قربانی کردن اقتصاد زیر پای سیاست درجمهوری اسلامی
به این ترتیب و با خواست اکثریت موثر در دنیای امروز این سیاست است که به اقتصاد سوبسید و هزینه میدهد تا قدرتمندان بتوانند شهروندان را راضی نگهدارند.
در ایران شوربختانه این اقتصاد است که به سیاست کولی میدهد و اراده قدرتطلبان بر این است که سوارشدن بر نیروی اقتصاد قدرت را نگهدارند. جمهوری اسلامی در اینباره شاید گل سرسبد همه نظامهای سیاسی مستقر باشد. ادارهکنندگان جمهوری اسلامی هراسی ندارند که اقتصاد را با همه ضرورتها و با همه نیروی درونیاش و با همه نیازی که شهروندان دارند زیر پای سیاست قربانی کنند.
اگر بخواهیم شفافتر بگوییم، ادارهکنندگان جمهوری اسلامی به ویژه از سال1397 به اینسو و با اعمال تحریمها از سوی آمریکا و متحدانش در جهان به مرور قدرت اقتصادی کشور را برای عنصر سیاست هزینه کردند. این وضعیت را میتوان در رشد شمار فقرای کشور بهخوبی دید.
در حالی که در سالهای پس از ۱۳۹۷ تا امروز نرخ رشد اقتصاد ایران صفر و شاید هم منفی بوده و نرخ تورم در این سالها از میانگین ۲۵درصد به طور میانگین به ۵۰درصد رسیده و قدرت خرید شهروندان با شتاب سقوط کرده اما راهبرد مبارزه با آمریکا پابرجا مانده است.
شوربختانه متغیرهای مهم اقتصادی مثل نرخ رشد سرمایهگذاری، نرخ رشد تراز تجاری تراز سرمایه و دیگر متغیرها به زیان مردم بوده و هست اما ادارهکنندگان کشور باور دارند، میتوان آمریکا را شکست داد. کشورهایی مثل پاکستان و ترکیه که همسایههای ایران هستند نیز برخلاف جمهوری اسلامی برای رسیدن به قدرت اقتصادی یا نگهداشت قدرت اقتصادی از سیاست سوبسید میگیرند و بهجای همکاری با ایران با آمریکا همکاری میکنند.
آنها و دهها کشور دیگر هرگز رضایت نمیدهند برای رسیدن به هدفهای سیاسی از بازار بزرگ آمریکا و نیز از خشم این کشور برای کوچککردن اقتصادشان با جمهوری اسلامی که بازار کوچکی دارد و در اقتصاد جهان نقشی ندارد، دادوستد کنند. بستن راههای تجارت زمینی ایران و جلوگیری از تجارت خارجی از سوی این دو کشور نشان میدهد .
در دنیای امروز اقتصاد است که از سیاست سوبسید میگیرد. جمهوری اسلامی هم باید بهراهی برود که بیشتر کشورها میروند و آن، نیرومندکردن اقتصاد بهنفع مردم است.