آیا گزاره میرسلیم مبنی بر اینکه نفت حق خداست نه مردم، صحیح است؟ / آیا اکنون باید نام شرکت ملی نفت را به شرکت الهی نفت تغییر داد؟
به نقل از خبرآنلاین، وبسایت عصرایران بیان کرد: به نظر میرسد که به علت ذکر نام خدا و پیامبر، انتقادها به او تشدید خواهد شد. بهطور کلی، نه تنها نفت بلکه ما نیز متعلق به خداوند هستیم و به نوعی عبارت «انا لله» به همین اشاره دارد. به همین دلیل، در حالی که «همه از خداییم» ترجمه بهتری به نظر میرسد، بهتر است نام «الله» تغییر نکند زیرا اسم خاص است و «مال خداییم» دقیقتر از "از خداییم" به نظر میرسد.
1. در اردیبهشت 1398، آیتالله محقق داماد در یادداشتی در روزنامه اعتماد تصریح نمود که «از نظر فقهی، به نظر من درآمد حاصل از نفت نباید صرف هزینههای جاری و پروژههای عمرانی شود. بلکه این درآمد باید به سرمایهگذاریهای پایدار و با سوددهی بلندمدت اختصاص یابد تا اصل سرمایه حفظ شود و درآمد حاصل نه تنها برای نسل فعلی بلکه با دوراندیشی، بدانیم که نسلهای آینده هم از آن بهرهمند شوند.»
این نظر فقهی بر این پایه است که نفت به عنوان انفال در نظر گرفته میشود، اما کاملاً مشخص است که او خواهان استفاده درآمدهای آن برای رفاه عمومی مردم است. اما نه برای هزینههای روزمره و نه فقط برای نسل حاضر که توجیه به عنوان مصلحت را نیز از نظر خود نادرست میداند، زیرا مصلحت یک مفهوم موقتی است و صرف هزینه نفت برای امور جاری به یک رویه دائمی تبدیل شده است.
بنابراین، جای شگفتی نیست که مدعای میرسلیم مبنی بر ارزشگذاری نفت بر اساس دیدگاه فقهی آیتالله محقق داماد نیست. به وضوح، این فقیه نگران است که در آینده ارزش این منبع کاهش یابد و بر ضرورت حفاری و استخراج سریعتر و بهینهتر با استفاده از فناوریهای نوین به ویژه در میادین مشترک تاکید دارد. اما بر این نکته پای میفشارد که درآمد آن باید صرف هزینههای جاری نشود و اشاره به انفال بودنش از این زاویه است نه اینکه مردم از آن بیبهرهاند!
3. بر پایه اعتقادات آقای محقق داماد که منطقی و قابل دفاع است، نمیتوان انکار آقای میرسلیم را موجه دانست. همچنین این سوال مطرح است که چرا در زمانهایی که رئیسجمهور مورد حمایت شما، همین سرمایه ملی را هدر میداد، به این بیان نپرداختید و این جمله را به خدا و پیامبر ارتباط ندادید؟ در دوران احمدینژاد نفت برای خدا نبود، اما اکنون اینگونه است؟!
4. اکنون زمان آن است که به اسفند 1329 بازگردیم. 76 سال پیش زمانی که دکتر محمد مصدق به نمایندگی از مردم تهران و همفکرانش طرح ملی کردن صنعت نفت ایران را ارائه کردند. نمایندگانی که بدون عبور از غربال استصوابی فعالیت میکردند و دغدغههای محدودکنندهای نداشتند. آنان به فکر بهبود زندگی مردم و قطع وابستگی بودند و چه بسا فرصتی برای انتقام از استعماری که دو قرن بر ایران سلطه داشت.
پیشنهاد آغاز میشود با این عبارت: به نام سعادت ملت ایران. (متن: بهنام سعادت ملت ایران و بهمنظور کمک به تأمین صلح جهانی، امضاکنندگان ذیل پیشنهاد مینمایند که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی اعلام شود؛ بدین ترتیب، تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهرهبرداری در اختیار دولت قرار گیرد.)
مصطفی میرسلیم فردی مؤمن است. محمد مصدق نیز بیاعتقاد نبود، اگرچه از نظر مذهبی اهل تظاهرات نبود و درباره وظایف دولت به شیوه فداییان اسلام فکر نمیکرد. اما گویی که این دو خدای متفاوتی را میپرستیدهاند! اولی میگوید نفت متعلق به خداست و نه به مردم، در حالی که دومی که به لحاظ تاریخی پیشگام بود، به نام سعادت ملت ایران آن را ملی کرد.
این نکته قابل توجه است که به نظر میرسد خدای میرسلیم با خدای مصدق دو شخصیت متفاوت هستند! زیرا اولی میخواهد نفت را از آن خود بداند، در حالی که خدای مصدق یا تصوری که او از خدا داشت، به فکر سعادت مردم بود و این واژه سعادت یا بهروزی، وظیفه اصلی کار را در دستان خود میگذارد: سعادت ملت. واژهای که در زبان عربی با کلماتی نظیر سعد، مسعود، سعید و اسعد مرتبط است.
نفت، هدیه و محبت خداوند به مردمان این سرزمین است. قبلاً وجود داشت، اما قرنها و دههها مردم نمیدانستند که کاربرد آن فراتر از درمان زخمهای حیوانات است! سپس برای روشن نگهداشتن چراغها استفاده میشد و کشف مصارف دیگر آن در قرن بیستم، انقلابی بزرگ به شمار میرود.
اینکه بگوییم نفت تنها به نسل ما تعلق ندارد تا آن را صرف بیکفایتیها و ولخرجیها نکنیم و باید به سرمایهگذاری در آینده نظر داشته باشیم و آن را زیر نظر انفال قرار دهیم تا از تعرض هزینههای روزمره و جاری در امان باشد، یک موضوع است که محترم و محق است. اما اینکه بگوییم نفت مال مردم نیست و متعلق به خداست، موضوع دیگر و با ظاهری معقول ولی باطنی سلبکننده حق مردم است. آن هم از زبانی که عضو مجمعی است که باید مصلحت اندیشی کند، نه خیالبافی. در تمام جا صحبت از تخلف تراستیها یا امانتها است که در شرایط تحریمی نفت را به امانت تحویل میگیرند تا به شیوههایی که میدانند بفروشند و ارز آن را بازگردانند و ظاهراً برخی از این تخلفها صورت گرفته و اکنون آقای میرسلیم میگوید: نفت، مال خداست!
زیرا اگر بگوییم نفت متعلق به همه است، در آن صورت نقش حکومت مانند مدیریت یک ساختمان و دارایی مشترک و مشاع است. مردم صاحب این دارایی هستند و کار به دست افرادی سپرده شده که امانتی در اختیار دارند. با وصف این، به نظر میرسد مهندس احتراق موتور نیز همان امانتداران خداوندند! (نعوذ بالله).
با این اوصاف، خوشبختانه مهندس میرسلیم در سال 96 رئیسجمهور نشد وگرنه شاید نام شرکت ملی نفت ایران را نیز به شرکت الهی نفت ایران تغییر میداد. هرچند در سالهای اخیر، کلمه «ملی» یا فراموش شده یا به اسلامی تبدیل گردید (سازمان ملی انتقال خون، شرکت ملی پست، وزارت فرهنگ و ارشاد ملی) اما عنوان شرکت ملی نفت ایران همچنان باقی مانده و آقای میرسلیم نیز اعتراض نکرده بود!
23302