کد خبر 725741
۱۴۰۵/۰۷/۲۱ ۰۱:۳۴

شهرهای دوستدار سالمند تنها با دسترسی آسان و رمپ‌ها محدود نمی‌شوند/ چگونه جامعه به سالمندی شکل می‌دهد؟

شهر دوستدار سالمند فقط شهری با رمپ و آسانسور نیست/ جامعه چگونه سالمندی را می‌سازد؟
ساعت 24 - یک جامعه‌شناس در رابطه با تفاوت میان حمایت و سلب آزادی انتخاب از سالمندان در خانواده‌ها بیان کرد: در بسیاری از خانواده‌ها، زمانی که فرد به مراقبت نیاز پیدا می‌کند، تدریجاً اختیارات او به فرزندان یا دیگر اعضای خانواده منتقل می‌شود؛ در حالی که فردی که به لحاظ جسمی وابسته به دیگران است، همچنان می‌تواند در مورد محل سکونت، ارتباطات، امور شخصی و بسیاری از تصمیمات روزمره خود به عنوان شخصی مستقل نظر دهد.

دکتر طاهره رستمی در مصاحبه‌ای با ایسنا، به بررسی ساختار اجتماعی مرتبط با سالمندی، نابرابری‌های انباشته، بازنشستگی، نقش فعال سالمندان، سن‌گرایی، ارتباطات بین‌نسلی و تجربه سالمندی در جامعه معاصر پرداخت و تاکید کرد: در دیدگاه جامعه‌شناختی، نمی‌توان سالمندی را صرفاً با افزایش عدد سن یا تغییرات فیزیکی بدن فرد تبیین کرد. سن یک مفهوم تقویمی است، اما معنایی که به آن می‌دهیم و جایگاهی که برای افراد در سنین مختلف قائل می‌شویم، به وضوح تحت تاثیر شرایط اجتماعی است.

وی ادامه داد: به عبارت دیگر، فرد تنها «پیر نمی‌شود»، بلکه در بستر اجتماعی خاصی پیر می‌شود. اینکه یک شخص در سال‌های پایانی زندگی چه نقشی ایفا می‌کند، چه میزان استقلال دارد، چطور مورد احترام واقع می‌شود، تا چه حد می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های زندگی خود دخالت کند و چه فرصت‌هایی در اختیار او قرار می‌گیرد، فقط به وضعیت فیزیکی او بستگی ندارد. از این دیدگاه، سالمندی به عنوان یک موقعیت اجتماعی شکل می‌گیرد که در تعامل فرد با ساختارهای اجتماعی به وجود می‌آید.

این جامعه‌شناس، اهمیت توجه به «تنوع تجربه‌های سالمندی» را یکی از نکات کلیدی در جامعه‌شناسی سالمندی دانست و اظهار کرد: ممکن است دو فرد هر دو ۷۰ ساله باشند، اما اگر یکی از آنان دارای درآمد ثابت، مسکن مناسب، بیمه، روابط خانوادگی خوب و شبکه اجتماعی گسترده باشد و دیگری با مسائل اقتصادی، مسکن نامناسب یا انزوا مواجه باشد، تجربه این دو نفر از سالمندی به طور کامل متفاوت خواهد بود. به همین دلیل، سن به تنهایی نمی‌تواند عامل کافی برای توضیح وضعیت سالمندان باشد.

رستمی تصریح کرد: به جای آنکه «سالمند» را به عنوان گروهی همگن ببینیم، باید به تفاوت‌های طبقاتی، جنسیتی، اقتصادی، خانوادگی و فرهنگی درون این گروه توجه کنیم و این همان جایی است که مفهوم تلاقی نابرابری‌ها اهمیت می‌یابد؛ یعنی سن به همراه جنسیت، طبقه اجتماعی، وضعیت اقتصادی و دیگر عوامل اجتماعی در هم تنیده می‌شود.

این استاد دانشگاه به یکی از رویکردهای اصلی در جامعه‌شناسی سالمندی اشاره کرد که «نگرش دوره زندگی» نامیده می‌شود و خاطرنشان کرد: در این رویکرد، سالمندی به عنوان مرحله‌ای جدا شده از دیگر مراحل زندگی در نظر گرفته نمی‌شود، بلکه نتیجه مجموعه تجربیات و مسیر زندگی فرد است؛ مانند تحصیلات، نوع شغل، درآمد، وضعیت مسکن، ازدواج، فرزندآوری، دسترسی به بیمه و خدمات، و تجربه تبعیض یا محرومیت، که در طول زمان انباشته می‌شوند.

وی ادامه داد: بنابراین، هنگامی که امروز درباره وضعیت سالمندان گفتگو می‌کنیم، بخشی از تاریخ اجتماعی زندگی آنان نیز مورد تحلیل قرار می‌گیرد و از این دیدگاه، می‌توان از مفهوم نابرابری انباشته بهره گرفت. برخی مزایا و محرومیت‌ها در طول زندگی انباشت می‌شوند و ممکن است در دوران سالمندی به وضوح نمایان شوند.

وی در پاسخ به این سوال که آیا این مسئله درباره زنان سالمند اهمیت بیشتری دارد؟، اینگونه پاسخ داد: در بسیاری از موارد، پاسخ مثبت است، چراکه مسیر زندگی زنان و مردان به طور معمول یکسان نیست. برای نمونه، انجام کارهای بی‌دستمزد طولانی‌مدت، مراقبت از فرزندان یا اعضای خانواده، اشتغال غیررسمی، یا وقفه‌های شغلی می‌تواند عواقب قابل توجهی برای امنیت اقتصادی در دوران سالمندی داشته باشد. به همین دلیل، هنگام بررسی وضعیت زنان سالمند، نباید فقط به سن آنان توجه کرد؛ بلکه باید «زندگی اجتماعی‌شان» را نیز در نظر گرفت. در اینجا، جنسیت تنها یک تفاوت فردی نیست، بلکه ساختاری اجتماعی است که بر دسترسی افراد به منابع، فرصت‌ها و نقش‌های اجتماعی تاثیرگذار است.

نباید یک الگوی واحد از سالمندی مطلوب تعریف کرد

رستمی در ضمن بررسی اهمیت مقوله بازنشستگی و سالمندی، متذکر شد که بازنشستگی یک نهاد اجتماعی و فرایند انتقالی است نه معادل سالمندی، و افزود: کار در جامعه مدرن تنها منبع درآمد نیست. کار برای بسیاری از افراد منبع هویت، اعتبار اجتماعی، تعاملات روزانه، حس مفید بودن و احساس تعلق اجتماعی محسوب می‌شود. بنابراین خروج از بازار کار می‌تواند تغییرات مهمی در زندگی فرد ایجاد کند. اگر برای کسی که بازنشسته می‌شود، فقط به جانشینی درآمد توجه شود، بخشی از مسئله نادیده مانده است. باید بررسی کنیم که بعد از خروج از بازار کار، چه موقعیت اجتماعی، شبکه ارتباطی و فرصت مشارکتی برای او باقی می‌ماند. بنابراین، می‌توان گفت که بازنشستگی از شغل نباید به بازنشستگی از جامعه تبدیل شود.

 این استاد دانشگاه به مفهوم «سالمندی فعال» اشاره کرد و گفت: درست است که مفهوم سالمندی فعال می‌تواند مفید باشد، اما اگر آن را به یک هنجار تبدیل کنیم، ممکن است نتایج معکوسی به همراه داشته باشد. گاهی در گفتمان عمومی این تصور به وجود می‌آید که سالمند ایده‌آل کسی است که همواره فعال، پرتحرک، شاغل، اجتماعی و در حال یادگیری باشد. این نگرش ممکن است به طور ناخواسته سالمندانی را که توان یا تمایل به انجام چنین فعالیت‌هایی ندارند، در موقعیت سرزنش قرار دهد. از منظر جامعه‌شناختی، مسئله اصلی «فعال بودن به هر قیمت» نیست؛ بلکه مسئله دسترسی برابر به گزینه‌های انتخاب و مشارکت است. ممکن است یک فرد در فعالیت‌های اقتصادی مشارکت کند، دیگری در فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی یا خانوادگی و فردی دیگر ترجیح دهد زندگی آرام‌تری را دنبال کند. سیاست اجتماعی باید زمینه‌ای برای انتخاب فراهم کند، نه اینکه یک الگوی واحد از سالمندی مطلوب را تعریف کند.

رستمی در ادامه به مفهوم عاملیت در سالمندی پرداخت و بیان کرد: عاملیت به این معناست که سالمند تنها موضوع تصمیمات دیگران نباشد، بلکه تا حد امکان کنشگر زندگی خود باقی بماند. در بسیاری از خانواده‌ها، به‌ویژه زمانی که فرد به مراقبت نیاز پیدا می‌کند، ممکن است تصمیم‌گیری به تدریج به فرزندان یا دیگر اعضای خانواده سپرده شود. حمایت خانوادگی البته ضروری است، اما این حمایت نباید با سلب اختیار اشتباه گرفته شود. حتی فردی که به لحاظ جسمی به دیگران وابسته است، می‌تواند نظر و نظریه‌ای درباره مکان زندگی، روابط، امور شخصی و بسیاری از تصمیم‌گیری‌های روزمره خود داشته باشد. بنابراین، تفاوتی وجود دارد بین وابستگی جسمانی و وابستگی اجتماعی. وابستگی در یک حوزه لزوماً به معنای از دست دادن عاملیت در تمامی حوزه‌های زندگی نیست.

این جامعه‌شناس همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا جامعه گاهی با اطلاق عنوان «سالمند» به افراد، هویت‌های دیگر آنها را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد؟ بیان کرد: فرد سالمند تنها سالمند نیست. او می‌تواند استاد، پزشک، کارگر، هنرمند، والد، همسر، دوست، همسایه یا عضوی از یک جامعه محلی باشد. هویت انسان چند لایه است و ورود به دوران سالمندی نباید موجب حذف همه این لایه‌ها شود. در پژوهش‌های جدید در زمینه سالمندی، توجه بیشتری به تجربه زیسته و روایت‌های زندگی افراد شده است. این رویکرد یادآور می‌شود که سالمندی تنها یک مجموعه از نیازها نیست؛ بلکه یک تجربه انسانی است که فرد به آن معنا می‌بخشد. اگر تنها از منظر بیرونی درباره سالمندان صحبت کنیم، ممکن است تصویری از آنان ارائه دهیم که با تجربه واقعی‌شان فاصله دارد.

وی همچنین اشاره کرد که خانواده همچنان یکی از کلیدی‌ترین منابع حمایت اجتماعی برای سالمندان در ایران است، اما تاکید کرد که نباید خانواده را به عنوان نهادی ثابت و غیرقابل تغییر در نظر بگیریم. الگوی خانواده دستخوش تغییراتی شده، اندازه خانوارها کوچک‌تر شده، مهاجرت افزایش یافته، زنان به طور گسترده‌تری وارد بازار کار شده‌اند و فاصله‌های جغرافیایی میان اعضای خانواده بیشتر گشته است. در نتیجه، توانایی خانواده برای ارائه مراقبت نیز دستخوش تغییر شده است. از سوی دیگر، رابطه سالمند با خانواده نباید تنها در قالب «مراقبت‌کننده و مراقبت‌شونده» تعریف شود. سالمندان خود نیز حامل منابع بسیار ارزشمندی هستند؛ از جمله تجربه، دانش، حافظه خانوادگی و اجتماعی، و حمایت عاطفی. بنابراین بهتر است به جای تمرکز یک‌سویه به رابطه، درباره مبادله و همبستگی میان نسل‌ها گفتگو کنیم.

شهر دوستدار سالمند تنها با رمپ و آسانسور ساخته نمی‌شود

رستمی در بخشی دیگر از این مصاحبه به بحث تنهایی سالمندان پرداخت و اظهار داشت: جامعه‌شناسی بین «تنها بودن» و «احساس تنهایی» تمایز قائل می‌شود. ممکن است فردی به تنهایی زندگی کند اما دارای یک شبکه اجتماعی قوی و حس تعلق خوبی باشد. بالعکس، ممکن است سالمندی در کنار اعضای خانواده حضور داشته باشد، اما احساس کند که او را نمی‌بینند، کسی به صدایش گوش نمی‌دهد، یا در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی نقشی ندارد. تنهایی می‌تواند با تغییرات ساختاری زندگی گره بخورد؛ مانند بازنشستگی، درگذشت همسر و دوستان، مهاجرت فرزندان، جابه‌جایی محل زندگی و کاهش شبکه‌های اجتماعی. از این رو، پاسخ به شوراهای انزوا و تنهایی سالمندان نباید فقط در سطح توصیه‌های فردی محدود شود. باید محیط اجتماعی، محله‌ها، فضاهای عمومی، شبکه‌های ارتباطی و فرصت‌های مشارکت اجتماعی را نیز در نظر گرفت.

این استاد دانشگاه با اشاره به تأثیرات شهر بر آسان‌تر یا دشوارتر شدن دوره سالمندی اظهار داشت: شهر فقط مجموعه‌ای از ساختمان‌ها و خیابان‌ها نیست؛ بلکه یک بستر اجتماعی است. اگر یک سالمند نتواند به راحتی از منزل خارج شود، از وسایل حمل‌ونقل عمومی استفاده کند، به پارک‌ها یا مراکز فرهنگی منتقل شود، یا با دیگران تعامل کند، بخش مهمی از زندگی اجتماعی او محدود می‌شود. البته مناسب‌سازی فیزیکی ضروری است، اما شهری که به سالمندان توجه دارد تنها به رمپ و آسانسورها محدود نمی‌شود. باید بررسی شود که آیا سالمند در این شهر امکان حضور، ارتباط و مشارکت اجتماعی دارد یا خیر. از این منظر، سالمندی فقط یک مسئله بهداشتی نیست؛ بلکه موضوعاتی چون سیاست شهری، مسکن، حمل‌ونقل و زندگی اجتماعی را نیز در بر می‌گیرد.

سالمندی را تنها از دیدگاه نیاز و مراقبت نبینیم

وی بر اهمیت یکی از رویکردهای کلیدی در مطالعات سالمندی به نام «سالمندی در محل زندگی» یا Ageing in Place تاکید کرد. ایده اصلی آن این است که فرد قدر امکان در محیط آشنا و خانگی خود باقی بماند و در عین حال به خدمات، امکانات و شبکه اجتماعی مورد نیاز دسترسی داشته باشد. این رویکرد اهمیت بالایی دارد زیرا سالمندی را از یک مشکل صرفاً فردی خارج کرده و آن را به برنامه‌ریزی اجتماعی و شهری مرتبط می‌سازد. برای ایران بسیار مهم است که از خود سؤال کنیم: اگر جمعیت سالمند افزایش یابد، آیا مسکن، حمل‌ونقل، نظام تأمین اجتماعی، بازار کار، خدمات بهداشتی، فضاهای عمومی و سازوکارهای حمایتی ما برای این تغییر آماده هست؟ بنابراین سوال کلیدی شاید این نباشد که «برای سالمندان چه کنیم؟»، بلکه این باشد که چگونه جامعه‌ای بسازیم که بتواند افراد را در تمامی مراحل زندگی، از جمله سالمندی، به عنوان اعضای فعال و شناخته‌شده بپذیرد.

رستمی بر این باور است که باید سالمندی را تنها از زاویه نیاز و مراقبت ننگریم. سالمند پیش از اینکه «نیازمند خدمات» باشد، یک انسان با تاریخ زندگی خاص، روابط اجتماعی، تجارب، هویت و حق انتخاب است. اگر نگاه ما به سالمندی فقط بر مبنای مراقبت باشد، ممکن است ناخواسته فرد را از نقش‌های اجتماعی‌اش جدا کنیم. اما اگر سالمندی را به عنوان بخشی از مسیر زندگی ببینیم، در این صورت باید درباره کیفیت روابط اجتماعی، امنیت اقتصادی، مشارکت، منزلت، استقلال و گزینه‌های موجود به بحث بنشینیم. در نهایت، نحوه برخورد یک جامعه با مقوله سالمندی تنها به سالمندان امروزی مربوط نمی‌شود؛ سالمندی بخشی از چندین مرحله زندگی همه ماست. شاید بگوییم، جامعه‌ای که برای سالمندی آماده می‌شود در واقع دارد برای زندگی انسان در تمام مراحل عمر برنامه‌ریزی می‌کند.

انتهای پیام

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.