونگی قابل توجهی برای پرسپولیس به همراه دارد؛ از یک سو این باشگاه به افزایش استفاده از بازیکنان گروههای پایه میپردازد و از سوی دیگر، سرمربیاش جسارت به میدان فرستادن چنین جوانانی را دارد.
پرسپولیس چندان جوان نیست
زمانی که درباره پرسپولیس جدید در این فصل بحث میشود، نباید با قضاوتهای شتابزده همه مزایای جوانگرایی و تغییرات مشابه را به سادگی پذیرفت. هیچ شکی نیست که پرسپولیس دستخوش تغییرات شده و نسلی نو از بازیکنان فوتبال را به خدمت گرفته است. همچنین هیچ تردیدی در اینکه میانگین سنی این تیم اندکی پایینتر آمده و به عدد 26 رسیده وجود ندارد. اما این موضوع به معنای آن نیست که پرسپولیس به تیمی جوان تبدیل شده است. واقعیت این است که علیرغم وجود جوانان بااستعداد، ترکیب اصلی پرسپولیس به اندازهای که در دنیای حرفهای فوتبال معمول باشد، جوان نیست.
بنابراین، علیرغم اینکه درباره این موضوع بحثهای زیادی بسیار مطرح میشود، حقیقت این است که ترکیب اصلی پرسپولیس هنوز هم دارای میانگین سنی نسبتاً بالایی است. این وضعیت به خودی خود نمیتواند برای تیم امتیازی مثبت به شمار آید؛ اما نباید همه چیز را صرفاً به ترکیب اصلی محدود کرد. به نظر میرسد برنامه مهدی تارتار این است که به تدریج جوانان را به ترکیب اصلی نزدیک کند تا سطح بازی آنها بهبود یابد و تیمش توان رقابتی بیشتری پیدا کند.
مقایسه با امیر قلعهنویی
تارتار به منظور بالا بردن سطح رقابت در تیمش، به خوبی از جوانان بهره میبرد. او کیفیت تمرینات تیمش را افزایش داده و به این ترتیب، بازیکنان با تجربهتر متوجه میشوند که اگر ذرهای سهلانگاری کنند، یک جوان باانگیزه جای آنها را در ترکیب خواهد گرفت. این یکی از تفاوتهای عمدهای است که در این فصل در پرسپولیس قابل مشاهده است. هرچند که تارتار تنها از یکی دو جوان در ترکیب اصلی استفاده میکند، اما در نیمه دوم مسابقات، او از فرصتی که برای جوانانی که در فهرست قرار دارند بهره میبرد، استفاده میکند تا آنها با شرایط بازی و رقابت در لیگ برتر آشنا شوند و در ادامه فصل زمان بیشتری برای بازی پیدا کنند. این تفاوت عمدهای است که او نسبت به امیر قلعهنویی، مربی تیم ملی، دارد.
دیگر بر کسی پوشیده نیست که قلعهنویی اعتقادی به وارد کردن جوانان به تیم ملی ندارد. او هر بار که تحت بررسی قرار گرفته، تنها تعداد محدودی از جوانان را به فهرست تیم ملی اضافه کرده و بدون آنکه به آنها فرصت بازی بدهد، صرفاً جهت کاهش میانگین سنی کلی تیم، به صورت اسمی از آنها استفاده کرده است. اما تارتار میداند که جوانگرایی باید با دادن زمان بازی به جوانان و ارتباط آنها با شرایط حساس مسابقه همراه باشد. به همین دلیل، او به جوانانش فرصت بازی نسبتاً بیشتری میدهد تا هم آنها رشد کنند و هم بازیکنان باتجربه احساس نکنند که برای همیشه در ترکیب اصلی حضور خواهند داشت؛ این یک استراتژی برد-برد است که شاید بهترین مثال برای امیر قلعهنویی و نگرانیاش نسبت به جوانگرایی در تیم ملی باشد.