کشاورزی قراردادی؛ فرصتی برای تولید پایدار یا خطری برای محیطزیست؟
به نقل از ایسنا، زنجیره تولید و عرضه مواد غذایی از عناصر متنوعی تشکیل شده و هر یک از این عناصر میتوانند در توسعه روشهای پایدار کشاورزی تأثیرگذار باشند. از دهه ۱۹۷۰ میلادی، زنجیره تولید محصولات کشاورزی در کشورهای در حال توسعه و اقتصادهای نوظهور تغییرات بنیادینی را تجربه کرده است. عوامل متعددی همچون افزایش تعداد جمعیت، رشد شهرنشینی، افزایش درآمد و تغییر سلیقه غذایی جامعه به سمت مصرف پروتئین بیشتر و محصولات با قیمت بالاتر، موجب افزایش تقاضا برای محصولات کشاورزی گردیدهاند. از طرف دیگر، آزادسازی بازارها، بهبود سیستمهای حملونقل، پیشرفتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، توسعه زیستفناوری و افزایش اهمیت استانداردسازی و امکان ردیابی محصولات، ساختار تولید و عرضه محصولات کشاورزی را دچار دگرگونی کردهاند. در این شرایط، تولید کشاورزی بیش از پیش به نیازهای خاص بازار و مصرفکنندگان وابسته گشته و کشاورزی قراردادی نیز به شدت افزایش یافته است.
کشاورزی قراردادی به نوعی رابطه تجاری میان یک خریدار یا شرکت و گروهی از کشاورزان اطلاق میشود. در این مدل، کشاورزان متعهد میشوند که محصولی با ویژگیها، مقدار یا کیفیت خاصی را تولید کنند و این امر به آنها کمک میکند تا به بازارهای مطمئن و پایدار، از جمله برخی بازارهای بینالمللی، دست پیدا کنند. این نوع قرارداد میتواند به کاهش برخی چالشهای مرتبط با تولید پایدار از جمله هزینههای بالاتر، عملکرد پایینتر و دشواری فروش محصولات کشاورزی که به شیوههای پایدار تولید میشوند، کمک نماید. با این حال، افزایش تولید و تجاریسازی کشاورزی ممکن است فشار بیشتری بر منابع آبی، خاک و زمین وارد کند. درصورتیکه در قراردادها تنها بر افزایش حجم تولید و درآمد تأکید شود، احتمال آنکه کشاورزان به استفاده بیش از حد از مواد شیمیایی، بهرهبرداری فشرده از زمین و تمرکز بر کشت یک محصول خاص گرایش پیدا کنند، افزایش مییابد. از این رو، بررسی اثرات زیستمحیطی کشاورزی قراردادی برای تأمین امنیت غذایی و حفاظت از منابع طبیعی از اهمیت بالایی برخوردار است.
سید محمد جعفر اصفهانی، استادیار در مؤسسه پژوهشهای برنامهریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی، تحقیقی را به منظور شناسایی تبعات مثبت و منفی کشاورزی قراردادی بر محیطزیست انجام داده است. این کار پژوهشی به زبان ساده تحلیل میکند که چگونه قرارداد بین کشاورزان و خریداران میتواند بر دانش و درآمد کشاورزان، میزان تولید، مصرف نهادههای شیمیایی، بهرهبرداری از زمین، قابلیت ردیابی محصول و پایداری محیطزیست اثر بگذارد. این مطالعه همچنین به بررسی فرصتها و تهدیدهای مرتبط با این الگوی تولید میپردازد تا روشن شود که کشاورزی قراردادی تحت چه شرایطی میتواند به تولید پایدار کمک کند و در چه مواردی ممکن است به منابع طبیعی و زیستمحیطی آسیب برساند.
تحلیل فوق به روش «مرور نظاممند» صورت گرفته است. مرور نظاممند بدین معناست که پژوهشگر به جای انجام یک آزمایش جدید در مزرعه، مطالب علمی مرتبط را بر اساس یک فرایند مشخص جمعآوری، غربال و مقایسه میکند تا نمایشی منظم از شواهد موجود ایجاد کند.
تحقیقات علمی متعدد منزلت کشاورزی قراردادی را بهطور خاص مورد بررسی قرار داده و نشان دادهاند که این مدل میتواند از طریق افزایش دانش کشاورزان، بالا بردن بهرهوری و درآمد و فراهم کردن قابلیت ردیابی محصول، نتایج مثبتی برای محیطزیست به ارمغان آورد. قابلیت ردیابی به معنای این است که میتوان مسیر تولید محصول و چگونگی استفاده از نهادهها را زیر نظر داشت. همچنین نظارت خریداران ممکن است به رعایت بهتر شیوههای تولید و کاهش مصرف نامناسب مواد شیمیایی یاری رساند. درآمد بالاتر کشاورزان در قالب قرارداد میتواند بنیاد یادگیری و بهینهسازی فرایندهای تولید پایدار را مهیا کند.
در مقابل، قراردادهایی که تنها بر افزایش تولید تأکید دارند، ممکن است مصرف مواد شیمیایی، بهرهبرداری فشرده از زمین و کشتهای تکمحصولی را گسترش دهند. کشت تکمحصولی به معنای اختصاص سطوح وسیع زمین به یک محصول خاص است که میتواند بر پویایی بومسازگان و جمال روستایی تأثیر منفی بگذارد. یافتههای این پژوهش نشان میدهند که غفلت از ملاحظات زیستمحیطی در کشاورزی قراردادی میتواند خسارتهای جبرانناپذیری بهدنبال داشته باشد. به همین دلیل، تدوین سیاستهای بخش کشاورزی و منابع طبیعی باید بهصورت هماهنگ انجام گیرد.
اهمیت نتایج این مطالعه از آن جهت است که با وجود پرداختن به آثار اقتصادی کشاورزی قراردادی در مطالعات وسیع، کارهای پژوهشی اندکی به بررسی پیامدهای زیستمحیطی این شیوه و روشهای پایدار زراعی پرداختهاند. رابطه بین کشاورزی و محیطزیست همواره دو سویه است؛ فعالیتهای کشاورزی میتوانند بر کیفیت آب، خاک و زمین اثرگذار باشند و از سوی دیگر، کاهش کیفیت محیطزیست نیز میتواند به عملکرد مزارع و میزان تولید محصولات آسیب برساند. بنابراین، هرگونه موفقیت اقتصادی در کوتاهمدت تنها در صورتی ارزشمند خواهد بود که منابع لازم برای تداوم تولید در بلندمدت حفظ شوند. تداوم کشاورزی قراردادی به این وابسته است که تولید به صورت کمّی و کیفی مطلوب ادامه پیدا کند و از تخریب تدریجی منابع پایه جلوگیری شود.
در میان صاحبنظران در رابطه با آثار زیستمحیطی این روش توافق کاملی وجود ندارد. برخی بر این باورند که نظارت خریدار و قابلیت ردیابی میتواند منجر به کاهش مصرف نهادههای شیمیایی شود. در مقابل، عدهای دیگر اعتقاد دارند که انگیزه افزایش تولید ممکن است کشاورزان را به سوی استفاده بیشتر از این نهادهها و امروز بودن از آثار زیستمحیطی سوق دهد. مثالی که در این پژوهش ذکر شده نشان میدهد که کشاورزان قراردادی در ماداگاسکار با به کارگیری کود و کمپوست، به بهبود حاصلخیزی و پایداری اراضی کشاورزی کمک کردهاند. این مثال تأکید میکند که نتیجه نهایی به نوع قرارداد، فناوریهای به کار رفته، شیوه نظارت و میزان توجه به حفاظت از منابع طبیعی بستگی دارد.
بر اساس این تحقیق، کاهش پیامدهای نامطلوب زیستمحیطی باید به یکی از ابزارهای اساسی حفظ و پایداری کشاورزی قراردادی تبدیل شود. نظارت دائم بر فرایند تولید میتواند تضمین کند که افزایش در محصول و درآمد به هزینه افت کیفیت زمین یا آسیب به محیطزیست نباشد. سیاستگذاران و برنامهریزان نیز باید ساختاری هماهنگ بین دو حوزه کشاورزی و منابع طبیعی ایجاد کنند. چنین ساختاری میتواند ضمن فراهم کردن دسترسی کشاورزان به بازار، افزایش درآمد و بهبود بهرهوری، از مصرف خودسرانه منابع و بسط روشهای مخرب جلوگیری نماید.
این مقاله científicو پژوهشی که از این تحقیق بهدست آمده در «فصلنامه پایداری، توسعه و محیط زیست» به چاپ رسیده است. این نشریه زیر نظر انجمن متخصصان محیط زیست ایران فعالیت میکند و در همکاری با دانشکده محیط زیست و انرژی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی منتشر میشود.
پایان پیام