به گزارش خبرنگار مهر از شرکت نفت مناطق مرکزی ایران، حفظ جریان پایدار تولید نفت و گاز در کشور بهتنهایی به ظرفیت اسمی مخازن وابسته نیست؛ بلکه تداوم تولید در طولانیمدت نیازمند همافزایی در مدیریت مخازن، نگهداری مداوم چاهها، آمادگی تجهیزات و تأسیسات، کامل کردن پروژههای توسعهای و بهرهبرداری بهینه از زیرساختهای موجود است. این رویکرد راهبردی بهویژه در بخشهای عملیاتی در شرکت نفت مناطق مرکزی ایران—از مخازن گازی در زاگرس جنوبی تا تأسیسات تولید و ذخیرهسازی در شرق و مناطق نفت و گاز غرب کشور که هرکدام ویژگیهای زمینشناسی، نیازهای فنی و الزامات خاص خود را دارند—دارای اهمیت ویژهای است.
گزارش عملکرد شش ماهه اول سال ۱۴۰۵ این شرکت حاکی از تحقق تولید بالاتر از اهداف تعیینشده در چندین حوزه کلیدی است. در زاگرس جنوبی، اهداف تولید گاز با رقم ۱۰۶ درصد و تولید نفت نیز با ۱۰۱ درصد تحقق یافته است. همچنین در مناطق غرب کشور، برنامه تولید نفت با ۱۰۳ درصد تحقق و تولید گاز در میدان تنگبیجار با ۱۰۶ درصد به انجام رسید و در شرق کشور نیز نسبت به مدت مشابه سال گذشته، تولید گاز به بالای یک میلیارد مترمکعب افزایش یافت.
این آمار به همراه فعالیتهای حفاری، تعمیر و بازسازی چاهها، گسترش خطوط انتقال و ارتقای ظرفیتهای بهرهبرداری و ذخیرهسازی نشاندهنده تلاشهای مداوم این مجموعه برای حفظ توان برداشت و پاسخ به نیازهای انرژی در کشور است.
زاگرس جنوبی؛ اولویت تولید گاز و نگهداری ظرفیت میدانها
حوزههای عملیاتی زاگرس جنوبی از اجزای کلیدی تولید گاز در ساختار شرکت نفت مناطق مرکزی ایران بهشمار میآیند. عملکرد این بخش در نیمه اول سال ۱۴۰۵ نشاندهنده پیشیگرفتن تولید نفت و گاز نسبت به برنامههای مصوب است؛ بهنحوی که میزان گاز ۱۰۶ درصد و نفت ۱۰۱ درصد تحقق یافته است.
بر اساس گزارشهای آماری شرکت بهرهبرداری نفت و گاز زاگرس جنوبی، حجم گاز تولیدی این حوزه در نیمه اول سال به حدود ۲۴ میلیارد و ۹۴۵ میلیون مترمکعب رسید. همچنین در این بازه، ۶ میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه میعانات گازی و نزدیک به یک میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه نفت خام تولید شد که این ارقام تولیدی گاز تقریباً ۶ درصد بیشتر از تعهد مصوب بوده است.
نقش این دستاورد با بررسی سهم میدانهای اصلی روشنتر میشود؛ زیرا نزدیک به ۴۱ درصد از کل گاز زاگرس جنوبی از میدانهای پارسیان تأمین میگردد؛ سهمی معنادار که ضرورت مراقبت از چاهها، تأسیسات و اجرای پروژههای پشتیبان را نشان میدهد.
در صنعت گاز، حفظ توان تولید تنها با تکیه بر چاههای فعال امکانپذیر نیست؛ عواملی همچون افت فشار مخازن، شرایط فنی چاهها، ظرفیتهای فرآوری و ضرورت اجرای تعمیرات اساسی همگی بر حجم گاز تحویلی اثرگذار هستند. بنابر این، ایجاد و راهاندازی ایستگاههای تقویت فشار و ساخت زیرساختهای جانبی در کنار نگهداری چاهها بخشی از برنامههای تثبیت توان برداشت به شمار میروند.
در همین راستا، پروژههای ساخت ایستگاههای تقویت فشار در میدانهای تابناک، کنگان و هما از اولویتهای بااهمیت زاگرس جنوبی به حساب میآیند؛ پروژههایی که به منظور پشتیبانی از نرخ برداشت و بهبود شرایط عملیاتی پیگیری میشوند و اتمام به موقع آنها نقش بسیار حیاتی در حفظ توان تولید منطقه ایفا خواهد کرد.
در همین زمان، برنامه حفاری و تعمیر نزدیک به ۲۰ حلقه چاه نفت و گاز در افق پنجساله شرکت زاگرس جنوبی بر اساس همین نیاز شکل گرفته است. ایجاد چاههای جدید انرژیهای تازهای فراهم میآورد و عملیات تعمیر چاههای موجود نیز ظرفیتهای کاهشیافته یا غیر فعال را مجدداً به مدار تولید بازمیگرداند؛ هرچند تولید نهایی هر پروژه به ویژگیهای فنی مخزن و چاه مربوط میشود.
علاوه بر این، برای فصل زمستان و در بازه چهارماهه آن، پیشبینی میشود تولید روزانه زاگرس جنوبی حدود ۱۶۱ میلیون مترمکعب گاز باشد، در حالی که تعهد رسمی برای این دوره ۱۵۹ میلیون و ۶۰۰ هزار مترمکعب است. در این دوره، تولید روزانه قریب به ۱۵ هزار و ۵۰۰ بشکه نفت نیز در نظر گرفته شده است.
اختلاف بین پیشبینی تولید و سهمیه تکلیفی، حکایت از پتانسیل برنامهریزیشدهای دارد که دستیابی به آن به وضعیت چاهها، سلامت تجهیزات و فرایندهای عملیاتی وابسته است. بنابراین، حفظ ظرفیت در زاگرس جنوبی نه تنها یک شاخص آماری است، بلکه ابزاری حیاتی برای پایدارسازی سوخت در زمان اوج تقاضا بهشمار میآید.
شرق کشور؛ جهش تولید و تثبیت ذخایر برای روزهای سرد
در شرق کشور، فعالیتهای شرکت بهرهبرداری نفت و گاز شرق با ترکیبی از شتابدهی به تولید مخازن، افزایش ظرفیت چاهها و بهرهبرداری از قابلیتهای ذخیرهسازی در حال پیشرفت است. طبق آمار، تولید گاز این ناحیه در نیمه اول سال ۱۴۰۵ نسبت به دوره مشابه سال گذشته یک میلیارد مترمکعب افزایش یافته که اهمیت این حوزه را در ثبات انرژی استانهای شمالشرق کشور نشان میدهد.
میدانهای گازی خانگیران، توس و گنبدلی ارکان اصلی این چرخه هستند. به موازات توان تولیدی مخازن، واحدهای فرآوری، خطوط لوله و تأسیسات ذخیرهسازی نیز از پایداری این چرخه پشتیبانی میکنند؛ بهویژه در نواحی سردسیر که علاوه بر تأمین حجم روزانه، آمادگی برای پاسخ به پیک مصرف و استمرار کارکرد ماشینآلات اهمیت بسیاری دارد.
در عرصه حفاری و راهاندازی چاهها، چاه شماره ۹۷ خانگیران با توان تحویل روزانه یک میلیون و ۳۰۰ هزار مترمکعب گاز به مرحله بهرهبرداری رسیده است. علاوه بر این، پروژه حفاری چاه شماره ۴ میدان توس به پایان رسیده و با تکمیل سازههای سطحی، انتظار میرود که در اوایل فصل پاییز به مدار تولید وارد شود.
افزودن این چاههای جدید در صورت دستیابی به ظرفیتهای موردنظر، پشتوانهای برای تأمین گاز در شرق را تقویت میکند؛ هرچند اثر واقعی آنها در تأمین خطوط به رفتار مخزن، آزمونهای جریان، ساخت تأسیسات و ظرفیت انتقال بستگی دارد. به همین خاطر، ایجاد ساختارهای سطحی و متصل کردن چاهها به تأسیسات جمعآوری همزمان با اتمام حفاری از اهمیت خاصی برخوردار است.
ذخیرهسازی گاز؛ بازوی مکمل تولید میدانی
یکی از مزیتهای زیرساختی در شرق کشور، وجود مخزن ذخیرهسازی شوریجه است. طبق دادهها، تا پایان نیمه اول سال بیش از یک میلیارد و ۷۷۰ میلیون مترمکعب گاز به مخزن شوریجه D تزریق شده که نمایانگر پوشش ۱۰۷ درصدی برنامههای پیشبینیشده است.
فرآیند ذخیرهسازی گاز جایگزین تولید مخازن نمیشود، بلکه بهعنوان ابزاری برای پاسخ به نوسانات فصلهای مختلف مصرف محسوب میشود، تا گاز اضافی در فصول گرم، در روزهای سرد زمستان و زمانهای اوج تقاضا یا محدودیتهای تولید و انتقال، دوباره تولید شده و کمبود شبکه را جبران کند؛ امری که بهبود تابآوری خطوط سراسری را به ارمغان میآورد.
بر اساس جزئیات منتشر شده درباره نفت و گاز شرق، اهدافی مانند توان تزریق ۱۰ میلیون مترمکعبی و بازتولید ۱۸ میلیون مترمکعب گاز نیز مشخص شده است؛ معیارهایی که برای انطباق دقیق با وضعیت واقعی نیازمند تفکیک ظرفیت روزانه از حجم کل و دورهای آنها تحت سنجش فنی است.
در کنار فرآیندهای تولید و ذخیرهسازی، ضرورت حفظ سلامت تجهیزات، نظارت فنی و رعایت استانداردها از الزامات استمرار عملیات در این منطقه به شمار میآید. بر پایه آمار، در شش ماه نخست سال بیش از ۱۸ هزار نفرساعت دورههای آموزشی ایمنی در نفت و گاز شرق برگزار شده و بیش از ۱۰ هزار مجوز ایمنی کارهای گرم و سرد صادر شده و چهار نوبت مانور تخصصی به مرحله اجرا درآمده است.
این گونه اقدامات فنی و پیشگیرانه به تقویت توان انسانی و تابآوری تجهیزات در شرایط سخت میانجامد؛ مناطق که هر کاهش دما فوراً تقاضای گاز را افزایش میدهد و مدیریت همزمان برداشت، ذخیرهسازی، ایمنی و اعتمادپذیری فنی را ضروری میسازد.
غرب کشور؛ عبور از اهداف تکلیفی و تجمیع گازهای همراه نفت
در بخش عملیاتی شرکت بهرهبرداری نفت و گاز غرب، کارنامه نیمه اول سال ۱۴۰۵ نشاندهنده تحقق ۱۰۳ درصدی سهمیه تولید نفت و ۱۰۶ درصدی استخراج گاز از میدان تنگبیجار است. این منطقه عملیاتی با توجه به پراکندگی سایتها، شرایط توپوگرافی و قرارگیری در موقعیتهای جغرافیایی کوهستانی و دشوار، نیازمند پایش مداوم تجهیزات و حفظ دسترسی به سرچاههاست.
همزمان با نگهداری از سرعت تولید نفت و گاز، موضوع زیرساختی دیگری که در غرب اهمیت ویژهای دارد، جمعآوری و مدیریت گازهای همراه نفت است؛ منبعی که هنگام استخراج نفت رها میشود و در صورت عدم وجود زیرساخت انتقال، تلف میگردد. اجرای خطوط لوله به انتقال این گاز به مراکز فرآورشی و استفاده بهینه از آن کمک میکند.
در این راستا، پروژه احداث خط لوله ۱۲ اینچی دانان به طول ۴۸ کیلومتر برای انتقال روزانه ۱۵ میلیون فوتمکعب گاز همراه نفت به تأسیسات تقویت فشار دهلران از اهداف برنامهریزیشده به شمار میآید. راهاندازی این خط، مرحله نهایی زنجیره خوراک کارخانه انجیال ۳۱۰۰ خواهد بود و اتصال خطوط استخراج، جمعآوری گاز و فرآورش نهایی را تقویت خواهد کرد.
ارزش واقعی این نوع طرحها صرفاً به لولهگذاری محدود نمیشود، بلکه بهعنوان حلقه پیوندی عمل میکند که گازهای همراه را به شبکه فرآوری متصل کرده و ارزش اسمی را به کارایی عملیاتی تبدیل مینماید؛ هرچند تخمین میزان سوددهی و حجم دقیقی از عواید آن نیز نیازمند بررسیهای پس از بهرهبرداری است.
در زمینه نگهداری تأسیسات نیز اقداماتی همچون بازگشایی مسیر باباحبیب، نوسازی سیستمهای مخابراتی مراکز عملیاتی، بهینهسازی تجهیزات خدمات فنی سرچاهی، اورهال تجهیزات و توربینها، بازسازی اتاقهای کنترل در مناطق دهلران و سرکان و اصلاح سیستمهای پساب نمکزدایی دهلران به مرحله اجرا درآمده است.
این اقدامات تمامی جوانب چرخه استخراج را شامل میشود؛ بهبود مسیرهای حمل و نقل موجب تسهیل عملیات انتقال پرسنل و ماشینآلات میشود، آمادهبهکاری توربینها اطمینان از فرآیندها را افزایش میدهد و اصلاح سیستمهای پالایشی و کنترلی ریسک تولید را کاهش میدهد که بهویژه در مناطق کوهستانی و دشوار، از بروز توقفهای غیرمنتظره جلوگیری مینماید.
از سوی دیگر، رعایت شاخصهای ایمنی فرآیندی بهعنوان ضامن تولید پایدار در غرب کشور محسوب میشود؛ بهطوری که در طی دو سال و نیم اخیر هیچگونه حادثهای فرآیندی در زمینه نفت و گاز غرب گزارش نشده است که این ثبات ناشی از بازرسیهای منظم، کنترل خطرات، سلامت تجهیزات و رعایت پروتکلهای ایمنی میباشد.
پیوستگی آمارهای استخراج با پایداری ظرفیتهای عملیاتی
تحلیل وضعیت سه شرکت زیرمجموعه نفت مناطق مرکزی نشان میدهد که افزایش نرخ تولید و پایدارسازی توان برداشت، تابعی از زنجیرهای از عوامل وابسته است. در زاگرس جنوبی، افزایش تولید همراستا با ایجاد ایستگاههای تقویت فشار و تعمیرات اساسی چاهها صورت میگیرد. در شرق، افزایش ظرفیت با رونقگیری چاههای خانگیران و توس و همچنین کار بر روی مخزن شوریجه همراه شده و در مناطق غرب، رونق تولید به تجمیع گازهای مشعل و اطمینان از قابلیتهای تأسیساتی بستگی دارد.
نقطه مشترک در تمامی این حوزهها، ضرورت تبدیل توان بالقوه میدانها به جریان پایدار و قابل دستیابی انرژی است. آماده بودن چاه بدون وجود شبکه توزیع، نه تنها گاز یا نفتی به سامانه اضافه نمیکند، بلکه ایجاد خطوط انتقال و پالایشگاهها بدون برداشت پایدار از چاهها نیز بیفایده خواهد بود؛ لذا هماهنگی فعالیتهای حفاری، تعمیرات، نگهداری و توسعه زیرساختها ضامن تداوم کارایی محسوب میشود.
علاوه بر این، آمادهسازی برای نیازهای فصول سرد مستلزم نگرش همپیوند به استخراج روزانه، موجودی ذخیرهسازی، ظرفیت تخلیه مجدد و سلامت سیستمها است. افزایش تقاضای گاز در زمستان حساسیت تجهیزات را بالا میبرد و هر شکست در فرآیند تولید، پالایش یا انتقال ممکن است حجم گاز تحویلی را با مشکل مواجه کند.
با در نظر گرفتن این موارد، ارقام ثبتشده در نیمه اول سال باید بهطور مستقیم با اقدامات توسعهای و فنی مورد بررسی قرار گیرد؛ اگرچه فراتر رفتن از اهداف برنامه موفقیتی در این بازه به حساب میآید، اما استمرار این روند در نیمه دوم سال به وضعیت مخازن، پایداری چاهها، اثرات تعمیرات و کارایی بهرهبرداری وابسته خواهد بود.
شرکت نفت مناطق مرکزی ایران برای ایفای نقش راهبردی خود در تراز انرژی، لازم است تا بین حفاظت از ظرفیتهای موجود و راهاندازی پروژههای جدید تعادل برقرار کند. تداوم برنامههای نگهداری، تکمیل پروژههای ناتمام، توسعه شبکههای جمعآوری و انتقال و بهرهبرداری هوشمندانه از مخازن زیرزمینی ذخیرهسازی، ارکان این مسیر خواهند بود؛ مسیری که شاخص نهایی ارزیابی آن حفظ پایداری انرژی و ارسال بیوقفه سوخت در تمام طول سال خواهد بود.