چگونه بحران انرژی به خیابانهای اروپا سرایت کرد؟
بر اساس گزارش ایسنا، دگرگونیهای مربوط به تنگه هرمز و اختلالات در رساندن انرژی نهتنها بر بازار جهانی نفت بلکه بر هزینههای سوخت، حملونقل و تأمین کالا نیز تأثیر گذاشته و فشارها بر معیشت خانوارها در کشورهای مختلف را دوچندان کرده است؛ بهطوریکه بروز نگرانیها در خصوص آینده صادرات نفت و درآمدهای ارزی ایران همزمان با اعتراضاتی در فرانسه، پرتغال، بلژیک و ایتالیا، این مسائل را به یکی از موضوعات مهم در اروپا تبدیل نموده است. اما با وجود این شرایط، تنوع در مسیرهای تجاری، مدیریت بهینه بازار داخلی و امکان کاهش تنشها، همچنان از ظرفیتهای مهمی هستند که میتوانند به کاهش آثار اقتصادی این تحولات برای ایران کمک کنند.
بر اساس گزارشی که شرکت ملی نفت ایران روز گذشته منتشر کرد، ظرفیت تولید روزانه نفت خام کشور از ۳ میلیون و ۴۳۰ هزار بشکه در شهریور ماه به ۳ میلیون و ۷۱۵ هزار بشکه در مهرماه ۱۴۰۵ افزایش یافته است؛ این افزایش به معنای افزایش ۲۸۵ هزار بشکهای در روز و معادل ۸.۳ درصد است. در همین زمینه، دو روز پیش، ترامپ در یک تصمیم جنجالی تحریمهای جدید علیه روسیه را به حالت تعلیق درآورد و محدودیتهای اقتصادی و تعرفههای انرژی را متوقف کرد؛ این اقدام میتواند ناشی از فشار بر قیمت جهانی نفت و محدودیتهای صادراتی باشد، که با وجود ادعاهای مقامات آمریکایی مبنی بر اینکه تنگه هرمز برای همه کشورهای جهان باز است، بهجز ایران محدودیتهایی وجود دارد.
تنگه هرمز؛ پل ارتباطی بازار انرژی و امور معیشتی
تنگه هرمز به عنوان یکی از کلیدیترین گذرگاههای انرژی دنیا شناخته میشود که پیش از این تحولات اخیر، حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از آن عبور میکرد. محدودیتهای تردد کشتیها در این آبراه نهتنها نگرانیها درباره تأمین نفت را افزون کرده بلکه هزینههای حملونقل دریایی، بیمه محمولهها و تأمین مواد اولیه را نیز به شدت افزایش داده است.
این تحولات از آن جهت حایز اهمیتاند که افزایش قیمت نفت صرفاً بر هزینه سوخت خودروها تأثیر نمیگذارد بلکه میتواند هزینههای تولید، حملونقل کالاها، فعالیتهای صنعتی و در نهایت قیمت نهایی محصولات را نیز متاثر سازد. انتقال این هزینهها به مصرفکنندگان بستگی به نوع کالا، موجودی انبارها، سیاستهای حمایتی و شرایط بازار هر کشور دارد. بنابراین امنیت کشتیرانی در خلیجفارس و تنگه هرمز نهتنها به تجارت انرژی مرتبط میباشد بلکه بر هزینههای زندگی خانوارها و ثبات اقتصادی کشورها نیز تاثیر مستقیم دارد.
از جهش قیمت سوخت تا تظاهرات خیابانی در اروپا
نتایج اقتصادی جنگ و اختلال در بازار انرژی در این روزها در خیابانهای چندین کشور اروپایی نمایان شده است. در تاریخ ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶، اعتراضاتی در ارتباط با افزایش هزینههای زندگی در فرانسه، پرتغال، بلژیک و ایتالیا به وقوع پیوست؛ تجمعهایی که در آنها علاوه بر مشکلات مربوط به گرانی سوخت و کالاها، به مسائل دیگری چون دستمزدها، هزینه مسکن و کیفیت خدمات عمومی نیز پرداخته شد.
در فرانسه، صدها هزار نفر در اعتراضات سراسری شرکت کردند و برخی از تجمعها به خشونت و تخریب اموال منجر شد. همچنین در پرتغال، دهها هزار نفر در لیسبون علیه افزایش هزینههای زندگی، دستمزدهای ناکافی و دشواریهای تأمین مسکن به خیابانها آمدند. در بلژیک و ایتالیا نیز تجمعات و درگیریهایی گزارش شد.
با این حال، ممکن است نتوان این اعتراضات را صرفاً به عنوان واکنش لحظهای به جنگ ایران دید، زیرا مسائل انباشتهای چون افزایش هزینه مسکن، مشکلات دستمزدها و نارضایتی از خدمات عمومی نیز در شکلگیری آنها تأثیرگذار بوده است. با این وجود، افزایش قیمت انرژی به عنوان یکی از عواملی شناخته میشود که میتواند فشارهای اقتصادی موجود را بیشتر نماید.

به علاوه، امانوئل مکرون، رئیسجمهوری فرانسه، در سخنرانی ۱۸ اکتبر خود افزایش قیمت سوخت در این کشور را با شرایط امنیتی در خاورمیانه و درگیریهای خلیج فارس مرتبط دانست و اعلام کرد که فرانسه در این تأثیرات سهم ندارد، اما در حال حاضر عواقب آن را تحمل میکند. وی در عین حال بین معترضان با مطالبات قانونی و افرادی که به تخریب و خشونت روی آوردهاند، تمایز قائل شد.
این اظهارات به روشنی نشان میدهد که اثرات اقتصادی تحولات منطقهای حتی در کشورهایی که مستقیماً در درگیری دخالت ندارند نیز میتوانند از طریق بازار انرژی و افزایش هزینههای زندگی حس شوند. طبق گزارش رویترز در خصوص اعتراضات پرتغال، نرخ تورم این کشور در سپتامبر به ۳.۶ درصد رسید و افزایش قیمت سوخت به عنوان یکی از عوامل ایجاد فشار بر خانوارها عمل کرده است. از همین رو، بحران مسکن و افزایش اجارهبها نیز از دیگر محورهای عمدهی اعتراضات در این کشور بودند. در کل، شرایط اخیر در اروپا یادآور این نکته است که اختلال در بازار انرژی میتواند به موضوعاتی فراتر از قیمت نفت تبدیل شود و بر معیشت، تولید و فضای اجتماعی کشورها تأثیر بگذارد.
گزارش جدید رویترز درباره عبور محمولههای انرژی ایران از تنگه هرمز
بهغیر از تأثیرات تحولات تنگه هرمز بر قیمت کالاها، وضعیت صادرات نفت ایران نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا درآمدهای نفتی یکی از منابع اصلی تأمین ارز کشور و پشتیبانی از واردات کالاهای ضروری و مواد اولیه صنایع به شمار میآید. اما باید توجه داشت که افزایش قیمت جهانی نفت لزوماً به معنای افزایش درآمد نفتی ایران نخواهد بود. برای تحقق درآمد، شرایطی نظیر امکان فروش محمولهها، انتقال آنها به مقصد، دریافت بهای نفت و دسترسی به منابع ارزی ناشی از صادرات ضروری است.
گزارشهای منتشر شده در اکتبر ۲۰۲۶ از سوی مؤسسه ورتکسا که رویترز به آنها استناد کرده، بیانگر محدودیتهای صادرات نفت خام ایران در پی تشدید محاصره دریایی است. از سوی دیگر، گزارشی دیگر از رویترز در ۱۶ اکتبر نشان میدهد که برخی محمولههای گاز مایع و سوخت جت ایران موفق به عبور از محاصره شدند. این امر نشاندهنده این است که وضعیت صادرات همه فرآوردههای انرژی یکسان نیست.
ایران به تنوعبخشی در مسیرهای صادراتی میپردازد
اگرچه اکنون با محدودیتهایی مواجه هستیم، اما آینده بازار انرژی تنها به تحولات نظامی مختص نیست و مسیرهای دیپلماتیک هم میتوانند تأثیر شگرفی بر چشمانداز عرضه و قیمتها داشته باشند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در تاریخ ۱۸ اکتبر اعلام کرد پیشنهاد تهران برای بازگشایی تنگه هرمز در یک بازه هفتروزه در صورت پذیرش شروط مورد نظر از سوی آمریکا همچنان معتبر است. اما ایران صرفاً منتظر نتایج مذاکرات نمیماند و به موازات دیپلماسی، امنیت تجاری را نیز با تنوعبخشی به مسیرهای تجاری تقویت میکند. توسعه ظرفیت بنادر شمالی، ارتقاء حملونقل ریلی و زمینی، افزایش همکاری با همسایگان و تسهیل مبادلات منطقهای میتواند به کاهش آسیبپذیری تجارت خارجی کمک کند. با این حال، این مسیرهای جایگزین به دلیل ظرفیت و هزینه، نمیتوانند بهطور کامل جایگزین حملونقل دریایی از تنگه هرمز شوند و میبایست متناسب با نوع کالا و مقصد مورد استفاده قرار گیرند.

علاوه بر این، حفظ صادرات غیرنفتی و تسهیل فعالیت صادرکنندگان به تنوعبخشی منابع ارزآوری کمک شایانی مینماید. در این زمینه، توجه به مواردی چون کاهش موانع اداری، پیشبینیپذیرتر شدن مقررات ارزی و تجاری و تسهیل در بازگشت ارز حاصل از صادرات ضروری است.
چگونه میتوان اثرات تحولات جهانی بر قیمت کالاها را کنترل کرد؟
بهطور کلی، دگرگونیهای تنگه هرمز نشان میدهد که تغییرات در اقتصاد جهانی میتواند بهطور همزمان فشارهایی بر هزینههای تولید و بازرگانی تحمیل کند و همچنین انگیزهای برای بازنگری در مدیریت منابع و تقویت ظرفیتهای اقتصادی کشورها باشد. ایران میتواند با بهکارگیری تجربیات چند سال اخیر در مواجهه با تحریمهای تجاری و مالی، از این فرصت برای بهبود سازوکارهای تأمین کالا، توسعه مسیرهای تجاری، تقویت تولید داخلی و مدیریت بهتر درآمدهای ارزی بهرهبرداری کند. در این راستا، مدیریت تأثیرات افزایش هزینههای جهانی بر بازار داخلی و جلوگیری از انتقال ناگهانی این هزینهها به قیمت کالاها، اهمیت چشمگیری دارد. هماهنگی در سیاستهای ارزی و تجاری، حمایت هدفمند از تولیدکنندگان و تأمین بهموقع کالاهای اساسی میتواند به کاهش فشار بر معیشت خانوارها و افزایش تابآوری اقتصاد کشور کمک شایانی کند. از این لحاظ، عبور موفقیتآمیز از نوسانات جهانی نهتنها به معنای کنترل هزینهها، بلکه فرصتی برای تقویت توان تولید، افزایش انعطافپذیری اقتصادی و بهبود بهرهبرداری از ظرفیتهای تجاری ایران خواهد بود.
انتهای پیام