برنامهریزی چهارساله یک مربی در سال چهارم فعالیت/ ببخشید امیرخان! اکنون زمان ارائه گزارش این چهار سال است نه طرحی برای چهار سال آینده!
در روز اول آبان، در حالی که طرفداران فوتبال مشغول بررسی پیروزی تیم تراکتور در آغاز هفته دهم بودند و منتظر برگزاری بازی استقلال در یزد و دیگر مسابقات این هفته، بهخصوص دیدار سرنوشتساز پرسپولیس و فولاد بودند که موقعیت صدر جدول را تعیین میکرد، این امیر قلعهنویی بود که بدون نیاز به مصاحبه و حضور فیزیکی خود، فوتبال و اهالی آن را غافلگیر کرد و بار دیگر تواناییاش برای تأثیرگذاری بر همه جوانب این ورزش را به نمایش گذاشت؛ حتی بدون اینکه کلامی به زبان آورد!
سخنگوی فدراسیون فوتبال در یک برنامه تلویزیونی عنوان کرد که امیر قلعهنویی طرحی چهار ساله به فدراسیون ارائه داده تا با پیروی از آن، بتوانیم به موفقیت در جام جهانی ۲۰۳۰ نائل شویم. او همچنین تصریح کرد که قلعهنویی اعلام کرده این طرح حتی بدون حضور خودش نیز قابلیت اجرایی دارد، به عبارتی دیگر، نباید تصور کنیم که او از هماکنون بلیت خود را برای جام جهانی بعدی رزرو کرده است!
بدون تردید، در دنیای فوتبال امروزی، برنامهمحوری حرف اول را میزند و تمام تیمهای ملی و باشگاهی در سطوح مختلف، زمانی موفق خواهند بود که دارای چشمانداز درازمدت بوده و در یک مسیر مشخص گام بردارند. هیچکس نسبت به این واقعیت اعتراض ندارد و در این زمینه نیز به سخنگو (امیرمهدی علوی)، فدراسیون فوتبال و آینده تیم ملی پرداخته نمیشود. در حقیقت، موضوع اصلی ما امیر قلعهنویی بهعنوان فردی است که این طرح چهار ساله را در دست دارد.
موضوع به زمان بازگشت قلعهنویی به روی نیمکت تیم ملی مربوط میشود؛ در پاییز ۱۴۰۱، بعد از جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، امیر بهعنوان جانشین کارلوس کیروش در تیم ملی انتخاب شد؛ با وعده جوانگرایی و معرفی استعدادهای جدید به فوتبال ملی. آیا به نظر شما زمان و مکان اعلام این طرح چهار ساله، درست در همان مقطع و مکان نبود؟ بار دیگر یادآوری میکنیم که گوینده این مزایا امیر قلعهنویی است و نه یک تازهوارد یا فرد نابلد در عرصه فوتبال! او که پیشتر یک بار بهعنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شده بود و در این سه دهه در سطوح عالی لیگ برتر و تصمیمگیریهای فوتبال ما حضور داشته است. آیا امیر با آن تمام تجربیات خود، نیاز به چهار سال زمان داشت تا امروز برای آینده این فوتبال برنامهای چهار ساله تدوین کند؟ یا اینکه بر اساس انتظار عمومی، بایستی از همان روز نخست با برنامهای درازمدت وارد عمل میشد؟!
بهیاد داشته باشیم که امیر قلعهنویی مبدع برنامههای بلندمدت در فوتبال کشورمان بوده و اولین سرمربی است که موفق شد قبل از ۴۰ سالگی، در تابستان ۱۳۸۲ به نیمکت استقلال برسد و در حالی که نامهای بزرگی چون حجازی و پورحیدری حتی سه بازی هم فرصت نداشتند، او برنامهای سهساله برای استقلال نگاشت و با تکیه بر آن، فرصت اجرای آن را گرفت و در بهار ۱۳۸۵، در پایان سال سوم، استقلال را به قهرمانی رساند. چرا در تیم ملی چنین کاری نکرد؟
اما از همه مهمتر، در تمامی نقاط دنیا، در هر رشتهای، یک مدیر بعد از پایان سال چهارم مسئولیت خود باید عملکردش را به افکار عمومی ارائه کرده و از آن دفاع نماید! او باید به پرسشهای منتقدان و صاحبنظران پاسخ دهد و دلایل محقق نشدن امکانپذیر برخی وعدهها را تبیین کند. حالا امیر چگونه بهجای این اقدام، تازه برنامهای برای چهار سال آینده ارائه داده است؟ چرا؟!
همانطور که بیان کردیم، ما به فدراسیون و سخنگوی این خبر وارد نمیشویم؛ بلکه خود قلعهنویی میبایست به این ابهامات پاسخ دهد و اگر بخواهد از روال همیشگی خود خارج شده و بهعنوان سرمربی تیم ملی فوتبال، به میلیونها نفر پاسخگو باشد، آنگاه میتوانیم به دیگر سوالات بپردازیم! بهعنوان مثال، سرنوشت شرط صحیح مهدی تاج برای تمدید قرارداد امیر تا جام جهانی بعدی چه شد؟ اینکه امیر باید ایران را به فینال جام ملتهای ۲۰۲۷ برساند تا قراردادش برای جام جهانی آینده تمدید گردد! آیا در آستانه این تورنمنت بزرگ و با توجه به نتایج و نمایش تیم در فیفا دی اخیر و خبرهایی که از پشت پرده به گوش میرسد، زمان اعلام یک برنامه چهار ساله کمی عجیب نیست؟
ببینید: ویدیو| قلعهنویی خواهان گلمحمدی؛ امیر برای تیم ملی برنامه ۴ ساله داد!