آیا ما خوابیم یا امیر قلعهنویی؟ تغییرات اساسی در دایره واژگان فوتبال ایران؛ از شدت این فداکاری متحیر هستیم!
امیر قلعهنویی بار دیگر با بیانی شگفتانگیز از دستاوردهای خود در تیم ملی یاد کرد؛ این ادعا در شرایطی مطرح شد که تازه از شکستهای متوالی از جمله باخت به ازبکستان و ناکامی برابر روسیه بازگشته بود. به نظر میرسد که در جهان سرمربی تیم ملی، حتی شکستها نیز میتوانند بهانهای برای ترسیم موفقیتها به شمار آیند!
او به مقوله جوانگرایی پرداخته و از ویژگیهای استعدادهای فوتبال ایران سخن گفت. همچنین به چالشها و دشواریهای جام جهانی اشاره کرد و بیان داشت که اگر بخواهد همه آنچه را که بر تیمش گذشته به نگارش درآورد، باید کتابی تألیف کند. او عملکرد بازیکنان را قابل تحسین عنوان کرده، شکست برابر روسیه را ناشی از اشتباهات فردی دانسته و از منتقدان خواسته تا به حقیقت توجه کنند. او حتی مطرح کرد که اگر مربی دیگری در جایگاه او بود، به هیچ وجه حاضر به پذیرفتن چنین مسئولیتی نمیشد!
واقعاً برای ما جای سؤال است که چرا قلعهنویی این بار سنگین را بر دوش میکشد و تحمل این شرایط سخت را برمیتابد. از فداکاریهای بیپایان او برای پیشرفت فوتبال ملی متعجب شدهایم؛ او که باید هم تیم ملی را رهبری کند، هم با چالشها مقابله کند، هم به انتقادات پاسخ دهد و هم برای ما توضیح دهد که چرا واقعیت آنچیزی نیست که مشاهده میکنیم!
در دوران مدیریت قلعهنویی، به نظر میرسد که باید واژههای فوتبال ایران را دوباره احیا کنیم. ما بر این باور بودیم که حذف، حاکی از ناکامی و قهرمانی نشاندهنده پیروزی است؛ اما اکنون درمییابیم که با تغییر زاویه دید، میتوان داستانها را به شیوهای کاملاً متفاوت روایت کرد.

در جام ملتهای آسیا ۲۰۰۷، تیم ملی به ویژه زیر نظر قلعهنویی نتوانست به قهرمانی دست یابد؛ اما اگر قرار است با منطقی مشابه به گذشته نظر کنیم، شاید بگوییم که آن حذف نیز نوعی موفقیت تاریخی محسوب میشود! در جام ملتهای ۲۰۲۳ قطر، تیم ملی از صعود به فینال باز ماند، اما باید بهجای پرسش درباره دلایل ناکامی، از عملکردی که به عنوان بهترین نتیجه تاریخ فوتبال ایران به شمار میرود تقدیر کنیم! در جام جهانی ۲۰۲۶ نیز قرار گرفتن در جمع ۴۸ تیم بهخودیخود دستاوردی نیست که بتواند جای بررسی جنبههای فنی را بگیرد.
مشکلات مربوط به آمادهسازی، کمبود بازیهای تدارکاتی و شرایط چالشانگیز فوتبال ایران حقیقتاً قابل انکار نیستند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت. اما سؤال اصلی این است: آیا پذیرفتن مسئولیت سرمربیگری تیم ملی به معنی پذیرفتن مسئولیت و پاسخگویی نیست؟ چرا هر زمان که نتیجه مطلوب حاصل نمیشود، فهرستی از مشکلات به میان میآید و سهم کادر فنی در ناکامیها به اشتباهات فردی یا ناآگاهی منتقدان تقلیل مییابد؟
قلعهنویی مدعی است برخی افراد خود را در خواب غفلت زده و موفقیتها را نادیده میگیرند.
شما حق دارید آقای قلعهنویی؛ ما خوابیم! اما ای کاش نتایج تیم ملی هم در عالم خواب به دست میآمدند، تا وقتی بیدار میشدیم، به جای شکستن و حسرت، رؤیای موفقیت را تجربه میکردیم!
اینجا ببینید: قلعهنویی: ۹۰ درصد لیست تیم ملی برای جام ملتها این بازیکنان هستند/ خودشان را به خواب زدند و جوانگرایی و تغییر نسل را ندیدند/ حسن روشن یک چیز گفت که بغض کردم!