از حق دسترسی به فناوری تا حق دریافت درمان؛ اهمیت انرژی هستهای برای سلامت جامعه
به نقل از ایسنا، پاسخگویی به این پرسشها فقط در تأسیسات هستهای، بررسیهای سیاسی یا میزهای مذاکرات نمیتواند یافت شود؛ بخشی از این پاسخ نیاز به جستوجو در جایی دارد که دانش و فناوری در خدمت سلامت و حیات انسانها قرار میگیرد؛ بیمارستان.
برای فردی که مسیر درمان سرطان را طی کرده، رادیوداروها تنها یک دستاورد علمی به شمار نمیروند؛ در واقع، امید به بهبود ممکن است به توان دسترسی به همین داروها وابسته باشد. این پیوند را من سالها پیش هنگامی که برای درمان سرطان تیروئید به بیمارستان شریعتی تهران بهعنوان یکی از مراکز درمان هستهای مراجعه کردم و از یددرمانی بهره بردم، بهطور زنده لمس کردم.
در میان آن دسته از بیماران که همراه با خانوادههای خود در انتظار درمان بودند، فناوری هستهای دیگر یک مفهوم دورازواقعیت یا یک موضوع صرفاً سیاسی به حساب نمیآمد؛ بلکه دانشی بود که میتوانست در فرآیند درمان بیماران نقش مؤثری ایفا کند.
امروز، در شرایطی که مباحث حول آینده برنامه هستهای ایران و ضرورت حفظ تواناییهای آن دوباره به ضرورتی حیاتی تبدیل شده است، بازگشت به آن تجربه دارای معنایی عمیقتر از یک یادآوری شخصی است. فناوری هستهای تنها به غنیسازی و عملیات مرتبط با چرخه سوخت محدود نمیشود؛ بلکه کاربردهای پزشکی آن نیز در شناسایی و درمان برخی بیماریها، از جمله سرطان، نقش بسزایی ایفا میکند. این موارد به تنهایی نمیتوانند به همه سوالات سیاسی و اقتصادی پیرامون برنامه هستهای پاسخ دهند، اما یادآوری میکنند که ذکر این فناوری ابعاد انسانی و درمانی نیز دارد؛ ابعادی که ممکن است در هیاهوی مناقشهها کمتر به آن پرداخته شود.
پنج سال پیش، در گزارشی تحت عنوان «لمس یک پیشرفت در سایه تحریمها» که ۱۱ خرداد ۱۴۰۰ در ایسنا منتشر شد، تلاش گردید تا همین پیوند بین فناوری و زندگی بیماران نزدیکتر روایت شود. آن گزارش بر تجربه یددرمانی بیمارانی که مبتلا به سرطان تیروئید بودند در بیمارستان شریعتی و نقش ید-۱۳۱ در ادامه درمان پس از جراحی متمرکز بود؛ تجربهای که نشان میداد که نتیجه پیشرفت علمی را گاهی نه در آزمایشگاهها و آمارهای رسمی، بلکه در اتاقهای درمان و زندگی بیمارانی میتوان یافت که به این دستاوردها نیاز دارند.
در آن گزارش، به نقل از آمارهای آن زمان، نیاز سالانه حدود ۷۰۰ هزار تا یک میلیون بیمار در کشور به رادیوداروها و فعالیت حدود ۲۰۰ مرکز پزشکی هستهای اشاره شده بود. همچنین به نقش سازمان انرژی اتمی در تأمین مواد و رادیوداروهای مورد نیاز این مراکز پرداخته شده بود. این اعداد تصویری از وضعیت ثبتشده در سال ۱۴۰۰ ارائه میدادند که اهمیت پزشکی این فناوری را در آن زمان نمایان میکرد.
اما در این پنج سال، سؤالی که در مورد اهمیت فناوری هستهای در پزشکی مطرح بود، همچنان پا برجاست: این ظرفیت تا چه حد توسعه یافته و امروز چه جایگاهی در تأمین نیازهای درمانی کشور دارد؟
اظهارات محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، در ۱۶ مهر ۱۴۰۵، بار دیگر این موضوع را به کانون بحث تبدیل میکند. او در مراسم افتتاح نخستین مرکز دانشگاهی تشخیص و درمان سرطان کودکان کشور بیان کرد که حدود ۷۸ محصول رادیودارویی بهصورت مداوم و طبق توافق با سازمان غذا و دارو در ایران تولید و عرضه میشوند. به گفته اسلامی، بیش از ۲۰ محصول دیگر نیز در مراحل مطالعات بالینی قرار دارند و پس از طی مراحل و دریافت مجوزهای وزارت بهداشت، قابلیت ورود به سبد محصولات رادیودارویی کشور را دارند.
اسلامی همچنین به برنامه احداث پنج مرکز سیکلوترون تا پایان برنامه هفتم توسعه اشاره داشت؛ مراکزی که توسعه آنها میتواند در زیرساخت تولید برخی رادیوداروی مورد استفاده در شناسایی بیماریها مؤثر باشد. این برنامه، به همراه آمار منتشرشده درباره محصولات رادیودارویی، نشان میدهد که گسترش این حوزه همچنان یکی از اهداف اصلی صنعت هستهای کشور شناخته میشود.
برای درک اهمیت این آمار، لازم است به کاربرد رادیوداروها در نظام سلامت توجه کرد. پزشکی هستهای از مواد پرتوزا برای بررسی عملکرد اندامها، تشخیص برخی بیماریها و درمان موارد خاصی از سرطان استفاده میکند. برخی رادیوداروها به پزشکان این امکان را میدهند که فرآیندهای زیستی بدن را ارزیابی کنند و برخی دیگر، با توجه به نوع بیماری و شرایط بیمار، برای هدفگیری سلولهای بیمار بکار گرفته میشوند. از این رو، این فناوری تنها به یک نوع سرطان یا یک روش درمان محدود نمیشود؛ بلکه جزو ابزارهای تشخیصی و درمانی پزشکی معاصر به شمار میآید.
به عنوان نمونه، ید-۱۳۱ یکی از موردهای روشن این کاربرد است. این رادیودارو برای برخی بیماران مبتلا به سرطان تیروئید، به تشخیص پزشک، برای حذف بافت تیروئیدی باقیمانده یا سلولهای سرطانی حساس به ید استفاده میشود. برای بیمارانی که به یددرمانی نیاز دارند، تأمین دارو در زمان مناسب بخشی از فرایند درمان است؛ موضوعی که نشاندهنده اهمیت تولید، کنترل کیفیت و توزیع منظم رادیوداروها میباشد.
از این منظر، توسعه فناوری هستهای در حوزه پزشکی را نمیتوان صرفاً با تعداد محصولات تولیدشده یا دستاوردهای پژوهشی اندازهگیری کرد. سوال کلیدیتر این است که این ظرفیت تا چه حد میتواند نیاز مراکز درمانی را پوشش داده، دسترسی بیماران به دارو را پایدار نماید و وابستگی به زنجیرههای تأمین خارجی را به حداقل برساند. افزایش تعداد محصولات تنها زمانی میتواند به دستاوردی ارزنده برای جامعه تبدیل شود که نتیجه آن به دسترس بودن دارو، تداوم درمان و امکان استفاده بیماران از خدمات پزشکی نظر باشد.
اهمیت این مسأله در شرایط تحریم و بحران بیشتر میشود. تأمین دارو و تجهیزات پزشکی به زنجیرهای از مواد اولیه، تجهیزات تخصصی، حملونقل و توزیع وابسته است، و هر اختلالی در این زنجیره میتواند چالشهایی برای مراکز درمانی به وجود آورد؛ به خصوص در زمینههایی که برخی مواد پرتوزا عمر کوتاهی دارند و باید در زمان مشخصی تولید و مصرف شوند. برخورداری از دانش فنی و زیرساختهای داخلی میتواند بخشی از آسیبپذیری این زنجیره را کاهش دهد، هرچند بهتنهایی نمیتواند نیاز به مواد اولیه، تجهیزات، نظارت کیفی و برنامهریزی مؤثر برای توزیع را برطرف کند.
در این راستا، توسعه توانمندیهای داخلی تنها به معنای خودکفایی در تولید یک محصول نیست؛ بلکه ایجاد امکان برای استمرار خدمات درمانی در شرایط دشوار است. وقتی یک بیمار به یک رادیوداروی خاص نیاز دارد، اهمیت این توانمندی در نهایت با یک معیار سنجیده میشود: آیا دارو در زمان لازم و با کیفیت مطلوب در دسترس او قرار میگیرد؟ این سؤال، حلقه اتصال سیاستگذاری علمی و صنعتی با نیاز واقعی مردم است.
در مباحث بینالمللی پیرامون برنامه هستهای ایران، اغلب به مسائلی نظیر غنیسازی، فعالیتهای هستهای و نگرانیهای امنیتی پرداخته میشود. در این بین، کاربردهای پزشکی فناوری هستهای نیز بخشی از واقعیت این حوزه را تشکیل میدهند؛ کاربردهایی که به تخصص، پژوهش، تجهیزات و زیرساختهای مناسب نیاز دارند. درواقع، گسترش پزشکی هستهای و حفظ دانش تخصصی برای برآورده کردن نیازهای درمانی کشور از اهمیت ویژهای برخوردار است.
اظهارات محمد اسلامی در ۱۶ مهر در مورد تولید مداوم ۷۸ محصول رادیودارویی و قرار داشتن بیش از ۲۰ محصول دیگر در مراحل بالینی، فرصتی برای بررسی این موضوع فراهم میسازد: آیا افزایش ظرفیت علمی و تولیدی توانسته است دسترسی بیماران به درمان را بهبود بخشیده باشد؟ پاسخ دقیق به این سوال نیازمند اطلاعات درباره میزان تولید و توزیع هر محصول، نیاز مراکز درمانی و وضعیت دسترسی بیماران است. با این حال، مشخص است که ارزیابی پیشرفت در این حوزه باید فراتر از آمار تولید رفته و نتایج آن را برای نظام سلامت و بیماران نیز شامل شود.
برای من، اهمیت این موضوع همچنان با تصویر بیمارانی گره خورده است که در کنار خانوادههایشان در بخش یددرمانی بیمارستان شریعتی حاضر بودند. آن روز، من فناوری هستهای را نه تنها به عنوان یک مفهوم علمی یا موضوع سیاسی، بلکه در پیوند با ضرورت انسانهایی که برای درمان به آن وابستگی داشتند، مشاهده کردم. این تجربه، پنج سال بعد نیز اکنون سوال اصلی را دوباره زنده میکند: پیشرفت علمی چه زمانی میتواند به خیر و سلامت مردم بینجامد؟
در خاتمه، ضرورت برخورداری از فناوری هستهای در حوزه پزشکی را باید در پیوند میان دانش، توان تولید و حق دسترسی بیماران به درمان جستوجو کرد. در شرایط جنگ و فشارهای خارجی، حفظ و گسترش این ظرفیت میتواند بخشی از استراتژی پایداری نظام سلامت به شمار آید؛ اما سنجش ارزش واقعی آن وابسته به این است که بیماران تا چه اندازه از دستاوردهای آن بهرهمند شوند. فاصلهای که از حق برخورداری از دانش و فناوری تا حق دسترسی به درمان وجود دارد، باید از طریق تولید پایدار، توزیع مؤثر و پاسخگویی به نیازهای واقعی بیماران پر شود.
انتهای پیام