یادبودی از سازنده «گنبد آسمان» در اوج ۲۸۰ متری تهران
طبق گزارش ایسنا، این مراسم در تاریخ پنجشنبه ۲۳ مهرماه، با حضور چهرههای سرشناسی نظیر شهرام ناظری، گروهی از مدیران هنری، معماران، پژوهشگران، هنرمندان در زمینه هنرهای تجسمی، و همچنین شاگردان و علاقهمندان به رضا یحیایی برگزار گردید تا یاد و میراث ارزشمند یکی از تاثیرگذارترین شخصیتهای هنر معاصر ایران را گرامی بدارند.
مجتمع موزه دیدی ایزدشهر که پیشتر میزبان مجموعهای غنی از جمله پرترههای بزرگ این هنرمند بود، بار دیگر محل تجمع شخصیتهای برجسته فرهنگ و هنر شد تا درباره اندیشههای او به بحث و گفتگو بپردازند.
در این نشست فرهنگی، سخنرانان به بررسی ابعاد مختلف کارنامه هنری رضا یحیایی پرداخته و جایگاه او را در ارتباط بین میراثهای باستانی ایران و آموزههای مشهور آکادمیهای معتبر اروپایی مانند کارارا، فلورانس و دانشگاه سوربن پاریس تحلیل کردند.
یحیایی در فرانسه شهرت بالایی داشت، اما جایگاه واقعی او در وطنش هنوز به درستی تبیین نشده است
تورج نائیجپور در آغاز این مراسم، از احساس غربت در سرزمین خود، تعلق خاطر عمیق به ایران و مسئولیت حفاظت از آثار ناتمام یحیایی سخن گفت.

نائیجپور به عنوان یکی از نزدیکان رضا یحیایی، با ابراز دلتنگی شدید برای این هنرمند، به غربت هنرمندان ایرانی در وطن و دغدغههای ناتمام یحیایی پرداخت.
او اظهار داشت: «هنرمند هرگز نمیمیرد و نام و یادش از طریق آثار ماندگارش زنده خواهد ماند. با اینحال باید اعتراف کرد که بسیاری از نخبگان و هنرمندان معروف ما در وطن خویش نسبت به کشورهای دیگر غریبتر هستند. رضا یحیایی در سطح بینالمللی بسیار شناخته شده و دارای شهرت بود، تا حدی که تصویر نقاشیاش بر بلیتهای متروی پاریس قرار گرفت و در فرانسه اعتبار خاصی داشت، اما در خاک مادریاش، هنوز جایگاه و سهم واقعی او به درستی مشخص نشده است.»
او همچنین به پروژههای ناتمام یحیایی و مسئولیت فرهنگی بازماندگان اشاره کرد: «یحیایی پروژههای بزرگ و ارزشمندی در دست داشت؛ در فرانسه شهرداریها تمایل زیادی برای همکاری با او داشتند و در بابل، زمینی از طرف خیر نیکاندیش شفیعزاده به تأسیس مرکز فرهنگی و هنری یحیایی اختصاص داده شده که ساخت این موزه و مرکز همچنان به عنوان یک تعهد بر عهده ماست. استاد یحیایی حتی قبل از درگذشت ناگهانی خود، از ساماندهی آثار موزهاش در بابل که آن را به مردم ایران تقدیم کرده بود، و نیز برگزاری گرامیداشت ۱۹ شهریور در بنیاد حریری بابل بسیار خوشحال و خرسند بود و پیگیر رونمایی از تندیس خیام در کنار مجسمه ابوالحسنخان صدیقی بود.»
او با یادآوری از حمایت بیدریغ دوستان نزدیک یحیایی افزود: «استاد مأموریتی را به گروهی ۱۱ نفره از یاران و امینان خود سپرد تا حفاظت از آثار و تعیین تکلیف میراث هنریاش را به ثمر برسانند. یحیایی از سال ۱۳۴۸ در ایتالیا و فرانسه زندگی میکرد، اما هرگز پیوند روحی و عاطفیاش با ایران را قطع نکرد. او همواره با ترانهها، اخبار و نبض زندگی اجتماعی ایران همراه بود و خوشحالیم که این هنرمند پرآوازه طبرستان در نهایت آرامش ابدی را در خاک زادگاهش بابل یافت.
درباره اثر ناتمام یحیایی
محمد علی کاشف، معمار ایرانی، به بررسی جهانبینی سیال یحیایی، هندسه مکعب و میراث ناتمام پروژه برج اُدیما پرداخت. او که از دوستان نزدیک یحیایی بود، سخنانی طولانی در خصوص تجربه همکاری چندسالهاش با این هنرمند در پروژه برج «اُدیما» و وجوه فلسفی هنر او بیان کرد.

کاشف با اشاره به پروسه خلق یک اثر بزرگ حجمی اظهار داشت: «حدود پنج سال پیش، در مراحل ابتدایی تولید برج اُدیما، به این نتیجه رسیدیم که علاوه بر ایجاد تندیسهایی از شخصیتهای بزرگ تاریخ و فرهنگ ایران، یک نقشبرجسته باشکوه به ارتفاع ۶ متر و طول ۷۰ متر برای دور تا دور سرسرای مرکزی طراحی و ایجاد شود. استاد با یاری دستیاران خود، آتلیهای راهاندازی کرد و چهار الی پنج سال قبل از فوت خود، با وجود بیماری و سفرهای مداوم به فرانسه برای درمان، تا دیروقت در این آتلیه کار میکرد، اما متأسفانه سرنوشت اجازه نداد که استاد شخصاً از پایان کار خود آگاه باشد و وظیفه تکمیل این اثر ناتمام به دوش ما گذاشته شده است.»
کاشف در تشریح چارچوبهای فکری و زیباییشناسی لازم برای تکمیل این اثر ناتمام افزود: «به منظور جلوگیری از اینکه نگرش فردی ما جایگزین نگرش استاد شود، به ارزشهای بنیادین یحیایی عمیقاً توجه نمودیم؛ نخست، جهانبینی کاملاً آزاد و بیقید و شرط او که بیشتر از هر فیلسوف دیگری، با اندیشههای شاعرانه فریدریش نیچه همراستا بود. او بر این باور بود که هنر عالیترین شکل بیان احساسات و منبع معنابخشی به جهان هستی است؛ درست به مانند نقاشی دوران جوانیاش با عنوان «رضا، فریادرس رضا» که هنر را نجاتدهنده هویت انسان معرفی کرد. دوم، خیالپردازی بیحدوحصر و تغییر هندسی او در کار با عناصر اربعه (خاک، آب، آتش و باد) بود؛ یحیایی از دل این چهار عنصر، به مفاهیمی چون آسمان، پرواز و رنگینکمان و نهایتاً به پاکی مطلق دست مییافت. او مربع دو بعدی را به عمق بخشید و به مکعب تبدیل کرد؛ چنانکه خود بارها تأکید میکرد «مکعب حجم انتخابی من است؛ زیرا تمام فرمها از دل آن سر برمیآورند.»
او همچون زائر و سالکی بیقرار و شیفته بود
مجید ملانوروزی، استاد دانشگاه و پژوهشگر با سابقه هنر، در سخنانی فلسفی با نقل ابیاتی در مورد آرزوی جاودانگی انسان در طول تاریخ، شخصیت ناآرام و چندرسانهای یحیایی را تحلیل کرد.

ملانوروزی با استناد به آراء فریدریش نیچه درباره گشادگی روحی و نیز هانس گئورگ گادامر در خصوص تداوم معنا پس از مرگ اظهار داشت: «دغدغه اصلی رضا یحیایی جاودانگی بود. او همواره به این موضوع فکر میکرد که میخواهد در آثارش زنده بماند. معنا و تأثیر روحی اثر هنری فراتر از شکل مادی هنرمند میان ما ادامه مییابد و یحیایی واقعاً روحی نامیرا در تاریخ هنر ماست.»
او با یادآوری از رفاقت سی و اندی ساله خود با یحیایی، صفات هنری وی را به مولانا تشبیه کرده و افزود: «رضا هرگز در یک تکنیک یا مدیوم خاص متوقف نمیشد؛ او چون زائر و سالکی بیقرار و مملو از شوق، روز به روز در مدار تازهای طلوع میکرد. او واقعاً یک هنرمند چندرسانهای بود که آزادانه بین فولاد، آبرنگ، طراحی، سرامیک و حتی موسیقی و رقص جابهجا میشد. به همین دلیل همواره به او میگفتم، در وجود تو صدها انسان نو زندگی میکنند؛ کسی که هم فیگوراتیو کار میکند، هم در مینیمالیسم اوج میگیرد و هم سرچشمههای کهن تمدنی شوش، ایلام و جیرفت را تا اندیشههای اگزیستانسیالیستی مدرن زیر پا میگذارد.»
او به دو دوره درخشان در زندگی هنری یحیایی اشاره کرده و گفت: «دوره اول، بازآفرینی فیگورهای الهه زمین و الگوهای مادری شوش و ایلام بود که سنت کهن را با پیشرفتهترین زیباییشناسی و آستتیک مدرن ترکیب کرد. دوره دوم، که پس از مطالعات روانشناسی تحلیلی یونگ اهمیت بیشتری پیدا کرد، به دوره نمادها و کهنالگوها مربوط میشود که شاهکار پیشانی و گنبد آسمان برج میلاد تهران، بهترین نمونه آن است؛ اثری با لایههای عمیق تصویری و نوری که هنوز ظرفیت دهها رساله و پژوهش دانشگاهی را در خود دارد. واقعاً جای تأسف است که قدرشناسی شهردار حومه پاریس با اهدای پنج هزار متر مربع زمین برای تأسیس موزه او رقم خورد، در حالیکه بسیاری از آثار بزرگ او در ایران قابلیت نمایش نیافت. بیتردید هرچه زمان میگذرد، درخشش حقیقت و عمق آثار او در تاریخ هنر این سرزمین نمایانتر خواهد شد.
او همواره در جستجوی رمزگشایی حقیقت وجود انسان بود
سعید خاورنژاد، هنرمند در زمینه هنرهای تجسمی و موسیقی و از دوستان نزدیک یحیایی، در رویکردی تحلیلی به تشریح سیر تحولات تکنیکی و سبکی یحیایی پرداخت. وی تأکید کرد که یحیایی هنرمندی پویاتر و خستگیناپذیر بود که کارنامه هنری خود را در قالبی تکبعدی در حبس نمیکرد، بلکه از مرحله ابتدایی مجسمهسازی و هنر سرامیک در ایتالیا، تا دوره پرترهنگاریهای بزرگ زنان و در نهایت با ساخت گنبد آسمان در ارتفاع ۲۸۰ متری برج میلاد، همواره در پی رمزگشایی حقیقت وجود انسان، دگرگونی مواد سخت مانند فلز و سنگ، و خلق یک زبان بصری هویتمند بود.

به نقل از ایسنا، این رویداد با تأکید حاضران بر ضرورت پیگیری ساخت موزه و مرکز فرهنگی استاد یحیایی در بابل، تکمیل آثار ناتمام توسط شاگردان و همراهان، و ثبت رسالتها و پژوهشهای علمی درباره نقشبرجستهها و کهنالگوهای بصری همراه بود.
همچنین بخشهایی از مستند در حال ساخت به نام «آهنربا» ساخته مهدی قربانپور که در مورد زندگی و آثار استاد رضا یحیایی است، در این مراسم نمایش داده شد.
در پایان از تمبر رضا یحیایی که توسط مهدی شهابی، طراح گرافیک مازندران طراحی شده بود، توسط مهمانان و هنرمندان رونمایی شد و چهرههای حاضر این تمبر را امضا کردند.

در این مراسم، گروهی از هنرمندان، پژوهشگران، شخصیتهای فرهنگی و فعالان حوزه هنر و معماری نظیر شهرام ناظری، اسرافیل شیرچی (خوشنویس)، جهانگیر نصر اشرفی (پژوهشگر و مدیر دانشنامه مازندران)، مهدی قربانپور (مستندساز و فعال فرهنگی)، خلیل سماعی (مجسمهساز)، حسین فاضلی و حسینعلی شریفی (شاعر)، فائزه ستاره (نقاش)، بهروز امیری (مجسمهساز)، بهرنگ پوررستم و مهدی سماکوش (نقاش) و فرشید پاکنیا (مجسمهساز) حضور داشتند.
رضا یحیایی، نقاش و مجسمهساز ایرانی در تاریخ ۲۱ مهر ۱۴۰۴ به دیار باقی شتافت.






انتهای پیام