تنگه هرمز در گفتمان جنگ؛ استراتژی جدید ایران و احتیاطهای ترامپ
کوروش احمدی در سرمقاله روزنامه شرق اشاره کرده است: در طول یک ماه اخیر، وضعیت در تنگه هرمز به گونهای تغییر کرده که میتوان آن را به عنوان نقطه عطفی نسبت به گذشته در نظر گرفت. در این مدت، تحرکات نظامی از سوی ایران به طور قابل توجهی افزایش یافته و از اواسط شهریور، بهطور میانگین هر روز یک کشتی هدف قرار گرفته است؛ این روند اوایل هفته گذشته شدت بیشتری گرفته است.
از سوی دیگر، عدم اقدام یا واکنشی از طرف نظامیان آمریکایی در مقابل این حملات به کشتیها مشهود است. یکی از سخنگویان غیررسمی ایران اخیراً در یک فایل صوتی، ابتکارات و خلاقیتهای نیروی دریایی سپاه و ناتوانی طرف مقابل از پاسخگویی را به عنوان علت این تحولات مهم عنوان کرده است. از اواسط شهریور، مقامات ایرانی شروع به اعلام سیاست جدیدی در خصوص تنگه کردند.
سردار محسن رضایی در آن زمان، به معرفی طرحی با عنوان «محاصرهکردن محاصره» و «ایجاد ناحیه ممنوعه» اشاره کردند که از خط محاصره آمریکا تا اعماق خلیج فارس به منظور تحریم کشتیهای متخلف است. در تاریخ ۱۷ مهر، فرمانده نیروی دریایی سپاه اعلام کرد: «برخورد با شناورهای متخلف دیگر محدود به تنگه هرمز نخواهد بود و هر شناوری که از مسیر غیرمجاز عبور کند، در تمامی منطقه تحت تعقیب قرار خواهد گرفت و مجازات آن اجتنابناپذیر خواهد بود».
گزارش حملاتی به کشتیها در قطر و فجیره در روزهای بعد نشان از اجرایی شدن این رویکرد نوین سپاه داشت. همچنین نیروی دریایی سپاه در تاریخ ۱۸ مهر اعلام کرد: «تمامی کشتیها در حوزه تنگه هرمز که سیستمهای شناسایی خود را غیرفعال کنند، به عنوان دشمن شناسایی و با آنها به شدت برخورد خواهد شد». همچنین، در روزهای اخیر سپاه گزارشهایی از هدف قرار دادن کشتیها یا برخورد کشتیها با مینها منتشر کرده است.
در پی این سیاست جدید سپاه، منابع خبری بینالمللی به کاهش صادرات نفت از کریدور جنوبی تنگه در هفتههای اخیر اشاره کردهاند. گزارشی از کپلر در تاریخ ۶ اکتبر ادعا کرده که تعداد نفتکشهای عبوری از تنگه به پایینترین حد خود از ژوئیه به بعد رسیده است.
وبسایت investing.com نیز کاهش ۲۷ درصدی در عبور نفت از تنگه را گزارش کرده است. کپلر مدعی است که تا پیش از ۲۸ سپتامبر، متوسط عبور نفت خام از تنگه معادل روزانه ۱۳.۵ میلیون بشکه و عبور محصولات نفتی بسیار کمتر، حدود ۶۷۷ هزار بشکه بوده است که نسبت به ۳.۶ میلیون بشکه قبل از آغاز جنگ، کاهش محسوسی نشان میدهد.
به گفته این منابع، در آخرین هفته سپتامبر، مجموع صادرات نفتی از منطقه خلیج فارس پس از احتساب نفت منتقل شده از طریق لولهها بین ۱۹.۵ تا ۲۲.۵ میلیون بشکه بوده است (به هر حال برآوردهای متفاوتی ارائه شده است: Windward میزان نفت عبوری از تنگه را کمتر و حدود ۱۰ تا ۹ میلیون بشکه اعلام کرده است). در ژوئیه، کپلر از کاهش ۶۰ درصدی ترافیک کشتیها خبر داده بود و IEA متوسط عبور نفت از تنگه را در بازه مارس تا مه معادل ۲.۷ میلیون بشکه در روز تخمین زده بود.
اما در زمان حاضر، توافق نظری در مورد کاهش چشمگیر تعداد کشتیهایی که سیگنال روشن را از تنگه عبور میکنند وجود دارد. البته تمامی این اعداد و آمارها باید با احتیاط مورد بررسی قرار گیرند، زیرا در شرایط بحرانی و با توجه به خاموش شدن سیگنالها، تأیید صحت آنها بسیار دشوار است. قیمت شاخص نفت برنت، بهعنوان یک معیاری کلیدی، هماکنون در حدود ۱۰۵ دلار برای هر بشکه قرار دارد که نسبت به ۷۵ دلار پیش از جنگ، قیمتی نسبتاً بالا محسوب میشود و نشاندهنده واکنش بازار تحت تأثیر نگرانیهای ناشی از افزایش حملات است.
عوامل دیگری نیز همچون طوفان در خلیج مکزیک، آزاد کردن مقادیر مشخصی از ذخایر استراتژیک، و دیپلماسیها و... تأثیرگذارند. با این حال، به نظر میرسد این قیمت برای ترامپ از نظر سیاست داخلی قابل قبول باشد. همچنین، حتی اگر آمار بالا بودن صادرات نفت خام از تنگه درست باشد، این وضعیت به معنای عادی شدن اوضاع نیست. این میزان از صادرات نفت در شرایطی پرهزینه و با استفاده از بسیج نظامی انجام میشود و ادامه آن در بلندمدت دشوار خواهد بود.
اما واقعیت این است که میزان صادرات نفت به قدری است که آمریکا تصور کند از نظر سیاسی در وضعیتی قرار دارد که نمیتواند شرایط ایران را قبول کند. همچنین کم بودن مقدار محصولات عبوری از تنگه نیز یک فاکتور ماهوی است. سؤال اساسی فعلی این است که با وجود افزایش حملات علیه کشتیها، چرا آمریکا در هفتههای اخیر تحرک نظامی دیگری غیر از اعمال محاصره دریایی و اسکورت نفتکشها نداشته است.
یکی از دلایل میتواند تمایل ترامپ به حفظ آرامش در جریان مبارزات انتخاباتی باشد. او پنجشنبه گذشته اعلام کرد که برنامهای برای حمله به ایران پیش از انتخابات ندارد. احتمالاً ترامپ نگران است که هدف ایران کشاندن او به یک واکنش شدیدتر، درگیری عمیقتر و افزایش بیشتر قیمت نفت باشد که به نوبه خود میتواند شانس انتخاباتی حزب جمهوریخواه را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین اجتناب از قطع کامل دیپلماسی نیز جزو فاکتورهای مهم است.
برخی منابع آمریکایی همچنین مدعی شدهاند که تعداد کشتیهایی که تحت حمله قرار میگیرند، به نسبت کشتیهایی که عبور میکنند (دو از صد) چندان زیاد نیست. اینکه ایران برخلاف اوایل سپتامبر، به کشتیهای نظامی حمله نکرده است، نیز میتواند یک عامل قابل توجه باشد.