به مناسبت ساکت؛ تغییر در ادبیات و شیوههای مربیان ایرانی غیرممکن است، از هدایت مدیر گرفته تا شوک مربی نامدار و گلبرداری کاپیتان بزرگ!
ساکت الهامی در ابتدای دهه ۷۰ در دنیای فوتبال به میدان آمد، اما به دلیل علاقه وافری که به دنیای مربیگری داشت، خیلی زود تصمیم به کنار گذاشتن کفشهای فوتبال گرفت و همه انرژی خود را معطوف به یادگیری و تمرین در این حوزه کرد.
او از مکتب پاس تربیت یافته بود و به طور طبیعی به اصول دیسیپلین و نظم پایبند بود. در طی دو دهه همکاری با بزرگترین مربیان سنتی، آموزههایی را از آنها فرا گرفت که با شخصیت و روحیهاش به خوبی هماهنگ بود. این موضوع درست مانند دیگر اسامی بزرگ است؛ زیرا هنگامی که زیربنای شخصیت فرد شکل میگیرد، به مراتب دشوارتر میشود که او را تغییر داد یا با شرایط نوین سازگار کرد.
این اصل به وضوح در فوتبال ایران ملموس است، جایی که چرخه تکراری نامها در سطوح یک و دو لیگ، منجر به خروج تعدادی از بزرگترین مربیان از صحنه شد. این مربیان به رغم تلاش و علاقه شخصی که داشتند، دیگر تیمی در دست نگرفتند. آنها به عنوان مربیان سنتی، اعتقادات فراگیر و ریشهداری داشتند که هیچ تغییر زمانهای نمیتوانست آنها را دگرگون کند. این مسئله، گاهی تا حدی پیش میرفت که در دفاع از باورهای خود ایستادگی میکردند و در برخی موارد دچار تناقضهای رفتاری میشدند؛ بهحدی که در برابر رسانهها، خبرنگاران و甚至 بازیکنان خود سعی کردند نقشی از یک مربی مدرن را ایفا کنند. اما در لحظات بحرانی، شخصیت واقعیشان نمایان میشد و حتی حقیقتی که در دل داشتند نیز نمیتوانست به آنها کمک کند.
این موضوع مختص به مربیان نبود. ما مدیری را داشتیم که دو دهه در بالاترین سطوح فوتبال ایران فعالیت میکرد و در یک برهه حساس در یک مسابقه بینالمللی، بر سر بازیکنی برخورد فیزیکی کرد و وقتی تصاویر آن افشا شد، گفت که قصد هدایت او را داشته است! این مدیر پس از آن حادثه، به سرعت از عرصه فوتبال خارج شد.
تجربهای مشابه برای سایر مربیان نیز تکرار شد، آنهایی که در موقعیتهای حساس، به اعتقاد خود، به بازیکنانشان شوک وارد میکردند! ریشه بسیاری از معضلات مدیریتی و مربیگری در تلویزیون برنامه ۹۰ در دهه ۸۰ خورشیدی، در همین زمینه بود. چرا که برای نخستین بار، دوربین عادل فردوسیپور، کوچکترین رفتارهای آنها را به تصویر کشیده و سپس به قضاوت میلیونها بیننده تلویزیونی گذاشت!
کاپیتان بزرگ و مشهور یکی از تیمهای پرطرفدار، بنا بر عادات و تحت تأثیر شخصیت سنتیاش، پس از برخوردی واضح، صورتش را با دستان خود مالید تا بنمایاند که برخورد طبیعی بوده است! مربی پرافتخاری که نامش از زبانها نمیافتاد، پس از بازی به مرکز زمین رفت و در حین فریاد زدن بر سر بازیکنان خود، به دستان یکی از بازیکنان خارجی و سیاهپوست حریف که برای تشکر پیش آمده بود، برخورد کرد و سخنی بر زبان آورد که بهطور همیشگی او را از دنیای فوتبال دور ساخت.
هدف از ذکر این مثالهای متعدد آن است که وقتی برخی شیوهها به عنوان اصول مدیریتی یا دیگر موارد در وجود افراد نهادینه میشود، حتی مدرنترین آنها نیز نمیتوانند از آنها فرار کنند. ساکت الهامی به واسطه توانمندیهای فنیاش، رشد کرده و به مقام سرمربی رسید و در تیمهای برتر و مطرح به موفقیت دست یافت، اما همان خصوصیات شخصیتش در زمانهای بحران باعث بروز مشکلاتی برای او شد.
چه در کنار زمین، چه روی نیمکت، چه در لحظات حساس با اعتراض به داور یا بازیکنان در داخل میادین، ساکت تحت تأثیر عصبانیتی قرار میگرفت که همواره در ناخودآگاه او مانند جرقهای منفجر میشد. محرومیت، خانهنشینی، مشاوره، یوگا، حتی طرحهای خندهدار از دهه ۸۰ نیز نتوانسته و نمیتواند در حل این مسئله مؤثر باشد.
در این سالها، ساکت و خانوادهاش تلاش بیوقفهای برای تغییر و بهبود داشتند. او واقعاً میخواست و همچنان میخواهد، اما در ۵۰ سالگی، برای انسانها چالشهای کمی برای تغییر وجود دارد. این شد که هزاران سال پس از دوریاش از لیگ برتر، ساکت همچنان با پیکان برگشت و همانند گذشته وعده داده بود که نمیخواهد حواشی به کارش آسیب بزنند، اما انصافاً این بار کمی بدشانس هم بود!
چرا که دیدار پیکان با شمس آذر به عنوان آخرین مسابقه هفته هشتم روز شنبه انجام شد و در شرایطی که ۸ بازی دیگر قبلاً برگزار شده بودند. امکان داشت اگر این بازی در روزهای پنجشنبه یا جمعه برگزار میشد، تمام نگاهها به سمت مسابقات استقلال، پرسپولیس، تراکتور یا سپاهان و جنجالهای آن دیدارها میرفت. برکناری خطیبی و جدایی محمد نوری، این همه داستان و حاشیه و جنجال مصاحبههای بیرانوند و حجت کریمی، اما ساکت آن روز به نوعی بدشانس بود که تنها مسابقهای که در فوتبال ایران در آن روز برگزار شد، بازی تیمش بود. او به طور ناخودآگاه بین دو نیمه به مرکز زمین رفت و بهدرستی گفت که یادش نمیآید چه کرده است. این ناشی از ناخودآگاه او بود...
در دکترین مربیان سنتی – مانند معلمهای ما در مدرسه و استادان کارآموز در بازار- رفتارهایی وجود دارد که امروزه به هیچ عنوان قابل قبول نیست، اما برای بازآوردن بازیکن و مدیریت تیم تعریف شده بود. این عملکرد دارای درجهبندی است و روش تبریک گفتن ساکت به حجت احمدی، در زمره شوک، سیلی یا برخورد فیزیکی محسوب نمیشود. اما در فوتبال امروزی، با تربیت نسل جدید که حتی تذکر معلم در کلاس نیز به یک جنجال بزرگ تبدیل میشود، رفتار ساکت نیز همین اثر را پیدا کرد و ممکن است تمام زحمات قبلیاش در این هفتهها و ماههای گذشته به هدر رود.
در همین ارتباط: ویدیو| چک ساکت الهامی به صورت بازیکن تیمش وسط زمین!