تابآوری سرمایه انسانی؛ کلید پایداری کشور در جنگ و پساجنگ
تجربه جنگ تحمیلی رمضان بار دیگر نشان داد که در شرایطی که محیط فعالیت دستگاههای اجرایی بهطور ناگهانی و عمیقاً دستخوش تغییر میشود، این انسانها هستند که باید در کوتاهترین زمان ممکن میان «ضرورت استمرار خدمت» و «محدودیتهای ناشی از بحران» تعادل ایجاد کنند و سازمان را از مرحله تهدید به مرحله پایداری هدایت نمایند.
در چنین شرایطی، مفهوم «تابآوری منابع انسانی» دیگر صرفاً یکی از مؤلفههای فرعی مدیریت منابع انسانی نیست؛ بلکه به یکی از ارکان اساسی تداوم کسبوکار، استمرار خدمات عمومی، حفظ سرمایههای سازمانی و حتی تابآوری ملی تبدیل میشود. تابآوری منابع انسانی به این معناست که کارکنان و مدیران یک سازمان، در مواجهه با فشارهای شدید، عدم قطعیت، تهدید، اختلال و تغییرات ناگهانی، بتوانند ضمن حفظ سلامت و انسجام حرفهای، عملکرد اثربخش خود را ادامه دهند، با شرایط جدید سازگار شوند، تصمیمهای بهنگام اتخاذ کنند و پس از عبور از بحران نیز توان بازسازی و بازگشت به وضعیت پایدار را داشته باشند.
جنگ، بهویژه در شرایطی که زیرساختهای حیاتی و خدمات عمومی را تحت تأثیر قرار میدهد، آزمونی جدی برای نظام مدیریت منابع انسانی است. در چنین موقعیتی، ساعات کار، الگوی حضور، نحوه تصمیمگیری، روابط کاری، فرآیندهای ارتباطی و حتی تعریف اولویتهای سازمانی دستخوش تغییر میشود. کارکنان ممکن است همزمان با مسئولیتهای حرفهای، با نگرانیهای شخصی و خانوادگی، فشارهای روانی، محدودیتهای تردد، تهدیدهای امنیتی و فرسودگی ناشی از استمرار کار مواجه باشند. بنابراین، سازمانی میتواند در چنین شرایطی پایدار بماند که پیش از وقوع بحران، برای تابآوری سرمایه انسانی خود برنامهریزی کرده باشد.
تجربه وزارت ارتباطات؛ تجلی تابآوری سرمایه انسانی در میدان عمل
جریان جنگ تحمیلی رمضان، دستگاههای اجرایی کشور را در معرض یکی از دشوارترین و پیچیدهترین دورههای خدمترسانی عمومی قرار داد. در این دوره، حفظ تداوم فعالیتهای اساسی، صیانت از زیرساختهای حیاتی و استمرار ارائه خدمات به مردم، نیازمند آمادگی عملیاتی، هماهنگی بینبخشی، تصمیمگیری سریع و حضور مسئولانه و مؤثر مدیران و کارکنان بود.
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، به دلیل ماهیت مأموریتهای خود، در زمره دستگاههایی قرار داشت که تداوم عملکرد آن، مستقیماً با استمرار زندگی روزمره مردم، فعالیت کسبوکارها، ارائه خدمات عمومی و حفظ ارتباطات کشور پیوند داشت. در چنین شرایطی، سرمایه انسانی متخصص وزارتخانه، سازمانها و شرکتهای تابعه، با اتکا به دانش تخصصی، تجربه عملیاتی، تعهد سازمانی و احساس مسئولیت حرفهای، نقش تعیینکنندهای در حفظ پایداری شبکهها و خدمات ایفا کرد.
در این دوره، وضعیت ارتباطات ثابت و سیار کشور با وجود شرایط دشوار، پایدار نگه داشته شد و اقدامات گستردهای برای مدیریت شبکهها و پشتیبانی فنی به اجرا درآمد. صیانت از شبکه ملی ارتباطات، افزایش تابآوری زیرساختهای ارتباطی ثابت و سیار، تقویت مسیرهای پشتیبان، اجرای اقدامات پدافند غیرعامل، تأمین برق اضطراری و ذخیره سوخت مورد نیاز سایتها و مدیریت فنی ترافیک ارتباطی در سراسر کشور، بخشی از اقداماتی بود که با حضور و تلاش مستمر نیروهای متخصص عملیاتی شد.
همچنین، پشتیبانی و تأمین تجهیزات مورد نیاز برای تقویت پیامرسانهای داخلی و توسعه زیرساختهای ارتباطی، پیگیری رفع مشکلات دسترسی کسبوکارها و دانشگاهها به اینترنت بینالمللی و ایجاد دسترسی مراکز بهداشتی و درمانی در تهران و شهرستانها، از دیگر اقداماتی بود که در این دوره با جدیت دنبال شد.
در حوزه اقتصاد دیجیتال نیز پیگیری مشکلات و نیازمندیهای کسبوکارهای دیجیتال و تحلیل ترافیک شبکه و دادههای ارتباطی برای کمک به برنامهریزی و تأمین کالاهای ضروری مردم، نشان داد که نقش وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات صرفاً به «حفظ شبکه» محدود نمیشود؛ بلکه زیرساخت ارتباطی کشور در شرایط بحران، بخشی از زنجیره استمرار خدمات اقتصادی و اجتماعی محسوب میشود.
از سوی دیگر، بازسازی سریع مراکز تلفن ثابت، سایتهای تلفن همراه و مراکز آسیبدیده بر اثر بمباران، استفاده از ظرفیت رومینگ بین اپراتوری برای جلوگیری از قطعی ارتباطات، رفع آسیبهای واردشده به بخشهای مختلف فیبر نوری و بازگرداندن سریع خدمات، نیازمند حضور نیروهای متخصص در میدان، تصمیمگیری فوری و کار مستمر در شرایطی بود که خود محیط کار نیز با تهدید و نااطمینانی مواجه بود.
در حوزه امنیت نیز اقدامات پدافندی، مانیتورینگ و نظارت مستمر بر سامانههای حیاتی دولت هوشمند برای پیشگیری و مقابله با تهدیدات سایبری، در کنار استمرار خدمات کنترل ماهوارهای علیرغم حملات و آسیبهای وارده به مراکز فضایی کشور، نمونه دیگری از نقشآفرینی سرمایه انسانی متخصص در حفظ زیرساختهای راهبردی کشور بود. استمرار خدمات پستی به مردم و پایداری ارائه خدمات بانکی از طریق پست بانک ایران نیز نشان داد که تابآوری نظام ارتباطی و خدمات وابسته به آن، ابعادی فراتر از حوزه فنی دارد و مستقیماً با استمرار فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی کشور ارتباط پیدا میکند.
از «حضور در بحران» تا «آمادگی پیش از بحران»
مجموع این اقدامات را نمیتوان صرفاً در چارچوب وظایف جاری اداری تحلیل کرد. آنچه در این دوره رقم خورد، در واقع جلوهای از تابآوری سازمانی و سرمایه انسانی در یکی از حساسترین موقعیتهای کشور بود. کارکنان و مدیرانی که در شرایط عادی مسئولیتهای تخصصی خود را انجام میدهند، در شرایط بحران باید به نیروهای واکنش سریع، حلکننده مسئله، تصمیمگیر و پشتیبان تداوم خدمت تبدیل شوند.
این تجربه یک پیام روشن برای نظام مدیریت منابع انسانی دارد: تابآوری را نمیتوان در زمان بحران ایجاد کرد؛ تابآوری باید پیش از بحران ساخته شود. از این منظر، یکی از مهمترین وظایف نظام مدیریت منابع انسانی در سالهای پیش رو، حرکت از رویکرد واکنشی به رویکرد پیشنگر است. باید از هماکنون سازوکارهای لازم برای حفظ نیروی انسانی، جانشینی مدیران کلیدی، انتقال دانش، آموزش مهارتهای بحران، حمایت روانی و اجتماعی، انعطافپذیری الگوهای کار و حفظ انگیزه کارکنان را طراحی و نهادینه کنیم.
فداکاری و تعهد کارکنان سرمایهای ارزشمند است، اما نباید آن را جایگزین برنامهریزی کرد. سازمان تابآور، سازمانی است که علاوه بر برخورداری از کارکنان متعهد، ساختارها و نظامهایی دارد که امکان استفاده پایدار از این ظرفیت را فراهم میکند.
پساجنگ؛ مرحله بازسازی سرمایه انسانی
تابآوری صرفاً به معنای «دوام آوردن در بحران» نیست. سازمانی که صرفاً بحران را پشت سر بگذارد اما پس از آن با فرسودگی، کاهش انگیزه، افت بهرهوری، خروج نیروهای متخصص و کاهش اعتماد سازمانی مواجه شود، هنوز به تابآوری واقعی دست نیافته است.
از این رو، دوره پساجنگ باید بهعنوان مرحلهای مستقل در سیاستگذاری منابع انسانی مورد توجه قرار گیرد. پس از بحران، سازمان نیازمند بازسازی ظرفیت انسانی، شناسایی و جبران فرسودگی کارکنان، بازنگری در فرآیندها، ثبت و انتقال تجربیات، تقویت یادگیری سازمانی و بازطراحی سازوکارهای آمادگی برای بحرانهای آینده است.
در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، تجربه حاصل از این دوره باید به یک «سرمایه دانشی» تبدیل شود. باید مشخص شود چه تصمیمهایی اثربخش بودند، کدام فرآیندها نیازمند اصلاح هستند، چه ظرفیتهایی در شرکتها و سازمانهای تابعه قابلیت توسعه دارند و در چه نقاطی وابستگی به افراد کلیدی میتواند در آینده به یک آسیب تبدیل شود.
یکی از مهمترین درسهای این تجربه، ضرورت توجه جدی به مدیریت دانش بحرانی است. دانش مربوط به نحوه مدیریت اختلالات، بازسازی سریع شبکه، مدیریت ترافیک، تأمین انرژی اضطراری، مقابله با تهدیدات سایبری، هماهنگی بین اپراتورها و استمرار خدمات حیاتی، نباید صرفاً در ذهن افراد باقی بماند. این دانش باید مستندسازی، استانداردسازی، آموزش و در ساختارهای سازمانی نهادینه شود تا در صورت جابهجایی یا عدم دسترسی به نیروهای کلیدی، سازمان همچنان قادر به انجام مأموریتهای خود باشد.
سرمایه انسانی تابآور؛ اولویت راهبردی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، تابآوری سرمایه انسانی باید به یک موضوع راهبردی و مستمر تبدیل شود؛ موضوعی که در برنامهریزی نیروی انسانی، آموزش و توانمندسازی، ارزیابی عملکرد، جانشینپروری، مدیریت استعداد، نظام انگیزشی و سلامت سازمانی مورد توجه قرار گیرد.
تقویت مهارتهای حل مسئله و تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت، آموزش مدیریت بحران، توسعه مهارتهای ارتباطی و کار تیمی، تقویت قابلیتهای دیجیتال و سایبری، ایجاد سازوکارهای انعطافپذیر برای تداوم کار، طراحی برنامههای جانشینی برای مشاغل و مدیران کلیدی و پیشبینی سازوکارهای حمایت از کارکنان در شرایط اضطراری، بخشی از این مسیر است.
همچنین باید میان «تابآوری فردی» و «تابآوری سازمانی» پیوند برقرار شود. کارکنان تابآور در یک سازمان غیرتابآور، نمیتوانند بهتنهایی پایداری ایجاد کنند. تابآوری زمانی شکل میگیرد که سلامت و آمادگی کارکنان، رهبری مؤثر، ارتباطات شفاف، اعتماد سازمانی، فرآیندهای منعطف، زیرساختهای مناسب و فرهنگ مسئولیتپذیری در کنار یکدیگر قرار گیرند.
تجربه اخیر نشان داد که سرمایه انسانی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، سازمانها و شرکتهای تابعه، در سختترین شرایط نیز توانسته است مسئولیت حرفهای خود را در قبال مردم و کشور ایفا کند. این تجربه، در عین حال، مسئولیت ما را برای آینده سنگینتر میکند؛ زیرا اکنون میدانیم که در زمان بحران، از کارکنان چه انتظاری داریم و آنان چه ظرفیتهایی برای خدمترسانی دارند. وظیفه مدیریت منابع انسانی آن است که این ظرفیت ارزشمند را صرفاً در قالب تقدیر از تلاشهای انجامشده متوقف نکند، بلکه آن را به سیاست، برنامه، نظام و قابلیت سازمانی تبدیل کند.
سخن پایانی؛ انسانهای توانمند، متعهد و آماده، سرمایههای اصلی
جنگ به ما یادآوری کرد که زیرساختهای ارتباطی کشور، بدون انسانهای توانمند، متعهد و آماده، قادر به ایفای نقش خود نیستند. شبکهها، تجهیزات، سامانهها و مراکز داده زمانی میتوانند در برابر بحران پایدار بمانند که انسانهایی آگاه، متخصص و مسئولیتپذیر برای طراحی، بهرهبرداری، حفاظت، نگهداری و بازسازی آنها حضور داشته باشند. از این رو، سرمایهگذاری بر تابآوری منابع انسانی، هزینهای برای مواجهه با بحران نیست؛ بلکه سرمایهگذاری برای تداوم حکمرانی، استمرار خدمت عمومی و حفظ ظرفیت ملی در شرایط عدم قطعیت است.
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، با اتکا به تجربه ارزشمند مدیران و کارکنان خود در جریان جنگ تحمیلی رمضان، باید از مرحله «واکنش موفق به بحران» به مرحله «ساختن سازمان آماده برای بحرانهای آینده» حرکت کند. هدف آن است که در کنار زیرساختهای ارتباطی تابآور، سرمایه انسانی تابآور نیز داشته باشیم؛ سرمایهای که در زمان بحران بتواند ایستادگی کند، در میانه بحران بتواند تصمیم بگیرد و پس از بحران بتواند سازمان و کشور را در مسیر بازسازی، یادگیری و پیشرفت همراهی کند.
این رویکرد، نه یک انتخاب مدیریتی، بلکه ضرورتی برای پایداری وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و بخشی از مسئولیت ما در قبال مردم، کشور و نسلهای آینده است.
از این رو معاونت توسعه سرمایه انسانی وزارت ارتباطات مصمم است با استفاده از روشهای نوین مدیریتی، ارتقای سلامت روانی کارکنان و اصلاح سیستمهای انگیزشی، کاری کند که سرمایه انسانی این وزارتخانه همیشه آماده، پویا و سرافراز بماند؛ تا ملت بزرگ ایران در هیچ شرایطی دغدغهای از بابت پایداری شریانهای ارتباطی و خدماتی خود نداشته باشند.
*معاون توسعه سرمایه انسانی و مدیریت منابع وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
۲۲۷۲۲۷