«دولتزدگی»؛ علت ضرورت ساخت جامعه به جای تغییر در دولت؟
بر اساس گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اثر «دولتزدگی؛ رسالهای درباره جامعهسازی» نوشته میلاد دخانچی، تلاشی است برای بازنگری در رابطه میان دولت، جامعه، قدرت و آزادی. این اثر با معرفی مفهوم «دولتزدگی»، این پرسش را مطرح میسازد که آیا چالشهای پیش روی جامعه تنها ناشی از عملکر دولتهاست یا این مسائل ریشه در طرز تفکر و انتظارات عمومی از دولت دارند.
دخانچی در این کتاب استدلال میکند که برای بسیاری از افراد، دولت به منبع اصلی حل مشکلات بدل شده است؛ از مقولههای اقتصادی و فرهنگی گرفته تا آزادی، فساد و توسعۀ جامعه. در چنین فضایی، حتی انتقاد از دولت نیز ممکن است در قالب همین نگاه شکل گیرد، چرا که منابع قدرت سیاسی به جای ایجاد نهادها و روابط اجتماعی، صرف تغییر چهرههای حاکم میشود.
نویسنده با الهام از اصطلاح «غربزدگی» جلال آلاحمد، واژه «دولتزدگی» را برای تشریح این وضعیت انتخاب میکند. از دید او، موضوع تنها به اینکه چه کسی در رأس حکومت است محدود نمیشود، بلکه باید تأمل کرد بر اینکه چرا جامعه همیشه در انتظار فرد یا نهادی است که از بالا مسائل را حل کند.
کتاب در ادامه، میان مفاهیم دولت، استیت و سلطنتزدگی تفکیک قائل شده و توضیح میدهد که تغییر در افراد و گروههای حاکم الزاما نمایانگر تغییر در ساختارهای قدرت نخواهد بود. از این رو، برای درک تحولات سیاسی، ضروری است علاوه بر بررسی افرادی که به قدرت میرسند، به روابط و مناسباتی نیز توجه شود که باوجود تغییر صاحبان قدرت، به حیات خود ادامه میدهند.
یکی از محورهای اصلی این اثر به بررسی ابعاد ذهنی دولتزدگی اختصاص دارد. دخانچی با استفاده از مباحث روانشناسی شناختی و دیدگاههای سایمون بارونکوهن، میان ذهن سیستمساز و ذهن همدلانه تمایز قائل میشود. در این راستا، نویسنده تلاش میکند نشان دهد که چگونه دیدگاه مبتنی بر دستهبندی، اندازهگیری و سلسلهمراتب میتواند بر شیوه تعامل با جامعه و نحوه اداره آن تأثیر بگذارد.
علاوه بر این، با اشاره به نظرات میشل فوکو و جیمز سی. اسکات، رابطه قدرت با انسانها و تبعات دستهبندی و خوانا شدن جامعه تحلیل میشود. از این مسیر، کتاب سؤالاتی پیرامون نسبت قدرت، کنترل، اراده فردی و پیچیدگیهای زندگی اجتماعی مطرح میکند.
در بخشی دیگر از اثر، نویسنده به این نکته میپردازد که چرا در ایران، انقلاب عموماً جذابتر از اصلاحات به نظر میرسد. به عقیده او، اگر سیاست تنها به معنای تصاحب ساختار قدرت مفهوم شود، تغییر حاکمان ممکن است تنها به بازتولید روابط پیشین منجر گردد؛ بدین ترتیب، چالش اصلی تنها در تغییر چهرههای حاکم نیست، بلکه در ساختن جامعهای است که بتواند مناسبات خود را تغییر دهد.
جامعهسازی؛ راهی برای رهایی از دولتزدگی
نیمه دوم کتاب به تحلیل مفهوم جامعهسازی و راهکارهای عبور از دولتزدگی اختصاص دارد. نویسنده بر این نکته تأکید میکند که هدف نه نفی دولت، بلکه جلوگیری از تبدیل آن به تنها مرجع حل مشکلات و خیر نهایی جامعه است.
در این نگرش، جامعه فقط چیزی فراتر از یک جمعیت است؛ بلکه شامل پیوندهای انسانی، اعتماد، خاطره جمعی، معنا و روابط پایدار میباشد. از این رو، دخانچی بین «توده» و «جامعه» تمایز قائل شده و جامعهسازی را بهعنوان فرآیندی میداند که در آن افراد با برقراری روابط و نهادهای مشترک، امکان کنش مستقل و جمعی را پیدا میکنند.
بدین ترتیب، سیاست نیز فراتر از مقولههای انتخابات، انقلاب، اعتراض و تغییر دولت گام میگذارد و شامل فعالیتهایی نظیر تأسیس انجمن، ایجاد کسبوکار، تربیت نسلها، تقویت اعتماد و شکلگیری فضاهای فرهنگی و اجتماعی میشود. نویسنده در اینجا بر اهمیت استقلال جامعه از دولت و ایجاد ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعی بهمنظور استمرار این روابط تأکید میورزد.
مفهوم «میکروپولیتیکس» یا سیاست در سطحهای کوچک از دیگر مباحث تحلیلی کتاب به شمار میآید. در این راستا، خانواده، مدرسه، انجمن، کسبوکار و فضاهای فرهنگی میتوانند عرصههایی باشند که در آن روابط معنادار شکل میگیرد و جامعه بنا میشود؛ فرایندی که بهجای انتظاری برای تغییرات کلان سیاسی، از زندگی روزمره و تعاملات بین افراد آغاز میشود.
دخانچی در فصلهای پایانی، بحث جامعه و قدرت را به مباحثی نظیر عرفان ایرانی، اندیشههای عینالقضات، مفهوم توحید و مساله آزادی گره میزند. او در این قسمت، تلاشها برای بهدست آوردن نسبت میان تکثر، بهرسمیت شناسی دیگری و شکلدهی به وحدت اجتماعی را بررسی کرده و این پرسش را مطرح میکند که آیا آزادی صرفاً امکانی است که باید از دولت مطالبه شود یا تحقق آن نیازمند وجود جامعهای با روابط و نهادهای مستقل نیز هست.
کتاب «دولتزدگی؛ رسالهای درباره جامعهسازی» در نهایت، بهجای ارائه یک نسخه صرفاً سیاسی برای تغییر دولت، بر بازتعریف رابطه میان ذهن، قدرت و جامعه تأکید دارد. پرسش اصلی اثر این است که اگر جامعه نتواند ظرفیتهای مستقل خویش را ایجاد کند، چه عاملی میتواند از بازتولید مناسبات قدرت و وابستگی به دولت جلوگیری کند؟
این کتاب با عبور از پرسش «چه کسی باید در حکومت باشد؟» به این پرسش میرسد که «ما چگونه باید با یکدیگر زندگی کنیم؟»؛ سؤالی که نویسنده پاسخ آن را در تقویت روابط اجتماعی، اعتماد، نهادهای مستقل و توانمندسازی جامعه برای ایجاد جهان مشترک جستوجو میکند.
علاقهمندان میتوانند این کتاب را با عنوان «دولتزدگی؛ رسالهای درباره جامعهسازی» نوشته میلاد دخانچی از وبسایت نشر روزنه بیابند. همچنین میتوانند با استفاده از کد دستوری khabar405 این کتاب را با تخفیف ویژه خریداری نمایند.
۵۹۲۴۳