خواستگار ناموفق، شش ماه پس از کشتن دختر مورد علاقهاش، گرفتار دستگیرکنندگان شد/ متهم: آن دختر به غرورم لطمه زد و من را تحقیر کرد
به نقل از همشهری و بر اساس گزارش خبرآنلاین، تحقیقات ابتدایی نشاندهنده این بود که victim دختر جوانی بهسن تقریبی 23 سال و شاغل در یکی از شعبات فروشگاههای زنجیرهای واقع در جنوب تهران است. در ادامه پیگیریها، کارآگاهان به سرنخ مهمی دست یافتند. مرتکب این جنایت هیچکس جز خواستگار مقتول نبود.
بررسیها حکایت از آن دارد که چند وقت پیش یکی از همکاران دختر، برادر 27 سالهاش را برای خواستگاری به وی معرفی کرده بود. با این حال، دختر به عشق او پاسخ منفی داده بود و این اقدام موجب شد تا کینهای عمیق در دل خواستگار متولد شود؛ کینهای که به گفته نزدیکانش با تهدیدهای دوامدار همراه بود و در نهایت به بروز این جنایت منجر شد.
شش ماه بعد
با شناسایی هویت عامل جنایت، دستوری برای بازداشت او صادر گشت اما قاتل از دسترس خارج شد. تلاشهای مستمر کارآگاهان برای رسیدن به سرنخی از متهم ادامه داشت تا اینکه چند روز پیش، رد پایی از او در یکی از شهرهای غربی کشور شناسایی شد. او به زندگی پنهانیاش با هویتی جعلی ادامه میداد تا اینکه پس از شش ماه تنهایی، دلش برای صدای مادرش تنگ شد و به همین دلیل از یک کارتنخواب معتاد، یک سیمکارت بیهویت تهیه کرد و شبانه تماسی چند دقیقهای با خانوادهاش در تهران برقرار نمود.
این تماس کوتاه برای کارآگاهان اداره دهم آگاهی قابل توجه بود و در نتیجه به شناسایی قاتل فراری در یکی از شهرهای غربی کشور انجامید. پسر جوان در یک عملیات ضربتی دستگیر شد و پس از انتقال به تهران، به ارتکاب قتل دختر موردعلاقهاش اعتراف نمود.
او در اعترافاتش بیان کرد: زمانی که از طریق خواهرم با مقتول آشنا شدم، به او علاقهمند شدم. چندین بار همدیگر را ملاقات کردیم و صحبت کردیم، اما یک روز او گفت که ما برای هم مناسب نیستیم و به این ترتیب همه چیز به پایان رسید. هر چقدر که خواهش و تمنا کردم، حتی با فرستادن واسطه، تصمیمش تغییر نکرد.
متهم ادامه داد: احساس تحقیر میکردم و تاب شنیدن پاسخ منفی را نداشتم. به شدت از او کینه به دل گرفتم و با خودم گفتم که باید اقدامی کنم که نتواند با هیچکس رابطه برقرار کند.
وی در مورد روز وقوع حادثه نیز اظهار داشت: آن روز به او تماس گرفتم و گفتم بیا برای صحبت کردن با هم دیدار کنیم. او در محل کارش بود و پس از آمدن، دوباره جواب منفیاش را اعلام کرد. در آن لحظه کنترل خود را از دست دادم، چاقو را کشیدم و به او چند ضربه زدم. سپس سوار خودرو شدم و فرار کردم. مستقیم به یکی از شهرهای غربی رفتم و تحت هویتی جعلی در آنجا به کار و زندگی پرداختم، بهطوری که حتی از سایه خودم نیز میترسیدم. اما در نهایت دلتنگی برای مادرم باعث شد تا به هر طریقی اقدام به برقراری تماس تلفنی با او کنم و این حرکت سبب دستگیریام شد. پس از اعترافات متهم، قرار قانونی برای او صادر گشت و تحقیقات در این پرونده همچنان ادامه دارد.
17302