محلهمحوری و مسجدمحوری؛ نگاهی مجدد به ظرفیتهای تاریخی برای مواجهه با چالشهای کنونی
به نقل از خبرنگار ایرنا، جامعهی محله و مساجد، پیش از آن که به عرصهی حکمرانی و سیاستگذاری وارد شوند، بخشی از ریشههای زندگی روزمره مردم به شمار میرفتند؛ فضایی که در آن شناخت عمیقتری از همسایهها شکل میگرفت و اعتماد و احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت مشترک تقویت میشد. زندگی تنها به چهارچوب خانهها محدود نبود؛ بلکه قسمتی از آن در کوچهها، محلهها و فضای مقدس مساجد شکل میپذیرفت. شادی و غم یک خانواده معمولاً به دیگران هم تسری یافته و همسایهها در برگزاری مراسم ازدواج جوانان مشارکت کرده و در هنگام بروز مشکلات، کمک و یاری یکدیگر را فراموش نمیکردند؛ بهویژه در روزهایی که مشکلات طاقتفرسا میشدند، اقداماتی پیش از ورود نهادهای رسمی از سوی آشنایان و اهالی محل به وقوع میپیوست. مساجد نیز بهغیر از کارکردهای مذهبی خود، در بسیاری از محلهها بهعنوان مراکز اصلی تجمع، تبادل اطلاعات و شکلگیری همبستگی اجتماعی عمل میکردند.
بنابراین، محله و مسجد پیش از آنکه به عنوان ابزارهایی برای حل موضوعات مختلف در ادبیات حکمرانی مطرح شوند، در زندگی اجتماعی مردم یک نقش کاملاً ملموس ایفا میکردند. حال این سوال مطرح میشود که با تغییرات سبک زندگی و پیچیدگیهای روزافزون مسائل اجتماعی، این تجربیات عمیق چگونه میتواند با نیازهای امروزی جامعه پیوند برقرار کند و از یادوارهای تاریخی، به الگویی موثر برای مواجهه با چالشهای کنونی تبدیل شود؟
محلهمحوری و مسجدمحوری؛ احیای توانمندیهای فراموششده اجتماعی
امروزه، محلهمحوری و مسجدمحوری در گفتمان دولت چهاردهم جایگاه مختص به خود را یافتهاند، رویکردی که رئیسجمهور پزشکیان بر روی «لزوم احیای ظرفیتهای مردمی» و «استفاده از تجربیات و فرهنگ غنی اجتماعی» تأکید دارد. از منظر این نگاه، انتظار نمیرود محله و مسجد از نقطه صفری شروع کنند؛ بلکه چالش در بازشناسی و فعالسازی تواناییهایی است که در گذشته جزئی جداییناپذیر از زندگی جمعی مردم بوده و اکنون میتوانند در مواجهه با چالشهای نوین به کار آید.انتظار نمیرود محله و مسجد از نقطه صفری آغاز کنند؛ بلکه چالش در بازشناسی و فعالسازی تواناییهایی است که در گذشته جزئی جداییناپذیر از زندگی جمعی مردم بوده و اکنون میتوانند در مواجهه با چالشهای نوین به کار آید.
این نگرش از سوالی اساسی سرچشمه میگیرد: هنگامی که دولت و حاکمیت به تنهایی قادر به تأمین همه نیازهای جامعه نیستند، چگونه میتوان از ظرفیتهای مردمی برای حل مسائل بهره گرفت؟ پزشکیان بارها بر ضرورت مشارکت مردم و فعالسازی توانمندیهای اجتماعی تأکید کرده و محدودیتهای سازوکارهای اداری در پاسخگویی به دامنه نیازها را خاطرنشان ساخته است. از این رو، محله و مسجد میتوانند بهعنوان پل ارتباطی میان شناخت محلی مسائل و مشارکت عمومی مردم عمل کنند؛ ظرفیتی که چنانچه به صورت منسجم و متناسب با اوضاع کنونی ساماندهی شود، خواهد توانست مشکلات را پیش از آنکه به پیچیدگی برسند، در نزدیکترین سطح به زندگی مردم شناسایی و پیگیری نماید.

چرا محله و مسجد در کانون یک پروژه کلان قرار دارند؟
اگر تاریخاً، محله و مسجد بخشی از شبکه حمایتی مردم بودهاند، سوال روز این است که چگونه میتوان این توان اجتماعی را در مواجهه با مسائل و نیازهای پیچیدهتر جامعه به کار بست؟ از یک سو، بسیاری از مشکلات مردم نخستین بار در سطح محله و در حین زندگی روزمره بروز مییابند و شناسایی آنها نیازمند برقراری ارتباط نزدیک با افراد و خانوادههاست؛ از سوی دیگر، نهادهای اداری به تنهایی قادر به شناسایی همه نیازها در تمام مناطق و هیچگاه نمیتوانند به آن پاسخ دهند. این فاصله بین پیچیدگی مسائل و محدودیت امکان پاسخگویی نهادهای دولتی، یکی از تاکیدات مسعود پزشکیان بر لزوم استفاده از ظرفیتهای مردمی به شمار میآید.
رئیسجمهور در تاریخ بیستم مهرماه ۱۴۰۵، در رویداد ملی «جامعه سلامت، مردمیار و مسجدمحور» به ظرفیتهای عمیقتری در باورهای دینی و اجتماعی اشاره داشت و بر نقش مساجد و پایگاههای مردمی در شناسایی افراد نیازمند و مشکلات آنان تأکید ورزید. او بر ضرورت فعال کردن این ظرفیت گسترده تأکید و بخش عمدهای از وجود نزدیک به ۸۰ هزار مسجد در کشور را دلیلی بر اهمیت آن دانست؛ ظرفیتی که در صورت سازماندهی صحیح و برقراری ارتباط مؤثر با نیازهای مردم، میتواند در شناسایی چالشها و امداد به آنان به کمال عمل کند.
پزشکیان بر اهمیت ظرفیتهای موجود در محلات و مساجد برای یاریرسانی به اقشار نیازمند تأکید کرده و گفت: در این کشور از ساختار و ظرفیتهای مناسبی برخورداریم؛ مساجد و پایگاههای مردمی از جمله این ظرفیتها هستند که میتوانیم از آنها برای شناسایی افراد نیازمند، درک مشکلات آنان و اقدام به یاری آنان استفاده کنیم.
او بر محدودیتها و الزامات ساختاری نهادهای دولتی تأکید کرده و بر ضرورت ایجاد شبکهای وسیع برای شناسایی نیازها و کمک به مردمی که صدایشان شنیده نمیشود، تصریح کرد؛ افزون بر این، گفته است که نمیتوان انتظار داشت که نهادهای دولتی به تنهایی بتوانند در تمام ساعات و نقاط، چالشهای مردم را شناسایی و مرتفع سازند.

پزشکیان در توضیح نقش مسجد، سابقهای فراتر از خدمترسانی مطرح کرد و گفت، مسجد باید محلی باشد برای نشستن و همدلی با مردم، گفتوگو کردن، گوش دادن به مشکلات و همکاری با جامعه. این تأکید، وجه حائز اهمیت دیگری از رویکرد محلهمحوری و مسجدمحوری را نمایان میسازد: به شناسایی مسائل پیش از هر اقدام، نیاز است تا صدای مردم شنیده شود و شرایط زندگی آنها درک گردد. در این رویکرد، مسجد تنها محل دریافت کمک نیست؛ بلکه میتواند فضایی برای برقراری ارتباط اجتماعی، شناسایی نیازها و جلب مشارکت مردم برای مواجهه با چالشهای محلی باشد.
با این حال، صرف وجود ظرفیتهای اجتماعی به معنای حل مشکلات نیست. بهرهبرداری از توان مساجد و مجتمعهای محلی، به شکلگیری ارتباطی مبتنی بر اعتماد میان مردم و این نهادها نیاز دارد. فرض بر این نیست که تمامی شهروندان به یک اندازه با مسجد ارتباط برقرار کرده و آن را فضایی مناسب برای بیان مسائل خویش بدانند.
از این منظر، یکی از پیشنیازهای تحقق حکمرانی محلهمحور و مسجدمحور، تقویت ارتباط مسجد با بخشهای گوناگون جامعه و بهاصطلاح شکلگیری "صلح میان مسجد و مردم" است؛ پیوندی است که با شنیدن صدای گروههای متنوع، پذیرش دغدغههای آنان و فراهم کردن زمینه مشارکت آنان شکل میگیرد. در غیر این صورت، حتی ظرفیت ارزشمند مساجد نیز ممکن است تنها بخشی از جامعه را در بر بگیرد و نتواند به الگویی جامع برای حل مسائل محله تبدیل شود.
یکی از پیشنیازهای تحقق حکمرانی محلهمحور و مسجدمحور، تقویت ارتباط مسجد با بخشهای مختلف جامعه است؛ پیوندی که با شنیدن صدای گروههای متنوع، پذیرش دغدغههای آنان و فراهم کردن امکان مشارکتشان شکل میگیرد. در غیر این صورت، حتی این ظرفیت ارزشمند نیز ممکن است تنها بخشی از جامعه را در برگرفته و نتواند مبنایی برای الگویی جامع در حل مشکلات محله باشد.
از مسجدِ خدماترسان به محلهِ مشارکتی
در این زمینه، پزشکیان در سخنانی دیگر در بیستم مهرماه، نقش مسجد را گسترش داد و به نشستن در کنار مردم، گفتوگو با آنان، شنیدن مسائل، همراهی و همدلی با آنها تأکید ورزید. این تأکید نشاندهنده این حقیقت است که در رویکردهای مطرح شده برای محلهمحوری و مسجدمحوری، توجه به صرف خدمات پس از شناسایی یک نیاز کافی نیست؛ بلکه برقراری ارتباط مداوم با مردم و درک مسائل آنها از خلال تجربیات زیسته آنها نیز حائز اهمیت است.
با این وصف، محلهمحوری نباید به نقش مسجد یا کمک به افراد نیازمند محدود گردد. محله فضایی وسیعتر برای مشارکت اجتماعی بهشمار میآید؛ عرصهای که ساکنان، گروههای مردمی، نهادهای محلی و مدیران قادرند در شناسایی اولویتها، پیشنهاد راهحلها و پیگیری مسائل مشترک نقش بیافرینند. از این رو، مردم تنها دریافتکنندگان خدمات نیستند، بلکه بخشی از تواناییهای حل مسائل نیز بهحساب میآیند.
این رویکرد تنها در صورتی به ثمر میرسد که مشارکت مردم از حضور موقتی و اقدامات پراکنده فراتر رود و ارتباطی روشن میان شناسایی چالشهای محلی، ظرفیتهای مردمی و نهادهای مسئول برقرار شود. در صورت عدم تحقق این نکته، وجود یک شبکه گسترده از مساجد و گروههای مردمی به تنهایی نمیتواند تضمینکننده حل مسائل باشد.
محلهمحوری بهعنوان الگویی برای حکومتداری
تأکید بر ظرفیتهای محلی در اظهارات رئیسجمهور، فراتر از اقدامات حمایتی و خدمات اجتماعی است و به شیوه اداره امور و حل مسائل مملکت وابسته است. پزشکیان در نشستی به تاریخ بیست و نهم تیرماه ۱۴۰۵ که به بررسی روند اجرای «طرح حکمرانی محلهمحور و مسجدمحور» اختصاص یافته بود، به مشارکت اجتماعی، بهرهبرداری از ظرفیتهای مردمی، اصلاح الگوی مصرف، خوداتکایی و تقویت نقش مساجد در حکمرانی محلی بهعنوان الزامات برسیدن به توسعه پایدار اشاره کرد.
او همچنین حل مسائل کشور را تنها وابسته به دولت ندانسته و بر ضرورت همکاری مردم، نهادهای اجتماعی، مساجد، گروههای مردمی و مدیران محلی در اصلاح ساختارها و رسیدگی به چالشهای انباشت شده تأکید کرد. در این راستا، محلهمحوری میتواند به معنای نزدیکتر کردن فرآیند شناسایی و پیگیری مسائل به محیطی باشد که این مشکلات خود را نمایان میسازند؛ رویکردی که تحقق آن نیاز به تقسیم نقشها و هماهنگی دقیق میان ظرفیتهای مردمی و نهادهای مسئول دارد.
پزشکیان در چهارم شهریورماه ۱۴۰۵ در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر نقش مردم و محلهها در مدیریت بحرانها، از تجربیات دوران دفاع مقدس یادآوری کرده و محلهها را بهعنوان یکی از ظرفیتهای کلیدی برای مدیریت مسائل و بحرانهای اجتماعی معرفی کرد. این دیدگاه، محله را تنها بهعنوان محلی برای دریافت خدمات نمیبیند، بلکه بهعنوان بستری برای سازماندهی مشارکت و بهرهبرداری از توان جمعی جامعه شناخته میشود.

بازگشت به ریشهها؛ اهمیت محلهمحوری
در زمانی که مسائل اجتماعی و اقتصادی از پیشرفت و تنوع بیشتری برخوردارند، تکیه بر سازوکارهای رسمی بهتنهایی نمیتواند نیازهای جامع را شامل شود. بسیاری از چالشها پیش از آنکه به شکل درخواستهای اداری یا گزارشهای رسمی مطرح شوند، در متن زندگی روزمره مردم و در محلات شکل میگیرند؛ جایی که دانایی عمیقتری از شرایط خانوادهها و آگاهی از نیازهای واقعی وجود دارد و زمینه همکاری و مشارکت جمعی فراهم است. از این رو، محلهمحوری نمیتواند به سادگی به معنای انتقال بخشی از مسئولیتها به دوش مردم باشد؛ بلکه اهمیت آن در نزدیکتر کردن فرآیند شناسایی و حل مسائل به بستر واقعی زندگی شهروندان نهفته است.
محله و مسجد نیز در این رویکرد، دیگر صرفاً دو مکان جغرافیایی یا مذهبی نیستند؛ بلکه به یادآورنده شبکهای از روابط اجتماعی هستند که در گذشته به همیاری، انتقال تجربیات، شناسایی نیازمندان و بهرهبرداری از امکانات محلی کمک میکردند. بازگشت به این ریشهها، به معنای تکرار شیوههای گذشته بهصورت عینا نیست؛ بلکه تلاشی است برای احیای ظرفیتهایی که میتوانند با شرایط امروز منطبق شده و در کنار نهادهای رسمی نقش آفرینی کنند. تجربه همیاریهای محلی نشان میدهد که مردم تنها مصرفکننده خدمات نیستند و در صورت فراهمسازی زمینه مشارکت، قادرند در شناسایی مسائل و یافتن راهحلها نیز به فعالیت بپردازند.
با این وجود، احیای این ظرفیت تاریخی تنها در صورتی امکانپذیر است که با واقعیتهای اجتماعی معاصر همرأی و همسویی پیدا کند. تغییر شیوه زندگی، گسترش شهرها، کاسته شدن برخی از ارتباطات همسایگی و تفاوت در نحوه ارتباط گروههای مختلف مردم با مسجد، ضرورت بازاندیشی در روشهای مشارکت محلی را به شدت نمایان میسازد. به همین دلیل، اهمیت محلهمحوری و مسجدمحوری نه در بازسازی تصویری نوستالژیک از گذشته، بلکه در پیدا کردن راههایی برای ایجاد ارتباطی معنادار میان سرمایه اجتماعی محلهها و نیازهای متنوع امروز و تقویت تعامل مردم و نهادهای مسئول برای حل مسائل میباشد.
آزمون عملی پروژه کلان
آزمون عملی این پروژه کلان بر اساس پیوند سه مؤلفه شکل میگیرد: اعتماد میان مردم و نهادهای محلی، فراگیری مشارکت و توانائی تبدیل مطالبات به عمل و نتیجه. این مؤلفهها از یکدیگر تفکیکناپذیرند؛ اعتماد، زمینهساز مشارکت را ایجاد میکند، گستردگی بهکارگیری مانع محدود شدن آن به گروه خاصی میشود و پیگیری مؤثر امکان بررسی نتایج و ادامهی اعتماد را افزایش میدهد. بنابراین، اهمیت محلهمحوری و مسجدمحوری در نهایت محدود به این موضوع میشود که چگونه میتوان یک ظرفیت ریشهدار اجتماعی را با نیازهای امروزی پیوند داده و آن را در کنار مسئولیت نهادهای رسمی، به ابزاری برای ارتقای زندگی مردم مبدل ساخت.
