کد خبر 735877
۱۴۰۵/۰۸/۰۲ ۱۶:۳۸

۸ جای مخوف دنیا که شبیه فیلم‌های ترسناک‌اند!

ترسناک‌ترین مکان‌های دنیا
ساعت 24 - بعضی از ترسناک‌ترین مکان‌های دنیا را نباید در فیلم‌های وحشت جست‌وجو کرد. آن‌ها همین حالا روی نقشه جهان وجود دارند؛ مکان‌هایی که می‌توانید بلیت بخرید، به آن‌ها سفر کنید و از نزدیک ببینیدشان. با این تفاوت که شاید هنگام ورود، بیشتر از هر جای دیگری دلتان بخواهد کسی همراهتان باشد.

تصور کنید در جنگلی قدم می‌زنید که صدها عروسک کهنه از شاخه‌های درختان آن آویزان شده‌اند. یا وارد تونلی در زیر پاریس می‌شوید که دیوارهایش از جمجمه و استخوان انسان ساخته شده است. حتی کلیسایی وجود دارد که به‌جای تزئینات معمول، چلچراغی از استخوان‌های واقعی در سقف آن آویخته‌اند.

جالب اینجاست که بیشتر این مکان‌ها زمانی کاربردی کاملاً معمولی داشته‌اند؛ قبرستان، زندان، محل عبادت یا بخشی از یک شهر پرجنب‌وجوش بوده‌اند. آنچه امروز آن‌ها را ترسناک جلوه می‌دهد، ترکیبی از معماری عجیب، گذشته تاریخی، سکوت و داستان‌هایی است که نسل‌به‌نسل نقل شده‌اند.

در ادامه به هشت نقطه از جهان سر می‌زنیم که هرکدام می‌توانند سوژه یک فیلم ترسناک باشند. همه مکان‌ها واقعی‌اند، اما باید میان اتفاقات مستند تاریخی و افسانه‌های مربوط به ارواح تفاوت قائل شد.

۱. جزیره عروسک‌ها در مکزیک؛ جایی که صدها چشم به شما خیره شده‌اند

در میان کانال‌های آبی منطقه شوچیمیلکو در جنوب مکزیکوسیتی، جزیره کوچکی وجود دارد که ظاهر آن با تمام تصورات معمول از یک مقصد گردشگری فرق می‌کند.

اینجا خبری از ساحل زیبا یا اقامتگاه‌های مجلل نیست. در عوض، صدها عروسک پلاستیکی قدیمی از شاخه‌های درختان، دیوار کلبه‌ها و نرده‌های چوبی آویزان شده‌اند. بعضی از آن‌ها یک چشم ندارند، تعدادی دست و پایشان شکسته و برخی دیگر آن‌قدر زیر آفتاب و باران مانده‌اند که صورتشان به‌سختی قابل تشخیص است.

این مکان با نام «جزیره عروسک‌ها» یا Isla de las Muñecas شناخته می‌شود.

داستان مشهور جزیره به مردی به نام دون خولیان سانتانا باررا برمی‌گردد. او سال‌ها در این منطقه زندگی می‌کرد و طبق روایت محلی، پس از شنیدن داستان مرگ دختربچه‌ای در آب‌های اطراف، شروع به جمع‌آوری عروسک‌ها کرد.

در روایت معروف، خولیان باور داشت که روح دختر در جزیره حضور دارد و آویزان کردن عروسک‌ها می‌تواند او را آرام کند یا از خودش محافظت کند.

با گذشت سال‌ها تعداد عروسک‌ها بیشتر شد. او برخی را از آب جمع می‌کرد و بعضی دیگر را از مردم می‌گرفت. عروسک‌ها تعمیر نمی‌شدند؛ همان‌طور که بودند روی درخت‌ها قرار می‌گرفتند تا باد، باران و آفتاب ظاهرشان را تغییر دهد.

امروز این جزیره یکی از عجیب‌ترین جاذبه‌های گردشگری مکزیک است. گردشگران معمولاً با قایق‌های سنتی منطقه از میان کانال‌ها عبور می‌کنند تا به آن برسند.

نکته جالب اینکه ترسناک‌ترین بخش بازدید لزوماً داستان ارواح نیست. کافی است میان درختان قدم بزنید و ببینید چگونه صدها صورت پلاستیکی فرسوده از هر طرف به شما نگاه می‌کنند. تکان خوردن عروسک‌ها در باد هم فضای جزیره را عجیب‌تر می‌کند.

البته هیچ مدرک قابل‌اتکایی وجود ندارد که نشان دهد جزیره واقعاً تسخیرشده است. داستان دختر غرق‌شده هم یک افسانه محلی است، نه واقعه‌ای که تمام جزئیات آن به‌طور مستقل اثبات شده باشد. بااین‌حال، خود عروسک‌ها و جزیره کاملاً واقعی‌اند.

جزیره عروسک‌ها در مکزیک

 

۲. دخمه‌های پاریس؛ شهری از استخوان در ۲۰ متری زیر زمین

پاریس برای بیشتر مردم یادآور برج ایفل، خیابان شانزه‌لیزه و کافه‌های شلوغ است. اما حدود ۲۰ متر پایین‌تر از سطح بعضی خیابان‌های این شهر، دنیایی وجود دارد که هیچ شباهتی به پاریس روی زمین ندارد.

دنیایی از راهروهای سنگی، دیوارهای پوشیده از استخوان و اتاق‌هایی که نور کم آن‌ها فضا را مرموزتر می‌کند.

این مکان «دخمه‌های پاریس» یا Catacombs of Paris نام دارد و یکی از مشهورترین استخوان‌خانه‌های زیرزمینی جهان است.

داستان آن به اواخر قرن هجدهم برمی‌گردد. در آن دوران، قبرستان‌های پاریس بیش‌ازحد شلوغ شده بودند و مشکلات بهداشتی جدی ایجاد می‌کردند. مقام‌های شهر تصمیم گرفتند بقایای مردگان را از قبرستان‌های قدیمی جمع‌آوری کنند و به تونل‌های معادن سنگ آهک متروکه در زیر شهر منتقل کنند.

نخستین انتقال‌ها از سال ۱۷۸۵ آغاز شد. بعدها استخوان‌های بیشتری به این مکان منتقل شدند تا مجموعه‌ای شکل بگیرد که امروزه بقایای چند میلیون انسان را در خود جای داده است؛ رقمی که معمولاً حدود شش میلیون نفر برآورد می‌شود.

آنچه این مکان را متفاوت می‌کند، صرفاً تعداد استخوان‌ها نیست.

در بخش‌هایی از دخمه، استخوان‌های بلند و جمجمه‌ها با نظم عجیبی کنار هم چیده شده‌اند. بعضی دیوارها شبیه سازه‌های سنگی معمولی به نظر می‌رسند، اما وقتی نزدیک‌تر می‌شوید، متوجه می‌شوید که بخش بزرگی از آن‌ها از بقایای اسکلت انسان تشکیل شده است.

در مسیر بازدید، نوشته‌ای تاریخی به چشم می‌خورد که به بازدیدکنندگان هشدار می‌دهد وارد قلمرو مرگ شده‌اند.

هوای خنک، سکوت راهروها و فاصله زیاد با سطح شهر باعث می‌شود حس کنید برای مدتی از دنیای معمولی جدا شده‌اید.

نکته ترسناک‌تر این است که مسیر گردشگری تنها بخش کوچکی از شبکه تونل‌های زیرزمینی پاریس را شامل می‌شود. در اطراف آن، مسیرها و معادن قدیمی فراوانی وجود دارند که بسیاری از آن‌ها برای گردشگران قابل دسترسی نیستند.

ورود غیرمجاز به این تونل‌ها خطرناک است و می‌تواند به گم‌شدن یا گرفتارشدن در فضاهای ناایمن منجر شود.

امروزه بازدید رسمی از دخمه‌ها با بلیت امکان‌پذیر است. مسیر گردشگری حدود ۱.۵ کیلومتر طول دارد و بازدید از آن معمولاً نزدیک به یک ساعت زمان می‌برد.

برخلاف بعضی داستان‌های اینترنتی، اینجا محل دفن قربانیان یک فاجعه مرموز نیست. تاریخچه آن مشخص است: بحران قبرستان‌های پاریس و انتقال استخوان‌ها به معادن متروکه. بااین‌حال، دانستن حقیقت تاریخی از ترسناک بودن منظره کم نمی‌کند.

دیوارهای ساخته‌شده از جمجمه و استخوان در دخمه‌های زیرزمینی پاریس

 

۳. دخمه مومیایی‌ها در ایتالیا؛ مردگانی که هنوز لباس بر تن دارند

در شهر پالرمو در جزیره سیسیل ایتالیا، یک صومعه قدیمی وجود دارد که زیرزمین آن میزبان یکی از عجیب‌ترین قبرستان‌های جهان است.

اینجا برخلاف قبرستان‌های معمول، بسیاری از مردگان زیر خاک پنهان نشده‌اند. بعضی ایستاده‌اند، بعضی در تابوت‌های باز یا محفظه‌های مخصوص قرار دارند و گروهی دیگر در امتداد دیوارهای راهروها دیده می‌شوند.

عجیب‌تر اینکه تعداد زیادی از آن‌ها هنوز لباس‌هایی را به تن دارند که هنگام مرگ یا آماده‌سازی برای دفن پوشیده‌اند.

این مکان با نام «دخمه‌های کاپوچین» یا Capuchin Catacombs شناخته می‌شود و تاریخ آن به پایان قرن شانزدهم میلادی برمی‌گردد.

در سال ۱۵۹۷، راهبان کاپوچین تصمیم گرفتند قبرستان بزرگ‌تری برای اعضای صومعه بسازند. هنگام انتقال پیکرهای دفن‌شده، متوجه شدند تعدادی از اجساد به شکل غیرمعمولی سالم باقی مانده‌اند.

در روایتی که در وب‌سایت رسمی دخمه‌ها ثبت شده، ۴۵ جسد در آن زمان به‌طور طبیعی مومیایی شده بودند. همین اتفاق زمینه گسترش روش نگهداری اجساد را فراهم کرد.

به‌مرور، خانواده‌های ثروتمند پالرمو نیز علاقه‌مند شدند بستگان درگذشته خود را در این مکان نگهداری کنند. مومیایی شدن و قرار گرفتن در دخمه‌ها به نوعی نشانه موقعیت اجتماعی تبدیل شد.

راهروهای قبرستان نیز براساس جنسیت، شغل و موقعیت اجتماعی مردگان بخش‌بندی شده بودند. روحانیان، نظامیان، تاجران و اعضای خانواده‌های مرفه هرکدام در قسمت‌هایی از دخمه قرار می‌گرفتند.

طبق اطلاعات وزارت فرهنگ ایتالیا، در منابع تاریخی از هزاران جسد و حتی رقمی نزدیک به هشت هزار پیکر نام برده شده است. البته وب‌سایت متولی دخمه‌ها شمار اجساد مومیایی و اسکلت‌های موجود در مجموعه را حدود دو هزار اعلام می‌کند.

یکی از مشهورترین پیکرهای این قبرستان به دختربچه‌ای به نام روزالیا لومباردو تعلق دارد که در سال ۱۹۲۰، در دو سالگی از دنیا رفت. جسد او با روش مومیایی ویژه‌ای حفظ شده و در تابوت شیشه‌ای قرار گرفته است.

آنچه دیدن این مکان را دشوار می‌کند، شباهت بسیاری از پیکرها به انسان‌هایی است که انگار فقط سال‌هاست بی‌حرکت مانده‌اند. چهره‌های خشک‌شده، لباس‌های قدیمی و حالت قرار گرفتن اجساد، فضایی ایجاد می‌کند که با هیچ موزه معمولی قابل‌مقایسه نیست.

بااین‌حال، این قبرستان یک مکان تاریخی و مذهبی واقعی است، نه صحنه‌ای که برای ترساندن گردشگران ساخته شده باشد

اجساد مومیایی‌شده در دخمه‌های کاپوچین شهر پالرمو

 

۴. جنگل هویا باچو در رومانی؛ درختانی که انگار چیزی آن‌ها را خم کرده است

در حاشیه شهر کلوژ-ناپوکا در رومانی، جنگلی قرار دارد که به‌دلیل ظاهر غیرعادی برخی درختان و داستان‌های محلی عجیب، شهرت جهانی پیدا کرده است.

نام این جنگل «هویا باچو» یا Hoia Baciu است؛ مکانی که گاهی در رسانه‌ها از آن با عنوان مثلث برمودای ترانسیلوانیا یاد می‌شود.

اگر برای نخستین بار عکس‌های جنگل را ببینید، احتمالاً یکی از اولین چیزهایی که توجهتان را جلب می‌کند، شکل تنه درختان است.

بعضی از درختان به‌جای رشد مستقیم به سمت آسمان، نزدیک زمین خم شده‌اند یا پیچ‌وتاب‌های غیرمعمولی دارند. تنه برخی از آن‌ها چنان منحنی شده که انگار در طول سال‌ها تحت فشار نیرویی عجیب قرار گرفته‌اند.

البته رشد نامتعارف درختان می‌تواند دلایل طبیعی مختلفی داشته باشد؛ از شرایط خاک و باد گرفته تا آسیب‌های دوران رشد. ظاهر عجیب درخت به‌تنهایی نشان‌دهنده وقوع یک پدیده فراطبیعی نیست.

شهرت مرموز جنگل از دهه ۱۹۶۰ میلادی بیشتر شد.

در سال ۱۹۶۸، فردی به نام امیل بارنئا عکسی گرفت که ادعا می‌کرد یک شیء پرنده ناشناس را بالای جنگل نشان می‌دهد. انتشار این تصویر باعث شد توجه علاقه‌مندان به پدیده‌های ناشناخته به هویا باچو جلب شود.

بعدها داستان‌های فراوانی درباره این مکان رواج پیدا کرد؛ از ناپدیدشدن افراد گرفته تا احساس حضور موجودی نامرئی، شنیدن صداهای عجیب و اختلال در دستگاه‌های الکترونیکی.

یکی دیگر از قسمت‌های مشهور جنگل، محوطه‌ای نسبتاً باز و دایره‌ای‌شکل است که پوشش درختی آن با مناطق اطراف تفاوت دارد.

همین فضای باز نیز به یکی از عناصر اصلی داستان‌های ترسناک منطقه تبدیل شده است.

اما میان آنچه گردشگران تعریف می‌کنند و چیزی که شواهد علمی تأیید می‌کنند، فاصله زیادی وجود دارد. تاکنون مدارک علمی معتبری برای اثبات حضور ارواح، موجودات فضایی یا نیروهای فراطبیعی در این جنگل ارائه نشده است.

هویا باچو حدود ۳۰۰ هکتار وسعت دارد و در نزدیکی یکی از شهرهای مهم رومانی قرار گرفته است. گردشگران می‌توانند در بخش‌های قابل‌دسترسی آن پیاده‌روی کنند و تورهای محلی نیز بازدیدهای موضوعی برگزار می‌کنند.

شاید ترسناک‌ترین تجربه این جنگل زمانی باشد که شب نزدیک می‌شود، صدای پرندگان کم‌کم قطع می‌شود و میان درختان خمیده، فقط صدای قدم‌های خودتان را می‌شنوید.

در چنین شرایطی، حتی بدون اتفاقی فراطبیعی هم ذهن انسان می‌تواند از تاریکی و شکل شاخه‌ها داستانی ترسناک بسازد.

درختان خمیده و غیرعادی جنگل هویا باچو در رومانی

 

۵. زندان ایسترن استیت آمریکا؛ جایی که زندانیان در سکوت زندگی می‌کردند

در شهر فیلادلفیای آمریکا، ساختمانی عظیم با دیوارهای سنگی و برج‌های نگهبانی وجود دارد که از بیرون بیشتر شبیه یک قلعه قدیمی است.

اما پشت این دیوارها، یکی از مشهورترین زندان‌های تاریخی آمریکا قرار دارد؛ زندان ایسترن استیت یا Eastern State Penitentiary.

این زندان در سال ۱۸۲۹ افتتاح شد و در زمان خودش یکی از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های زندان‌سازی جهان به شمار می‌رفت.

طراحان آن تصور می‌کردند اگر زندانیان مدت زیادی در تنهایی و سکوت بمانند، فرصت بیشتری برای فکر کردن به اشتباهاتشان خواهند داشت.

بر همین اساس، سلول‌ها طوری طراحی شدند که ارتباط زندانیان با یکدیگر به‌شدت محدود شود.

در سال‌های اولیه، زندانیان بخش زیادی از زندگی خود را در سلول‌های انفرادی می‌گذراندند. حتی هنگام جابه‌جایی در بعضی شرایط، تلاش می‌شد امکان شناخت یا ارتباط میان آن‌ها کاهش پیدا کند.

این شیوه بعدها با انتقادهای فراوانی روبه‌رو شد و نظام انزوای شدید اولیه به‌تدریج کنار گذاشته شد.

معماری زندان هم عجیب بود.

ساختمان مجموعه با نقشه‌ای شعاعی ساخته شده بود؛ یعنی راهروهای طولانی از یک بخش مرکزی منشعب می‌شدند. این طراحی امکان نظارت بر بخش‌های مختلف زندان را آسان‌تر می‌کرد.

امروز که وارد مجموعه می‌شوید، راهروهایی با دیوارهای فرسوده، سقف‌های بلند و درهای آهنی زنگ‌زده مقابلتان قرار می‌گیرند.

رنگ دیوارها ریخته، بخش‌هایی از ساختمان در وضعیت مخروبه حفظ شده و بعضی سلول‌ها هنوز نشانه‌هایی از زندگی زندانیان قدیمی را در خود دارند.

یکی از مشهورترین زندانیان این مکان، آل کاپون، تبهکار سرشناس آمریکایی بود. او در سال ۱۹۲۹ مدتی را در ایسترن استیت گذراند و سلول بازسازی‌شده مربوط به اقامتش از بخش‌های مورد توجه بازدیدکنندگان است.

فعالیت زندان در سال ۱۹۷۰ متوقف شد و پس از دوره کوتاهی استفاده موقت، ساختمان برای سال‌ها متروکه ماند. در سال ۱۹۹۴ مجموعه به‌عنوان یک مکان تاریخی پذیرای گردشگران شد.

شهرت ترسناک زندان باعث شده داستان‌هایی درباره شنیدن قدم‌ها، صدای درهای سلول و مشاهده سایه‌های ناشناس مطرح شود. برنامه‌های گردشگری با حال‌وهوای وحشت نیز در دوره‌هایی در این مکان برگزار شده‌اند.

بااین‌حال، روایت‌های مربوط به ارواح اثبات علمی ندارند. آنچه مسلم است، تاریخ دشوار زندگی زندانیان و معماری سرد و فرسوده‌ای است که امروز هم بازدیدکنندگان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

گاهی یک راهروی خالی که ده‌ها سال پیش محل زندگی صدها انسان بوده، از هر داستان ساختگی ترسناک‌تر است.

یکی از راهروهای واقعی زندان تاریخی ایسترن استیت در فیلادلفیا

 

۶. قلعه بانگار هند؛ ویرانه‌ای که ورود شبانه به آن ممنوع است

در ایالت راجستان هند، میان تپه‌های خشک و صخره‌ای رشته‌کوه آراوالی، قلعه‌ای قدیمی قرار دارد که مدت‌هاست به یکی از مشهورترین مکان‌های ترسناک این کشور تبدیل شده است.

قلعه بانگار یا Bhangarh Fort زمانی بخشی از یک مجموعه شهری پرجنب‌وجوش بود. امروز از آن شهر، دیوارهای فروریخته، خانه‌های بدون سقف، معابد قدیمی و بقایای بازارهای سنگی باقی مانده است.

در نگاه اول، این مکان شاید تفاوت چندانی با سایر شهرهای تاریخی متروکه نداشته باشد. اما شهرت عجیب آن بیشتر به داستان‌هایی برمی‌گردد که مردم محلی درباره سرنوشت ساکنانش تعریف می‌کنند.

یکی از معروف‌ترین افسانه‌ها درباره شاهزاده‌خانمی زیبا و مردی است که به جادوگری شهرت داشته است.

طبق روایت محلی، این مرد به شاهزاده‌خانم علاقه‌مند می‌شود و تلاش می‌کند با استفاده از جادو او را به خود علاقه‌مند کند. نقشه او شکست می‌خورد و پیش از مرگ، نفرینی بر شهر می‌گذارد.

در افسانه گفته می‌شود که پس از این اتفاق، شهر گرفتار حوادث مرگبار شد و به‌تدریج ساکنانش را از دست داد.

داستان دیگری نیز درباره مردی مقدس نقل می‌شود که گفته بود سایه ساختمان‌های شهر نباید بر محل اقامت او بیفتد. در این روایت، ساخت یک بنای بلند باعث نقض این شرط و در نهایت نابودی شهر می‌شود.

البته هیچ‌یک از این داستان‌ها به‌عنوان توضیح تاریخی اثبات‌شده برای متروکه شدن بانگار پذیرفته نشده‌اند.

یکی از موضوعاتی که باعث شهرت بیشتر قلعه شده، ممنوعیت حضور گردشگران پس از تاریکی هواست.

اداره گردشگری راجستان به تابلوهای سازمان باستان‌شناسی هند اشاره می‌کند که بازدیدکنندگان را از ماندن در مجموعه پس از غروب منع می‌کنند. برخی این ممنوعیت را به داستان ارواح ارتباط می‌دهند، اما وجود محدودیت شبانه مدرکی برای اثبات فعالیت فراطبیعی نیست.

در واقع، ویرانه‌های تاریخی با دیوارهای فرسوده، مسیرهای ناهموار و نور ناکافی، برای گردش شبانه می‌توانند خطرناک باشند.

روزها بازدیدکنندگان می‌توانند در مسیرهای مجاز میان ساختمان‌های قدیمی قدم بزنند و از بقایای معماری شهر دیدن کنند.

آنچه بانگار را از بسیاری قلعه‌های تاریخی متمایز می‌کند، وسعت ویرانه‌هاست. وقتی در یکی از گذرگاه‌های قدیمی می‌ایستید، می‌توانید جای مغازه‌ها، خانه‌ها و ساختمان‌هایی را ببینید که زمانی مردم در آن‌ها زندگی می‌کردند.

حالا از آن زندگی پرجنب‌وجوش، چیزی جز دیوارهای سنگی و سکوت باقی نمانده است.

قلعه بانگار در ایالت راجستان هند

 

 

۷. دخمه‌های زیرزمینی ادینبرو؛ اتاق‌هایی تاریک در زیر شهر

ادینبرو، پایتخت اسکاتلند، شهری است که حتی در روشنایی روز هم بعضی خیابان‌های سنگ‌فرش‌شده و ساختمان‌های چندصدساله آن حال‌وهوایی مرموز دارند.

اما در زیر بخش قدیمی شهر، مجموعه‌ای از اتاق‌ها و گذرگاه‌های تاریک وجود دارد که بسیاری از گردشگران از حضور آن‌ها خبر ندارند.

این مکان با نام «دخمه‌های زیرزمینی ادینبرو» یا Edinburgh Vaults شناخته می‌شود.

بخشی از این مجموعه در زیر پل جنوبی شهر قرار گرفته است؛ پلی که در قرن هجدهم ساخته شد. هنگام ساخت سازه، فضاهایی در زیر طاق‌های آن به وجود آمد که بعدها برای فعالیت‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفتند.

در دوره‌هایی از این اتاق‌ها به‌عنوان انبار، کارگاه و فضاهای تجاری استفاده می‌شد. برخی بخش‌ها نیز با زندگی دشوار و شرایط نامناسب اقشار فقیر شهر ارتباط پیدا کردند.

هوای مرطوب، نبود نور طبیعی کافی و شرایط غیربهداشتی باعث شد این فضاها به‌تدریج برای بسیاری از استفاده‌های اولیه نامناسب شوند.

امروز وارد شدن به برخی از این دخمه‌ها تجربه‌ای عجیب است.

راهروها باریک‌اند، دیوارها از سنگ‌های قدیمی ساخته شده‌اند و سقف‌های قوسی‌شکل در بعضی قسمت‌ها ارتفاع کمی دارند. نورهای مصنوعی و شمع‌هایی که در برخی تورها برای ایجاد فضای تاریخی استفاده می‌شوند، سایه‌های بلندی روی دیوارها می‌اندازند.

وقتی چند نفر در یکی از اتاق‌های زیرزمینی صحبت می‌کنند، انعکاس صدا در فضای بسته می‌تواند حس غیرمعمولی ایجاد کند. سکوت ناگهانی پس از صحبت راهنما نیز بخشی از جذابیت این بازدید است.

این مجموعه سال‌هاست با داستان‌های ترسناک گره خورده است. برخی روایت‌ها از حضور ارواح، شنیدن صداهای ناشناس و احساس لمس شدن توسط چیزی نامرئی صحبت می‌کنند.

تورهای گردشگری متعددی از همین داستان‌ها برای روایت گذشته شهر استفاده می‌کنند. بااین‌حال، بسیاری از داستان‌های ترسناک مربوط به دخمه‌ها در دسته افسانه‌های محلی قرار می‌گیرند و شواهد مستقلی برای اثبات پدیده‌های فراطبیعی وجود ندارد.

یکی از بخش‌های معروف این مجموعه، Blair Street Underground Vaults است که بازدید از آن در قالب تورهای راهنمادار برگزار می‌شود.

جالب اینکه تاریخ واقعی این اتاق‌ها، بدون اضافه کردن ماجرای ارواح هم شنیدنی است. تصور زندگی و کار در فضاهای مرطوب و تاریک زیر شهری که در بالای آن زندگی عادی جریان داشته، به‌اندازه کافی عجیب به نظر می‌رسد.

شاید همین تضاد، مهم‌ترین دلیل جذابیت دخمه‌ها باشد؛ چند متر بالاتر، صدای زندگی و رفت‌وآمد گردشگران شنیده می‌شود و در پایین، اتاق‌هایی قرار دارند که بخش‌هایی از گذشته فراموش‌شده شهر را حفظ کرده‌اند.

راهروهای سنگی و اتاق‌های تاریخی در دخمه‌های زیرزمینی ادینبرو

 

۸. کلیسای استخوان‌ها در جمهوری چک؛ جایی که چلچراغ از اسکلت انسان ساخته شده است

در شهر کوتْنا هورا در جمهوری چک، کلیسایی وجود دارد که از بیرون شاید توجه زیادی جلب نکند.

ساختمانی سنگی با معماری تاریخی و ظاهری نسبتاً آرام که در نگاه اول، شبیه دیگر کلیساهای قدیمی اروپاست.

اما وقتی وارد قسمت زیرین آن می‌شوید، منظره‌ای می‌بینید که به‌سختی می‌توان فراموش کرد.

اینجا استخوان‌های انسان فقط در یک محل نگهداری نشده‌اند؛ از آن‌ها برای ساخت تزئینات داخلی کلیسا استفاده شده است.

این مکان با نام استخوان‌خانه سدلِتس یا Sedlec Ossuary شناخته می‌شود و یکی از غیرعادی‌ترین بناهای مذهبی جهان است.

در بخش‌های مختلف کلیسا، جمجمه‌ها و استخوان‌ها به‌شکل هرم، حلقه‌های تزئینی و سازه‌های پیچیده چیده شده‌اند. حتی نشان خانوادگی اشرافی نیز با استفاده از استخوان‌های واقعی ساخته شده است.

اما مشهورترین بخش، چلچراغ بزرگی است که از سقف آویزان شده است.

در ساخت این چلچراغ از انواع مختلف استخوان‌های انسان استفاده شده و طراحی آن به‌گونه‌ای است که از دور شبیه یک اثر تزئینی پیچیده به نظر می‌رسد. وقتی نزدیک‌تر می‌شوید، می‌توانید جمجمه‌ها، استخوان‌های بلند و قطعات کوچک‌تر اسکلت را تشخیص دهید.

تاریخ این مکان به قرون وسطی برمی‌گردد.

قبرستان منطقه سدلِتس برای مدت طولانی محل دفن بسیاری از مردم بود. شیوع بیماری‌های همه‌گیر، جنگ‌ها و افزایش جمعیت مردگان باعث شد فضای قبرستان با محدودیت روبه‌رو شود.

با گذشت زمان، استخوان‌های قبرهای قدیمی جمع‌آوری شدند و در ساختمان زیرزمینی کلیسا قرار گرفتند.

تزئینات استخوانی در دوره‌های مختلف شکل گرفت، اما قسمت زیادی از آرایش مشهور امروزی با نام فرانتیشک رینت ارتباط دارد؛ هنرمندی که در سال ۱۸۷۰ کار مهمی روی تزئینات مجموعه انجام داد.

او استخوان‌ها را به شکل‌هایی منظم و هنری چید و عناصر معروفی مانند چلچراغ و نشان خانوادگی شوارتسنبرگ را ساخت.

نکته مهم این است که سازندگان این مجموعه قصد نداشتند مکانی برای وحشت ایجاد کنند.

در سنت مذهبی آن دوران، یادآوری مرگ و کوتاه بودن زندگی بخشی از پیام چنین مکان‌هایی بود. حتی امروز هم این بنا فقط یک جاذبه گردشگری نیست و کارکرد مذهبی خود را حفظ کرده است.

به همین دلیل، مسئولان مجموعه از بازدیدکنندگان می‌خواهند با احترام وارد شوند و قوانین بازدید، از جمله محدودیت عکاسی در فضای داخلی، را رعایت کنند.

شاید کلیسای استخوان‌ها بهترین نمونه از مکانی باشد که چیزی کاملاً واقعی و تاریخی، از بسیاری صحنه‌های فیلم‌های ترسناک عجیب‌تر جلوه می‌کند.

اینجا نیازی به نورپردازی ترسناک، موسیقی دلهره‌آور یا داستان‌های ارواح نیست. کافی است سر خود را بالا بگیرید و به چلچراغی نگاه کنید که از استخوان انسان ساخته شده است.

نمای داخلی استخوان‌خانه سدلِتس در جمهوری چک

 

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.