شهید تیم حفاظت رهبری که با عنایت آقا نام فرزندش را «بشری» گذاشت/ ۱۷ شهریور۹۳ در انتظار خبر سلامتی مولایش پلک بر هم نگذاشت و برای سلامتی آقا قربانی کرد
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، رسانه KHAMENEI.IR در مطلبی با عنوان پرونده «مردان صادق»؛ روایت سوم، شهید حاج رشید عیوضی نوشت:

«من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا.» (احزاب: ۲۳)
شهید حاج رشید عیوضی، مسئول دفتر قائممقام رئیس دفتر رهبری، از سال ۱۳۶۰ در دفتر ریاست جمهوری به خدمت مشغول شد و در طول سالها، به الگوی نظم، دقّت و عشق ولایی در میان همکاران دفتر بدل گشت. او خادم دیرین دفتر رهبر شهید انقلاب بود و در نهم اسفندماه ۱۴۰۴ در دفتر رهبری به شهادت رسید. رسانهی KHAMENEI.IR در ادامه مطالب پرونده «مردان صادق»؛ ویژه معرفی شهدای تیم حفاظت و دفتر مقام معظم رهبری در جنگ تحمیلی سوم، در گزارشی کوتاه، بخشهایی از حیات نورانی شهید حاج رشید عیوضی، مسئول دفتر قائممقام رئیس دفتر رهبری را که برگرفته از گفتوگو با خانوادهی وی است، منتشر میکند.
در کاروان عظیم خادمان این سرزمین، مردانی را میتوان یافت که نامشان بر بام تاریخ میدرخشد و در سایهها سِیر میکنند؛ شهید حاج رشید عیوضی از آن مردان سایهزیست بود که خداوند او را برای خادمی آستان ولایت برگزید. حاج رشید از نخستین سالهای دوران ریاست جمهوری امام شهید تا لحظهی شهادت، همواره در جایگاه یک یار مخلص در حضور ایشان قرار داشت. او زندگی خود را نه در قالب یک وظیفهی اداری، بلکه در قالب یک تعهّد قلبی و ولایی تعریف کرد. او نهتنها یک همراه، بلکه یک یار بود؛ یاری که از سالهای نخستین دوران ریاست جمهوری امام شهید قدّساللهنفسهالزّکیّة تا آخرین لحظات عمرش تنها یک هدف داشت: حضور در محضر مولا و خدمت خالصانه به او.
هنوز جامههای سیاه بر تن اعضای خانوادهی شهید بود که پا به خانهی او گذاشتیم. نیّت، عرض ارادتی بود به خانوادهی حاج رشید، در آن کاشانهی صمیمی که کاممان به نُقل خاطراتی که خانوادهی شهید از آقا و رفیق روزهای دورش نَقل کردند، شیرین شد.
در دفتر رهبر شهید، نام حاج رشید مترادف سرعت و دقّت بود. حاج رشید عیوضی الگوی نظم بود. او که از سال ۱۳۶۰ به دفتر ریاست جمهوری وارد شد، بهخوبی دریافته بود که برای خدمت به رهبری که حافظهای شگفتانگیز و دقّتی موشکافانه در پیگیری امور دارد، نمیتوان با رخوت و سستی عمل کرد. او خود را با سرعت و نظم مولایش هماهنگ کرده بود. او میدانست که هر کاغذ، هر نامه و هر دقیقه از وقت، امانتی است که باید با دقّتِ تمام پاسداری شود؛ از همین رو، او همواره الگوی انجام درست و منظّم وظایف بود؛ همانگونه که امام مجاهد شهید، در جریان برخی دیدارها با اعضای دفترشان، بر لزوم الگو بودن این کارمندان برای سایرین تأکید داشتند.
آنچه در زیست ذوابعاد این شهید والامقام بیش از هر عنصر دیگری رخ مینماید، درهمآمیختگی نظم کاری او با عشق و ایمان به ولایت بود. سرکار خانم زهرا عیوضی، صبیّهی مکرّمهی ایشان، در روایتی که پرده از خلوت عارفانهی این پدر برمیدارد، از برقی در چشمان او سخن میگوید که تنها با طنین نام آقا شعلهور میشد. این تعلّق خاطر، فراتر از یک وابستگی سازمانی بود؛ عشقی بود از جنس طهارت باطنی.
هنگامی که در صبحگاه روز دوشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۳، آقای شهید در یکی از بیمارستانهای دولتی تهران برای انجام عمل جرّاحی بستری شدند، با وجود سادگی آن عمل، حاج رشید عیوضی چنان بیقرار شد که شب را تا سپیدهدم، نگران، گوشیبهدست و چشمانتظار خبری از سلامت مولایش، پلک بر هم نگذاشت. آنگاه که خبر سلامت آقا رسید، بیدرنگ دستبهکار شد و قربانی کرد؛ گویی بخشی از وجودش در آن لحظات آزاد شده بود. این بیقراریِ عاشقانه نشان میدهد که چرا او در جایگاه خدمت، چنین استوار بود.
این پیوند عمیق تا آنجا پیش رفت که حتّی در انتخاب نام فرزندش، دست عنایت رهبری جاری شد؛ آنجا که حضرت آقا فرمودند نام فرزندش را «بشریٰ» بگذارد؛ نامی که برای حاج رشید، نشان تبرّک و خاطرهای ماندگار از پیوند عمیق خانوادهاش با نگاه رهبر بود. آن نام برای حاج رشید نه یک واژه که یک یادگار بود؛ یادگاری از لطف آقا که هر بار بر زبانش مینشست، همان برق آشنای نگاه در چشمانش مینشست. «بشریٰ» یعنی مژده، و راستی که ولایت برای او همواره مژده بود؛ مژدهی وصال، مژدهی آن روزی که سرانجام رسید.
شهید حاج رشید عیوضی در نهم اسفند ۱۴۰۴ به آرزوی دیرین خود رسید. او که عمرش را در سایهسار ولایت گذرانده بود، در نهایت، همراه با مولایش به فیض عظیم شهادت نائل آمد. او به ما آموخت که میتوان در دل پیچیدهترین ساختارهای اداری بود، امّا همچنان دلی ساده و عاشق داشت. او به ما نشان داد که «خستگی» واژهای است که در قاموس عاشقان ولایت معنا ندارد. رحمت و رضوان واسعهی الهی بر آن جانِ شیفته و روانِ پاک که مصداق آیهی شریفهی «مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَیه» بود و عهد ناگسستنی خویش را با خون پاکش در اسفندماه ۱۴۰۴ در کنار مراد خویش، به زیباترین و حماسیترین شکل ممکن مُهر کرد.
۳۱۳۱