نگاهی به اهدای عضو در شرایط جنگی
طبق گزارش ایسنا، فیلم کوتاه «همه چیز درباره رفتن» که نویسندگی و کارگردانی آن بر عهده صابر اللهدادیان بوده است، در چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران چهار بار به نمایش درآمد.
این اثر که در بخش «وطن به روایت من» به نمایش درآمد، به مسئله انسانی اهدای عضو در زمینه جنگ اخیر پرداخته و تلاشی است برای روایت پیوند میان جنگ، فقدان و امید به زندگی.
از بازیگران این فیلم میتوان به آرمین رحیمیان، فریبا متخصص، مسعود فروتن، زهرا سزاوار و محمد ربانیپور اشاره کرد. فیلمبرداری و تدوین اثر نیز به ترتیب توسط حسن اصلانی و حمید نجفیراد انجام شده است.
در راستای اکران فیلم کوتاه «همه چیز درباره رفتن» در جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، گفتوگویی با صابر اللهدادیان -نویسنده و کارگردان اثر- و نسرین امینیان -مجری طرح و مدیر روابط عمومی بیمارستان مسیح دانشوری- برگزار کردیم.

مفهوم اصلی فیلم: همزمانی اندوه و امید
صابر اللهدادیان -کارگردان «همه چیز درباره رفتن»- درباره شکلگیری ایده این فیلم به ایسنا گفت: آغاز روند ساخت فیلم برای من ناشی از یک تجربه انسانی بود؛ وضعیتی که در آن «رفتن» تنها نشانهای از پایان یک زندگی نیست و «ماندن» هم به معنای ادامه وضعیت قبلی نیست. در برخی از بزرگترین فقدانها، فرصتی برای زندگی دوباره برای شخص دیگری ایجاد میشود و این همزمانی اندوه و امید، هسته مرکزی فیلم را تشکیل میدهد.
او جنگ را در وهله اول به عنوان یک تجربه انسانی تعبیر کرد و افزود: سینما نه فقط باید آثار رنج را ثبت کند، بلکه موظف است به پرسشهایی که در این مسیر پیش میآید توجه کند؛ اینکه انسان در مواجهه با فقدان چطور عمل میکند، چه چیزی او را امیدوار نگه میدارد، و در شرایط وخیم آیا میتوان به کمک دیگری شتافت. او تصریح کرد، شخصیتها باید حق داشته باشند که غمگین باشند، دچار تردید شوند، بترسند و در شرایط دشوار تصمیمات مهم بگیرند، زیرا امید زمانی ارزش دارد که رنج نادیده گرفته نشود.
اللهدادیان با اشاره به تعبیر «مادر یعنی وطن» در یادداشت کارگردانی اظهار داشت: گاهی وطن به مفاهیم بزرگتری مانند سرزمین و تاریخ خلاصه نمیشود و میتواند در صورت مادر، در منزل یا در یک خاطره نمایان شود. جنگ این ارتباطات را تهدید میکند و فیلم تلاشی است برای نزدیک شدن به معنای انسانی وطن؛ وطنی که فقط جغرافیا نیست، بلکه مجموعهای از ارتباطات و مسئولیتهای مشترک ماست.
فاصله میان شعار و تجربه انسانی
کارگردان این فیلم در مورد پرهیز از شعارزدگی گفت: نباید اهدای عضو را به یک ایده انتزاعی یا پیام اخلاقی مبدل کرد. اگر سینما تنها بخواهد مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد یا به نتیجهای مشخص سوق دهد، بخشی از ظرافت این تجربه را از دست خواهد داد. این ارتباط نمیتواند غم خانواده اهداکننده را نادیده بگیرد و نباید آن را کماهمیت جلوه داد.
او آشنایی با محیط بیمارستان مسیح دانشوری و واحد فراهمآوری اعضای پیوندی را برای نزدیک شدن به فضای داستان مهم ارزیابی کرد و افزود: هدف من حفظ فاصله میان شعار و تجربه انسانی بود. زمانی که مخاطب به جای دریافت پیامی صریح، با یک پرسش جدی درباره زندگی، فقدان و مسئولیت خود در قبال دیگران مواجه شود، سینما به هدفش دست یافته است.

ظرفیت فیلم کوتاه و نقش بازیگران
اللهدادیان در تشریح انتخاب فرم فیلم کوتاه بیان کرد: فیلم کوتاه برای من به معنای یک نسخه کوچک از فیلم بلند نیست و منطق و امکانات بیانی خود را دارد. تأثیراین تجربه در لحظات، سکوتها، نگاهها و تصمیماتی نهفته است که ممکن است به ظاهر کوچک باشند اما پیامدهای بزرگی در پی دارند. ایجاز به معنای حذف پیچیدگی نیست؛ سینماگر باید در زمان محدود، جهان شخصیتها را قابل باور بسازد.
او به این نکته اشاره کرد که نباید اهمیت فیلم تنها براساس حضور در جشنوارهها یا تعداد نمایشها اندازهگیری شود و افزود: سینما جایگزین اطلاعرسانی تخصصی نیست، اما میتواند محرکی برای پرسش، یادگیری و گفتگو باشد.
این کارگردان در مورد حضور بازیگران معروف نیز تصریح کرد: این حضور میتواند آغاز ارتباط مخاطب با اثر را تسهیل کند، ولی شهرت بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده کیفیت نقش باشد و آنچه که اهمیت دارد، تناسب بازیگر با شخصیت و حضور او در دنیای فیلم است.
او اذعان داشت که فضای بیمارستان و موضوع اهدای عضو طبیعتا بار عاطفی بالایی دارند و اگر بازیها به شدت بر احساسات تکیه کنند، از واقعگرایی اثر کاسته میشود. در برخی مواقع یک مکث یا نگاه کنترلشده بیش از بیان احساسی میتواند وضعیت درونی شخصیت را منتقل کند. او همچنین ریتم تدوین و طراحی صدا را در اعتبار فیلم مؤثر دانست.
مسئولیت انسان در برابر زندگی
اللهدادیان در مورد پیام فیلم گفت: اگر بخواهم آن را در یک مفهوم خلاصه کنم، «مسئولیت انسان در برابر زندگی» است. فقدانهای ناشی از جنگ واقعیاند و نمیتوان با امیدبخشی سطحی از کنار آنها گذشت، اما همزمان با پذیرش رنج باید پرسید که در برابر زندگی چه مسئولیتی داریم و آیا در شرایطی که خودمان با ترس و اندوه مواجهیم، قادر به دیدن رنج دیگری هم هستیم.
او تأکید کرد که نمیخواهد فیلم این برداشت را ایجاد کند که هر رنجی باید به نقطه امیدی ختم شود: هر خانوادهای حق دارد غم خود را به شیوه خود تجربه کند و تصمیمگیری درباره اهدای عضو باید با توجه به قوانین پزشکی و با احترام کامل برگزار شود. او خاطرنشان کرد که عنوان فیلم فقط درباره پایان یا جدایی نیست، بلکه درباره لحظهای است که انسان ناگزیر میشود معناي رفتن و ماندن را دوباره از خود بپرسد.

فیلمبرداری در بخش مراقبتهای ویژه؛ اولویت با درمان
فیلم در محیط واقعی بیمارستان مسیح دانشوری و بخش مراقبتهای ویژه تحت شرایط جنگی ساخته شده است. نسرین امینیان -مجری طرح و مدیر روابط عمومی این بیمارستان- در این مورد بیان کرد: در بیمارستان، بهویژه در بخش مراقبتهای ویژه، اولویت اصلی و غیرقابلمذاکره حفظ سلامت بیماران و استمرار خدمات درمانی است. نمیتوان انتظار داشت که بیمارستان فعالیتهای حیاتی خود را با برنامه تولید یک فیلم هماهنگ کند؛ در واقع گروه تولید موظف است با شناخت از محدودیتها و الزامات پزشکی، برنامهریزی لازم را انجام دهد.
او افزود: در شرایط جنگی این حساسیت بیشتر میشود، زیرا بیمارستان تحت فشار روانی و اجرایی بیشتری قرار دارد. نقش من ایجاد ارتباط بین نیازهای پروژه و الزامات مجموعه درمانی بود تا تولید اثر ممکن شود، اما هیچ وظیفهای بالاتر از مسئولیت درمانی وجود ندارد.
امینیان متذکر شد که انتخاب فضای واقعی بیمارستان تنها یک تصمیم زیباییشناختی نیست و جزئیات رفتار کادر پزشکی و پرستاری و حتی سکوتها و انتظارهای این محیط بخشی از واقعیت انسانی داستان را تشکیل میدهد.
به گفته او، حفظ حریم خصوصی بیماران، رعایت ضوابط تصویربرداری و جلوگیری از اختلال در روند درمان از اصول این همکاری بود و ارزش تجربه در این است که تعامل بین مجموعه درمانی و گروه سینمایی بر مبنای احترام متقابل شکل گیرد.
اهدای عضو و فرهنگسازی با اطلاعات صحیح
امینیان همچنین به فعالیت تخصصی بیمارستان مسیح دانشوری در زمینه درمان بیماریهای ریوی و پیوند اعضا اشاره کرد و گفت: اهدای عضو در تقاطع علم پزشکی، تصمیمگیری خانواده، اخلاق حرفهای و مسئولیت اجتماعی قرار میگیرد و فرهنگسازی باید به گونهای انجام شود که کرامت انسان و خانواده او حفظ شود و تصمیمگیری به موضوعی شعاری تبدیل نگردد. هنر میتواند مخاطب را با تجربهای آشنا کند که ممکن است در زندگی روزمره فرصتی برای مواجهه با آن نداشته باشد، اما این معرفی باید بر مبنای اطلاعات صحیح باشد و مرز بین روایت سینمایی و واقعیت پزشکی را حفظ کند.
هنر و مسئولیت اجتماعی بیمارستانها
مجری طرح فیلم درباره فرصتهای همکاری مراکز درمانی با هنرمندان اظهار داشت: یکی از ظرفیتهای کمتر بهرهبرداریشده در نظام سلامت، روایت تجربههای انسانی از طریق هنر است. بیمارستانها عموماً به دلیل ارائه خدمات درمانی و دستاوردهای علمی مشهور هستند، در حالی که بهطور همزمان با تجربیات مرتبط با زندگی، امید، رنج و خانواده سر و کار دارند.
امینیان با تأکید بر اینکه نمیتوان انتظار داشت یک فیلم بهتنهایی نگرش عمومی را تغییر دهد، بیان کرد: فرهنگسازی یک فرآیند مستمر است که نیاز به همکاری نظام سلامت، رسانهها، نهادهای فرهنگی و خانوادهها دارد. برای ادامه چنین همکاریهایی نیاز به سازوکار شفاف است و تعامل میان هنرمندان، کارشناسان پزشکی، مدیران فرهنگی و رسانهها باید از مرحله تحقیق آغاز شود. همچنین باید تعادل میان استقلال اثر هنری و دقت علمی برقرار گردد: سینما قرار نیست به بروشور تبلیغاتی تبدیل شود و اثر هنری هم نباید اطلاعات نادرست پزشکی را بهعنوان واقعیت منتشر کند.
او اهدای عضو را تنها یکی از زمینههای این همکاری دانست و عنوان کرد که میتوان در مورد تجربیات بیماران، نقش خانوادهها و مسئولیت کادر درمان به زبان هنر گفتگو کرد.
اهمیت زندگی و توجه به دیگر انسانها
امینیان مهمترین مفهوم فیلم را اهمیت زندگی و ضرورت توجه به انسان دیگر عنوان کرد و گفت: جامعه برای غلبه بر بحرانها بهجز خدمات تخصصی، نیازمند حفظ پیوندهای انسانی است. اهدای عضو خود نمونهای از ارتباط میان علم پزشکی و مسئولیت انسانی است و پشت هر مورد آن، تجربهای انسانی نهفته است که باید با احترام دربارهاش صحبت کرد.
او افزود: در زمان جنگ، نباید از نیازهای سایر بیماران و تداوم خدمات سلامت غافل شد و امیدوار است که این فیلم سهمی هرچند کوچک در ایجاد گفتوگویی داشته باشد که در آن انسان و کرامت او در مرکز توجه قرار گیرد.
انتهای پیام