نقش مرد در مدیریت تنشهای خانگی
براساس گزارش ایسنا، خشم ناگهانی مادران و به اصطلاح "از کوره در رفتن" آنها ناشی از بیرحمی نیست؛ بلکه گاهی باتری روانی آنها به کمترین حد خود میرسد و از دیدگاه نظریه پلیواگال، زمانی که فشارها بر فرد افزایش یابد، توانایی منطقی مغز تقریباً غیرفعال میشود. بنابراین این فریادها، ناشی از خشم نیستند بلکه صدای ناتوانی و خستگی هستند.
در آن لحظات بحرانی، پدر باید متوجه باشد که در شرایط ملتهب، او به عنوان پدر نه قاضی است و نه ناجی، بلکه باید صرفاً پناهگاهی باشد؛ چراکه واکنش او در آن چند ثانیه میتواند تعیینکننده آرامش یا آشوب در خانه باشد.
اولین و مهمترین واکنش این است که احساساتی نشوید و در حضور بچه با همسر خود دعوا نکنید. تحقیقات موسسه گاتمن نشان میدهد آرامش پدر سریعترین راه برای بازگرداندن حس امنیت به خانه است، بنابراین بدون نصیحت و گفتوگوهای اضافی، تنها کودک را از شرایط خارج کرده و فضا را آرام کنید.
فرمول سهمرحلهای برای مدیریت این طوفان عبارت است از: اول بچه را از موقعیت دور کرده و بگویید «بیا با هم یک آب بخوریم»، دوم به همسرتان فضای تنفس داده و اجازه دهید چند دقیقه تنها باشد تا بتواند خود را آرام کند، و سوم او را آرام کنید و بگویید «من اینجا هستم، برو کمی نفس بکش». بر اساس تحقیقات دانشگاه لوون، همین حمایتهای کوچک میتواند از فروپاشی روانی همسر جلوگیری کند.
یک نقطه بحرانی وجود دارد و آن این است که هیچگاه در حضور بچه همکار مشترک خود را زیر سؤال نبرید، حتی اگر بر حق باشد؛ هیچگاه در برابر کودک، اعتبار همسرتان را تضعیف نکنید. گاتمن تأکید میکند که زیر سوال بردن والدین در برابر بچه، حس امنیت او را از بین میبرد؛ بنابراین صبر کنید و بعداً به صورت منطقی با یکدیگر صحبت کنید.
در نهایت، پس از فروکش کردن اوضاع، زمان برای ترمیم است نه برای گفتن «ببین، گفتم!» وقتی طوفان آرام شد، به مچگیری نپردازید. در کنار او باشید و بگویید «میدانم که از عهده کارها به تنهایی خسته شدی، من درکت میکنم، بیایید با هم این بار را تقسیم کنیم.»
انتهای پیام