پشتپرده تماس مهم وزرای خارجه تهران و ریاض
فرارو- ادامه تنشها در آبراههای استراتژیک منطقه، حملات موشکی و پهپادی انصارالله یمن به اهدافی در عمق عربستان سعودی به همراه جریانی جدید از اتهامزنیهای کشورهای اروپایی نسبت به ایران، معادلات امنیتی خاورمیانه را به مرحلهای پیچیدهتر سوق داده است. در شرایطی که تهران تأکید بر حقایق منطقهای خود و ضرورت برقراری امنیت بومی در خلیج فارس دارد، واشنگتن به جای ورود به درگیری نظامی مستقیم، از ابزار تحریمهای اقتصادی و فشارهای دیپلماتیک بهره میبرد.
به گزارش فرارو، اختلاف نظر اصلی میان تحلیلگران حول این موضوع است که آیا عدم تمایل ایالات متحده به رویارویی نظامی نشاندهنده درک هزینههای این اقدام و تلاش برای حفظ روابط دیپلماتیک است یا این امر فقط نشانهای از تاخیر تاکتیکی در عبور از مراحل حساس سیاسی داخلی به شمار میرود.
ابتکار عمل دیپلماتیک تهران در بحران یمن؛ تنشزدایی پایدار یا باریکبازی موازنه؟
پس از مذاکرات دیپلماتیک میان وزرای امور خارجه ایران و عربستان سعودی، تهران دوباره تمایل خود را برای یاری در حل و فصل بحران یمن و پایان دادن به درگیریها میان ریاض و صنعا ابراز کرد. این فعالیتهای دیپلماتیک همزمان با ادامه عملیاتهای دفاعی نیروهای مسلح یمن علیه پایگاهها و تأسیسات مربوط به ائتلاف سعودی انجام میگیرد.
برخی ناظران سیاسی بر این نکته تأکید میکنند که ایران با پیشبرد سیاستهای دیپلماتیک فعال، بهگونهای مانع از تبدیل بحرانهای مقطعی به درگیریهای پایدار با ریاض میشود. از این دیدگاه، جمهوری اسلامی ضمن حمایت سیاسی از مردم یمن به پیشگیری از جنگهای نیابتی تحمیلی غرب روی خوش نشان میدهد؛ رویکردی که تلاشهای واشنگتن و تلآویو برای سوءاستفاده از اختلافات منطقهای را بیاثر میسازد.
موضوع اصلی، افق پایان بحران است؛ راهحل پایدار تنها زمانی به وقوع میپیوندد که اراده جمعی تمامی گروههای یمنی مبنای اداره کشور قرار گیرد و منافع ملی یمن تحت تأثیر فرمولهای تحمیلی بیگانگان قرار نگیرد.
بابالمندب و تنگه هرمز؛ پیوند ناگسستنی امنیت انرژی در منطقه
یکی دیگر از نقاط کانونی، بازنگری در معادلات امنیتی در دو مسیر حیاتی بابالمندب و تنگه هرمز است. کارشناسان استراتژیک متوجه شدهاند که ارتباط تحولات دریای سرخ با امنیت خلیج فارس نشاندهنده این است که سیاست تفکیک جبههها علیه محور مقاومت ناکام است و تلاشهای غرب برای به حاشیه راندن ظرفیتهای ژئوپلیتیکی ایران در خلیج فارس، با پاسخهای زنجیرهای در دیگر آبراهها مواجه میشود.
عربستان سعودی که بخشی از نفت صادراتی خود را از طریق خطوط لوله به بنادر دریای سرخ منتقل میکند، به تازگی متوجه آسیبپذیری مسیرهای دریایی شده است. در تحلیلهای رسانههای غربی، تلاشهای برای کتمان یا کمارزش جلوه دادن هماهنگیهای ضدامپریالیستی جریانهای منطقهای مشاهده میشود، اما واقعیتهای میدانی گویای این است که تأمین امنیت مسیرهای تجاری و انتقال انرژی بدون رعایت حقوق اساسی ملتهای منطقه امکانپذیر نخواهد بود.
در حوزه کشتیرانی در خلیج فارس نیز علیرغم تبلیغات رسانههای غربی، پیام روشن تهران همواره ثابت مانده است: امنیت تنگه هرمز باید برای همگان برقرار شود و یا ناامنی تبعیضآمیز به تمامی بازیگران آسیب خواهد زد. تحلیلگران بر این باورند که فشارهای اقتصادی و افزایش هزینههای بیمه دریایی، واشنگتن را به این نتیجهگیری رسانده که هزینههای ادامه تحریمها و محاصره اقتصادی علیه ایران در سطح بینالمللی توزیع میشود.
علل احتیاط نظامی واشنگتن در قبال ایران
ممنوعیت ارتش آمریکا از گسترش دامنه درگیری با ایران تبدیل به موضوعی اساسی در مراکز تصمیمگیری بینالمللی شده است. محاسبات دولت آمریکا بهویژه در آستانه رویدادهای سرنوشتساز انتخاباتی و نگرانی از افزایش شدید قیمت نفت که تأثیر مستقیم بر معیشت رأیدهندگان آمریکایی دارد، مانع جدی برای برنامههای تهاجمی ایجاد کرده است.
با این حال، عوامل عمیقتری هم در این مهار استراتژیک وجود دارد؛ کارشناسان برجسته نظامی بر این نکته تأکید دارند که محدودیتهای لجستیکی ارتش آمریکا، فقدان ذخایر مهمات، آسیبپذیری پایگاههای منطقهای در برابر قابلیتهای موشکی و پهپادی ایران، و پیامدهای ویرانگر یک درگیری تمام عیار، گزینههای عملیاتی واشنگتن را به شدت محدود کرده است. از این رو، رویکرد احتیاطی کاخ سفید ناشی از ارزیابی دقیق قدرت بازدارندگی دفاعی ایران است.
اتهامات بیاساسی تروئیکای اروپایی؛ سناریوسازی برای فشار افزونتر
در عرصه دیپلماتیک، اتهامات و جوسازیهای امنیتی اخیر از سوی سازمانهای اطلاعاتی بریتانیا و برخی دولتهای اروپایی علیه ایران، فصل تازهای از جنگ روانی را در هماهنگی با آمریکا گشوده است.
ناظران بر این باورند که چنین اتهاماتی که فاقد مستندات کافی هستند، تلاشی هماهنگ برای تولید پشتوانه حقوقی و دیپلماتیک بهمنظور توجیه تحریمهای جدید بهشمار میرود. اما در عین حال، شکافهای بنیادین میان پایتختهای اروپایی و واشنگتن در ارتباط با تعهدات دوجانبه، هزینههای بحران اوکراین و اولویتهای اقتصادی، امکان شکلگیری هر نوع ائتلاف معنادار یا نظامی ضدایرانی را به شدت دشوار ساخته است.
در جمعبندی نهایی، رویکرد ایران بر پایه دفاع از امنیت جمعی بومی، تثبیت بازدارندگی در آبراهها و بهکارگیری دیپلماسی فعال جهت رفع تنشهای ساختگی بنا شده است؛ استراتژی که محاسبات فشار حداکثری غرب را با بنبست جدی مواجه کرده است.