پشتپرده ادعای جنگ سهروزه/ بررسی دلایل افزایش تعداد حملات به نفتکشها در اکتبر
گزارش نیویورکتایمز از تدوین طرحهای تازه آمریکا و اسرائیل برای ازسرگیری حملات به ایران پس از انتخابات میاندورهای، بار دیگر سایه جنگ را بر منطقه انداخته است. بر اساس این گزارش، حملات احتمالی میتواند تاسیسات هستهای و زیرساختهای انرژی را هدف بگیرد؛ سناریویی که از آن با عنوان کارزار سهروزه یاد میشود. اما آیا چند روز حمله نظامی میتواند به نتیجهای سیاسی منجر شود و از آن مهمتر به سه روز محدود بماند؟
به گزارش دنیای اقتصاد، شورای روابط خارجی آمریکا و واشنگتنپست با اشاره به بنبست راهبردی ترامپ، درباره توان واشنگتن برای تبدیل فشار نظامی به دستاوردی پایدار تردید دارند. بهویژه که بازار نفت از پیامدهای احتمالی جنگ در امان نخواهد ماند؛ اگر حملات به نفتکشها یا زیرساختهای انرژی منطقه گسترش یابد. رحمن قهرمانپور، کارشناس مسائل بینالملل نیز معتقد است درگیری احتمالی لزوما کوتاه نخواهد بود و ممکن است از نظر مدت و دامنه، میان جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه قرار گیرد؛ سناریویی که تحقق آن به محاسبات و تصمیمهای دو طرف بستگی دارد.
احتمال از سرگیری درگیری نظامی میان ایران و آمریکا، در شرایطی که گزارشهایی از طرح حمله سهروزه واشنگتن منتشر شده، بار دیگر چشمانداز تقابل دو کشور را در کانون توجه قرار داده است. روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی به نقل از مقامهای آمریکایی مدعی شد که واشنگتن و تلآویو در حال تدوین طرحهایی برای ازسرگیری حملات گسترده به ایران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا هستند؛ عملیاتی که احتمال دارد تاسیسات هستهای، زیرساختهای انرژی و توان موشکی و پهپادی ایران را هدف قرار دهد.
درحالیکه برخی برنامهریزان نظامی آمریکا امیدوارند با یک کارزار فشرده سهروزه، تهران را به عقبنشینی در مذاکرات وادار کنند، مقامهای ایرانی هشدار دادهاند که درگیری جدید نه کوتاه خواهد بود و نه محدود؛ بلکه با حملات گستردهتر به زیرساختهای منطقه، از جمله تاسیسات نفتی، مراکز داده و کابلهای اینترنتی زیردریایی همراه خواهد شد. دکتر رحمن قهرمانپور، کارشناس مسائل بینالملل، با واکاوی آنچه تحت عنوان جنگ ۳ روزه خوانده میشود معتقد است حمله احتمالی را باید در چارچوب راهبرد فشار فرسایشی آمریکا بر ایران ارزیابی کرد؛ راهبردی که هدف آن افزایش فشارها برای واداشتن تهران به پذیرش توافقی مطلوب واشنگتن است. قهرمانپور با رد ۳ روزه بودن این جنگ این گزاره را مطرح میکند که جنگ احتمالی حدفاصل جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه خواهد بود.
برخی گزارشها، از جمله گزارش اخیر نیویورکتایمز، از احتمال حمله سهروزه آمریکا به ایران حکایت دارند. به نظر شما، این سناریو چه اهدافی را دنبال میکند و چرا واشنگتن بهجای یک جنگ طولانیمدت، از حملهای محدود سخن میگوید؟
آنچه در ارزیابیهای اخیر آمریکاییها مشاهده میشود، حاکی از آن است که برخلاف اهداف اولیه واشنگتن برای دستیابی سریع به نتیجه، اکنون احتمالا خود را برای نوعی تقابل فرسایشی و زمانبر با ایران آماده میکند. در این چارچوب، جنگ احتمالی را نباید رویدادی مستقل و نهایی تلقی کرد، بلکه باید آن را در امتداد چرخهای از تحریم، محاصره اقتصادی، فشار سیاسی و اقدامات نظامی مورد بررسی قرار داد. به نظر میرسد هدف آمریکا این باشد که طی یک بازه زمانی حدودا هشت تا دوازده ماه، بهتدریج توان ایران را محدود و هزینههای مقاومت را افزایش دهد تا تهران در نهایت به پذیرش توافقی مطلوب واشنگتن تن دهد. اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر اینکه آمریکا میتواند کار را سریع به پایان برساند، اما ترجیح میدهد فشارها را بهصورت تدریجی افزایش دهد، با چنین برداشتی همخوانی دارد. بر این اساس، حمله سهروزهای که در برخی گزارشهای رسانهای مطرح شده، ممکن است با هدف ضربه زدن به شماری از تاسیسات هستهای، نظامی یا زیرساختی ایران طراحی شده باشد تا زمینه برای تحمیل امتیازات بیشتر در مذاکرات فراهم شود. بنابراین، نباید این سناریو را لزوما مقدمه یک جنگ تمامعیار دانست؛ بلکه ممکن است بخشی از راهبرد فشار نظامی محدود برای تغییر محاسبات تهران باشد.
با توجه به هشدارهای ایران درباره پاسخ گسترده به هرگونه حمله جدید، از جمله هدف قرار دادن زیرساختهای منطقهای، تاسیسات نفتی، مراکز داده و کابلهای ارتباطی زیردریایی، چگونه میتوان انتظار داشت که چنین جنگی تنها سه روز به طول بینجامد؟
ظاهرا دولت ترامپ طرحی را آماده کرده و تلاش داشت از طریق واسطهها این پیام را به ایران منتقل کند که حملهای محدود انجام خواهد داد و انتظار دارد پاسخ تهران نیز در همان چارچوب باقی بماند. با این حال، ایران اعلام کرده است که در صورت حمله، خود را به چنین محدودیتهایی مقید نمیداند و دامنه پاسخ آن میتواند گستردهتر باشد. ازاینرو، به نظر من، اگر در آینده حملهای رخ دهد، احتمالا نه به یک درگیری سهروزه محدود خواهد ماند و نه لزوما ابعادی مشابه جنگ چهلروزه گذشته پیدا خواهد کرد؛ بلکه ممکن است در حد فاصل جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه قرار گیرد. البته این ارزیابی به شرایط و تصمیمات طرفین بستگی دارد و نمیتوان درباره مدت یا دامنه درگیری با قطعیت سخن گفت.
در صورت آغاز حمله، واکنش ایران چگونه خواهد بود؟ آیا احتمال گسترش درگیری به جنگی فراگیر وجود دارد؟
باید توجه داشت که ایران و آمریکا، با وجود تداوم تهدیدها و اقدامات نظامی، همچنان با محدودیتهایی مواجه هستند و به نظر میرسد هر دو طرف ملاحظاتی برای کنترل دامنه تنش دارند. نه ایران خواهان نابودی زیرساختهای خود است و نه آمریکا میتواند پیامدهای حمله گسترده ایران به زیرساختهای منطقهای را نادیده بگیرد. هدف واشنگتن نیز لزوما تبدیل ایران به کشوری فاقد زیرساخت نیست؛ زیرا چنین اقدامی میتواند بحران را وارد مرحلهای کاملا متفاوت کند و هزینههای سنگینی برای آمریکا و متحدانش به همراه داشته باشد. تجربه درگیریهای پیشین و دستیابی طرفین به آتشبس نیز نشان میدهد که وجود تهدیدهای شدید الزاما به معنای حرکت بهسوی جنگی نامحدود نیست. بنابراین، اگر درگیری تازهای رخ دهد، احتمال دارد دو طرف بار دیگر بکوشند آن را در چارچوبی محدود و کنترلشده نگه دارند.
این چرخه تهدید، درگیری نظامی و آتشبس تا چه زمانی ادامه خواهد یافت؟
بخش مهمی از پاسخ به این پرسش به سیاستهای ترامپ و اهداف نهایی او بستگی دارد. به نظر میرسد یکی از الگوهای مورد توجه رئیسجمهور آمریکا، اعمال فشار حداکثری بر ایران با هدف دستیابی به توافقی اقتصادی و نفتی، مشابه آنچه در سناریوی ونزوئلا دنبال میشود، باشد. در چنین شرایطی، تداوم یا کاهش تنشها به این بستگی دارد که واشنگتن تا چه اندازه بتواند اهداف خود را از مسیر فشار و مذاکره محقق کند و تهران چه واکنشی به این سیاست نشان دهد. در نتیجه، نمیتوان پایان قریبالوقوع این چرخه را قطعی دانست. اگر دو طرف به تفاهمی دست یابند که بخشی از اختلافات را کاهش دهد، احتمال فروکش کردن تنشها وجود دارد؛ اما در صورت تداوم مطالبات حداکثری آمریکا و اختلافات بنیادین، خطر تکرار درگیریهای محدود همچنان پابرجا خواهد بود.