کد خبر 728102
۱۴۰۵/۰۷/۲۳ ۰۹:۴۹

آرزوهای سیدمحمد خاتمی و توماس پیکیتی

ساعت 24 - یکم- سیدمحمد خاتمی، رییس‌جمهور اسبق و یکی از روحانیون بلندپایه سیاسی نظام جمهوری اسلامی است. زمانه در دوره ریاست‌جمهوری وی اینگونه چرخید که منتقدانش برای بیرون‌راندن وی از دایره قدرت او را لیبرال خواندند. گروهی از نخبگان سیاسی و نیز پیشتازان آزادی‌خواهی و توسعه‌طلبی نیز بدون اینکه به ژرفای آموزه‌هایی که اندیشه خاتمی را شکل داده‌اند، تصور کردند او یک لیبرال است.
3

از سوی دیگر توماس پیکیتی، اندیشمند فرانسوی که گروهی از هواداران سرسخت چپ‌گرایی، او را با کارل‌مارکس یکی می‌دانند، با نوشته‌ای پرشور و شر خود این گمانه‌زنی را دامن زد که می‌خواهد دنیایی تازه بسازد که برابری آدمیان در جهان را برآورده کند.

نویسنده کتاب «سرمایه در قرن بیست‌ویکم» در تازه‌ترین سخنانش بار دیگر مجموعه‌ای از پیشنهادهای جسورانه را مطرح کرده است؛ پیشنهادهایی که در قالب «پروژه عدالت جهانی» و گزارش «آزمایشگاه جهانی نابرابری» گردآوری شده‌اند.

دوم- دیروز به‌طور تصادفی یک گفت‌وگوی نسبتا مشروح از توماس در یک رسانه غربی منتشر شد که همان آرمان و آرزوهای چندسال پیش این اندیشمند را با واقعیت‌های امروز جهان بر زبان آورده است. او در بخشی از گفت‌وگویش آورده است:

 «ما در دورانی زندگی می‌کنیم که سرشار از تصویرهای تیره و تار از آینده است. میلیاردرهای حوزه فناوری و ملی‌گرایان فناوری‌محور، چشم‌اندازهای عجیب و غیرواقع‌بینانه‌ای از آینده را ترویج می‌کنند، ازجمله ساخت مراکز عظیم داده در هر نقطه ممکن روی زمین یا حتی در مریخ. این در حالی است که همزمان برای استخراج هرچه بیشتر سوخت‌های فسیلی در سراسر جهان نیز جنگ به‌راه می‌اندازند.»

 از سوی دیگر سخنان خاتمی در مراسم سالگرد زادروزش و در نقد سخنان عباس آخوندی منتشر شده است. خاتمی گفته، سوءتفاهمی که ممکن است در صحبت‌های شما ایجاد شود، این است که نظم لیبرال را مطلوب می‌دانید. ما باید ارزش‌ها را مورد احترام قرار دهیم.

حتما باید به توسعه توجه ویژه داشته باشیم و با فقر مبارزه کنیم اما اکنون خیلی‌ها هستند که با نظم موجود در جهان مخالفند. انتقاد به نظم لیبرال، مساله‌ای است که از حدود ۱۹۳۰ مطرح شد. ما می‌توانیم به نظم جهانی انتقاد داشته باشیم. اینطور نیست که بگوییم راه نجات ما، پذیرش نظم لیبرال است.

 امروز حتی بسیاری از اقتصاددانان، بر درست‌بودن یک‌سری از اصول سوسیالیسم ازجمله «مشارکت» و «تعاون» تاکید می‌کنند. با این وجود باید طبق موازین موجود، برای تامین مصالح خودمان، با نهادهای جهانی کار کنیم.» به‌نظر می‌رسد شاید خاتمی به‌تازگی گفت‌وگوی توماس را خوانده است.

سوم- آدمی بالذات زیاده‌خواه است. آیا این زیاده‌خواهی آدمی را باید نکوهش کرد یا ستایش؟ برخی اندیشه‌ها و آموزه‌ها باور دارند اگر انسان زیاده‌خواه نبود، آرامش و آسایش بیشتر بود زیرا آدمی دنبال این نبود که برای پاسخگویی به زیاده‌خواهی از داشته دیگران برداشت کند. 

برخی دیگر اما باور دارند اگر آدمی زیاده‌خواه نبود، هرگز از زندگی‌های نخستین رها نمی‌شد و شاید هنوز جنگل‌نشین یا غارنشین بود. گروه دوم باورشان این است زیاده‌خواهی آدمی را به‌جنبش وامی‌دارد تا با آفریدن دارایی‌های تازه از دل طبیعت و ساخت کالاهای که نیازها را برطرف می‌کند، زندگی آسان‌تری را به دست آورد.

 برخی اندیشه‌ها اما با پویش زمان و نابرابرشدن درآمد و دارایی آدم‌ها و کشورها، آسایش مادی به‌گروه اندکی از آدمیان رسیده و گروه پرشماری از شهروندان جهانی در وضعیت رنج‌آوری زندگی می‌کنند.

چهارم- آموزه‌های توماس پیکیتی و شاید سیدمحمد خاتمی برای برابرسازی آدمیان روی کره زمین شاید از نظر احساسی خواسته جذابی باشد اما اجرای آن زمین و زمان را به‌هم ریخته و بنیاد فرهنگ و تمدن موجود را فرومی‌ریزد.

به‌طور مثال اگر آرزوی پیکیتی و رییس‌جمهور برزیل و دیگر سوسیالیست‌ها برای مالیات‌گرفتن از میلیاردرهای جهان برای برابر‌سازی مردم جهان لباس عمل بپوشد، چرا باید دیگر آدمیان بخواهند همانند زاکر برک یا جف بزوس و ایلان ماسک شوند و ثروت‌آفرینی کنند.

 اگر قرار براین باشد که آنچه در آمریکا پدیدار شده و این کشور هنوز ۲۰‌درصد تولید جهان را دارد به‌نفع دیگر کشورها توزیع شود، چرا باید کشورها دنبال تولید ثروت بروند؟

 

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.