بررسی رفتارهای غریب و غیرمعمول علیرضا بیرانوند در فوتبال کشور؛ قصد دارم بروم تا پرسپولیس بدون حضورم قهرمان شود/ هیچگاه ادعای هواداری از استقلال نکردم!
با تمدید قرارداد علیرضا بیرانوند، انگار بار دیگر او همان نقش «سرباز» را برای مدیران تراکتور بازی میکند؛ نقشی که این بار هم مثل دفعات قبل، در همان نقطه حساس جواب داده و پروسه راهنمای چپ و چرخش به راستش، دوباره به نتیجه رسیده است! اتفاقی که سال ۱۴۰۲ هم در ماجرای استقلال و پرسپولیس رخ داد، اما اینبار با رنگوبویی تازه و اینبار در تراکتور.
علیرضا بیرانوند را میشود یکی از نامهای قابل اتکا در فهرست فوتبال ایران دانست و نمیشود صرفاً به خاطر جنجالها، از ارزش فنیاش چشم پوشید. او گلرِ سابقهداری است که در سه جام جهانی حضور داشته و در اکثر مقاطع، دروازه را به صورت جدی در اختیار گرفته؛ بنابراین بیشک تواناییاش روشن است. با این حال، وقتی پای بحث فنی کنار میرود و به جنبه رفتاری نگاه میکنیم، در سالهای اخیر حرکات و واکنشهایی از او دیدهایم که کمتر فوتبالیستی در تاریخ ورزش ایران چنین رویهای را تجربه کرده است؛ رفتاری که میتواند یادآور این نکته باشد که این دروازهبان بیش از هر چیز نیاز دارد روی ثبات شخصیت و کنترل رفتارهایش تمرکز بیشتری انجام دهد.
افشای زندگی خصوصی
اینکه رسانهها و حتی بخش بزرگی از مخاطبان، به زندگی خصوصی ورزشکاران—خصوصاً روزگاری که هنوز به شهرت نرسیدهاند—علاقه دارند، موضوع تازهای نیست؛ اما بیرانوند در این زمینه از معمولِ رایج هم جلوتر رفت. او بیپرده درباره دشواریهای دوران نوجوانیاش حرف زد و حتی درباره نحوه شکلگرفتن ازدواجش هم در معرض نگاه عمومی قرار گرفت. فراتر از این، زمانی که تصمیم گرفته شد فیلمی بر پایه روایتهایی از گذشتهاش ساخته شود—همان چیزهایی که خود او تعریف کرده بود—باز هم موافقت کرد؛ حرکتی که معمولاً در میان ورزشکاران خیلی دیده نمیشود یا دستکم در حدی که بیرانوند پررنگش کرد، کمتر اتفاق میافتد.
اختلاف با منصوریان
علیرضا بیرانوند در نیمه نخست دهه ۹۰ شمسی شاگرد علیرضا منصوریان بود؛ او تحت هدایت این مربی هم در تیم ملی امید و هم در نفت تهران فرصت بازی پیدا کرد. اما در سال ۹۴، این همکاری دیری نپایید و اختلافهایی میانشان شکل گرفت؛ نتیجه هم این شد که بیرانوند برای مدتی از فهرست ثابت ترکیب کنار گذاشته شود.
من استقلالی ام؟ هیچ وقت نگفتم طرفدار استقلال هستم!
در سال ۹۳، درست زمانی که بیرانوند کمکم اسم و رسم پیدا کرد و با عنوان دروازهبان ذخیره تیم ملی راهی جام ملتهای ۲۰۱۵ استرالیا شد، خیلیها از علاقه او به استقلال خبر داشتند؛ نه فقط اهالی رسانه، بلکه حتی همبازیهایش هم ظاهراً این موضوع را میدانستند. علی نظری جویباری، مدیرعامل پیشین باشگاه استقلال هم در یک مصاحبه فاش کرد که در سال ۹۴ توافقهای لازم برای حضور بیرانوند در جمع آبیها انجام شده بود، اما در نهایت پرویز مظلومی تصمیم گرفت مهدی رحمتی را برگرداند. این زنجیره اتفاقها در نهایت باعث شد بیرانوند در سال ۹۵ و دقیقاً در روزهایی که علیرضا منصوریان هدایت استقلال را برعهده گرفته بود، مسیر کاملاً متفاوتی انتخاب کند و راهی پرسپولیس شود.
البته امروز در فوتبال، وابستگی به رنگها نسبت به گذشته کمرنگتر شده و شاید به همین دلیل هم کسی در سال ۹۵ بابت این جابهجایی—حتی اگر علاقه احتمالی به استقلال را هم در نظر بگیریم—بیرانوند را چندان سرزنش نکرد. اما ماجرا وقتی پررنگتر شد که او در صحبتهایش تأکید کرد هرگز نگفته طرفدار استقلال است؛ همین جملهها باعث شد مدیران وقت استقلال دیگر نتوانند سکوت کنند و ماجرای توافق سال ۹۴ را به شکل رسمیتر وارد فضا کنند.
در همین ارتباط: ویدیو| بیرانوند استقلالی است یا پرسپولیسی؟/ دختر بیرو لو داد!
میروم تا پرسپولیس بدون من قهرمان شود
بیرانوند به پرسپولیس پیوست و بهار سال ۹۶، با این تیم قهرمانی در شانزدهمین دوره لیگ برتر را تجربه کرد؛ اما خیلی زود و درست بعد از همان قهرمانی، وقتی جمعی از هواداران نسبت به یکی از معدود روزهای ضعیف او در طول فصل واکنش نشان دادند و صدای اعتراضشان را بلند کردند، بیرانوند نیز سکوت نکرد. او در رسانهها حرف زد و گفت: بروید و ببینید پرسپولیس تا قبل از لیگ شانزدهم چند فصل انتظار قهرمانی کشید؟ ظاهراً هواداران این تیم فصول گذشته را یادشان رفته که حالا به بیرانوند و همبازیانش اینطوری اعتراض میکنند. اصلاً عیبی ندارد، من میروم تا پرسپولیس بدون علیرضا بیرانوند در لیگهای بعدی قهرمانی به دست آورد.
این موضعگیری با واکنش تند پیشکسوتان پرسپولیس و حتی کریم باقری—یکی از مربیان وقت تیم—روبهرو شد و همین موضوع سبب شد بیرانوند چند روز بعد، در قالب یک مصاحبه رسمی، از کارش عذرخواهی کند.
چطوری کریس؟!
همگروه شدن ایران و پرتغال در جام جهانی ۲۰۱۸ یک فرصت جدی برای بیرانوند ساخت تا بار دیگر خودش را در مرکز توجه نگه دارد. دروازهبان اصلی تیم ملی، با بهرهگیری از دیالوگ مشهور فیلم «به وقت شام» برای کریستیانو رونالدو کری خواند و جمله معروف را اینطور به کار گرفت: چطوری کریس؟!
البته تابستان همان سالها فقط به کری خواندن ختم نشد؛ در ابتدای تابستان سال ۱۳۹۷، وقتی ایران و پرتغال مقابل هم صفآرایی کردند، بیرانوند پنالتی کریستیانو رونالدو را مهار کرد و صحنهای ساخت که برای بسیاری از هواداران ماندگار شد. همین اتفاق دوباره تأیید کرد که او از نظر فنی در سطح بالایی قرار دارد، اما همزمان یادآوری میکرد که از نظر رفتاری، همیشه کنترل حرفها و رفتارهایش را آنطور که باید نگه نمیدارد.
مذاکره با استقلال، بازارگرمی برای پرسپولیس؟
تابستان سال ۱۴۰۲ ناگهان خبر فسخ قرارداد علیرضا بیرانوند با پرسپولیس منتشر شد. حدود ۲۴ ساعت بعد از آن خبر، حجت کریمی—مدیرعامل وقت باشگاه استقلال که حالا همین مسئولیت را در تراکتور بر عهده دارد—ادعا کرد مذاکرات جدی برای آوردن دروازهبان شماره یک تیم ملی به استقلال صورت گرفته است.
گفتوگوها ادامه پیدا کرد، اما یک بار دیگر خبر غیرمنتظرهای رسانهای شد؛ این بار نه درباره انتقال بیرانوند، بلکه درباره تمدید قراردادش با پرسپولیس! تصمیمی که باعث شد پیشکسوتان استقلال علیه بیرانوند موضع بگیرند و ادعا کنند او در واقع با آبیها وارد مذاکره شده تا از این مسیر برای خودش «بازارگرمی» راه بیندازد؛ ادعایی که حتی با تکذیب نشدن خبر مذاکرات، از نگاه منتقدان، کاملتر هم به نظر رسید. نتیجه چنین فضایی هم روشن بود: بیرانوند رقم قرارداد تازهاش را بالا برد.
در نهایت، علیرضا بیرانوند تابستان سال ۱۴۰۳ از پرسپولیس جدا شد و با یک قرارداد خوب راهی تراکتور شد؛ اتفاقی که باعث شد در نگاه بخشی از هواداران این تیم، با عنوان «مغرورکننده» یا «مورد پسند واقع نشدن» مواجه نشود. اما در کنار این موضوع، برخوردهایی هم هنگام تقابل پرسپولیس و تراکتور در سال ۱۴۰۳ در ورزشگاه آزادی دیده شد که همزمان با اتفاقات سکوها بود و...
هیچکس در آن روز تأیید نکرد که بیرانوند را فحاشی کردهاند، اما اغلب کارشناسان بر این باور بودند که نوع جدایی او از پرسپولیس، آتش خشم هواداران سرخ را شعلهور کرده است.
بیشتر بخوانید: چیزهایی از بیرانوند میدانم که اگر بگویم، باید با چادر از خانه بیرون بیاید/ اختلاف کریمی و بیرو از کجا شروع شد؟!
درگیری با دایی و مجسمهسازی برای قلعهنویی
دروازهبان پرحاشیه فوتبال ایران بعد از جام جهانی ۲۰۲۶ هم همچنان از قافله حاشیهها عقب نماند و ادعاهایی را مطرح کرد که حسابی سروصدا کرد. از ورود به بحثِ مجسمه امیر قلعهنویی به بهانه عملکردش در تیم ملی، تا متنی تند که علیه علی دایی در فضای مجازی نوشت، و همچنین انتقاداتی که از مهدی مهدویکیا مطرح کرد. مجموع این حرفها برایش موجی از نقد به همراه آورد و جنبههای مختلف حرفهایش زیر ذرهبین رفت.

پایان داستان با تراکتور؟
علیرضا بیرانوند بعد از بازی تراکتور و استقلال در تبریز، حرفهایی زد که نتیجهاش برای او چیزی شبیه «اخراج شبانه» بود. حتی موضوع عذرخواهیاش از هتل محل اقامت تیم هم مطرح شد و همین باعث شد ماجرا از حالت یک اتفاق معمولی خارج شود و حسابی بزرگتر به نظر برسد. در نهایت قرار شد از نیم فصل دوم، بیرانوند در قالب بازی برای یک تیم نظامی فعالیت کند؛ اما به نظر میرسد مثل سریال «آینه» که در دهه ۶۰ پخش میشد، روند زندگی برای او دوباره به سمت شیرینی برگشته است. چون دروازهبان اصلی تیم ملی از مدیران و هواداران تراکتور عذرخواهی کرد و بعد هم ظهر پنجشنبه خبر رسید که قراردادش برای مدت ۳ فصل تمدید شده است. یعنی هم دستمزد قابل توجهی در کار است و هم—با فرض گذراندن دو فصل در تیم نظامی—تضمین بازگشت بعد از پایان دوره خدمت هم وجود دارد.
بیرانوند بازیکن بزرگی است و طبیعی است که چنین نفراتی گاهی ناخواسته وارد حاشیه شوند؛ با این حال باید یک واقعیت را هم پذیرفت: ظاهراً خود او چندان دل خوشی از حاشیه ندارد، اما اتفاقاً در مقاطعی میتواند حاشیهها را برای رسیدن به اهدافش مدیریت کند. اهدافی که از نظر مالی قطعاً برایش سودآور بوده، اما در کنار آن، اعتبار او پس از پایان دوران بازیگری به عنوان یک هدف جدیتر هم باید در نظر گرفته شود. تهدیدی بزرگ که شاید علیرضا هنوز آنطور که باید جدیاش نگرفته و شاید زمانی متوجه آن شود که دیگر فرصت جبرانِ «مافات» دیر شده باشد.
این ویدیو را هم از دست ندهید: بیرانوند: قبل از سربازی، قراردادم را سه ساله تمدید کردم، یاشاسین تراکتور