تحلیلگر فنلاندی: نیاز منطقه خلیج فارس به گفتوگو، ایجاد اعتماد و همکاری تمام کشورها
طبق گزارش روز دوشنبه ایرنا، هنریتا تویوانن، پژوهشگر فعال در «بنیاد صلح مارتی- آناساری» فنلاند، در ادامه اظهاراتش به بررسی تحولات یمن و افزایش تهدیدات ناشی از احتمال حمله نظامی ایالات متحده و تشدید تنشها در برابر ایران و همچنین در سطح کلی منطقه پرداخت. او این موضوع را مطرح کرد که نحوه مواجهه با چنین شرایطی هنوز موضوعی باز باقی مانده است. همچنین، این پرسش را مطرح نمود که آیا در این منطقه درک و همدلی کافی درباره واقعیتهای امنیتی خاص کشورها وجود دارد یا خیر.
تویوانن با تاکید بر اهمیت ایجاد اصول مشترک برای همکاریهای منطقهای اشاره کرد که تجربههای اروپا نشان میدهد حتی اصول ساده نیز میتوانند به عنوان مبنای موثری برای تسهیل گفتوگوهای امنیتی عمل کنند.
او بیان کرد که تکرار اصول موجود در منشور سازمان ملل، از جمله اهمیت برابری حاکمیتی کشورها و حلوفصل مسالمتآمیز تنشها، میتواند به عنوان نقطه آغاز مطمئنی برای این تلاشها به شمار آید.
تویوانن همچنین به اصول مندرج در منشور سازمان همکاری اسلامی اشاره کرد که کشورها را به رفع مسالمتآمیز اختلافات خود ملزم میسازد و بیان داشت که این اصول میتوانند در بنیانگذاری یک چارچوب مشترک برای گفتوگوهای منطقهای به کار گرفته شوند.
همزیستی گفتوگوی امنیتی با ائتلافهای دفاعی موجود
او در ادامه، دومین درس حاصل از تجربه اروپا را توانایی همزیستی گفتوگوهای امنیتی با ائتلافها و همکاریهای دفاعی کنونی توصیف کرد. تویوانن به روند شکلگیری گفتوگوهای امنیتی در اروپا اشاره کرد و توضیح داد که شروع این روند نیازمند تغییر رویکردهای امنیتی یا پایان دادن به همکاریهای دفاعی هیچ یک از کشورها نبود.
او افزود که روندی که به تصویب سند نهایی کنفرانس هلسینکی انجامید، در شرایطی رخ داد که ترتیبات و ائتلافهای دفاعی موجود همچنان پابرجا بودند. این تجربیات نشان میدهد که برای شروع گفتوگوهای امنیتی در منطقه خلیج فارس نیز نباید از کشورها انتظار داشت که پیش از رسیدن به نتایج ملموس، رویکردهای امنیتی خود را تغییر دهند؛ چرا که این پیششرط میتواند آنها را در موقعیتی قرار دهد که پیش از دستیابی به سازوکارهای امنیتی جایگزین، از ترتیبات موجود خود محروم شوند.
او با اشاره به یکی از اصول برجسته سند نهایی هلسینکی گفت که این چارچوب، حق کشورها برای انتخاب ائتلافها یا اتخاذ سیاست بیطرفی را به رسمیت میشناخت. همچنین، ملاحظه مهم دیگر این بود که ائتلافهای نظامی موجود نباید برای اهداف تهاجمی مورد استفاده قرار گیرد.
تویوانن همچنین توضیح داد که موضوع حضور نیروهای خارجی، به ویژه نیروهای آمریکایی، در سیاق یک فرآیند جداگانه و موازی مورد مذاکره قرار گرفت و در چارچوب اصلی گفتوگوهای امنیتی منطقهای قرار نداشت.
او تاکید کرد که یکی از موضوعات اساسی قابل استفاده برای منطقه خلیج فارس میتواند توافق کشورها بر اساس جلوگیری از استفاده تهاجمی از ظرفیتها و ائتلافهای نظامی باشد. در همین راستا، برخی پیشنهادات منطقهای بر این نکته اشاره دارند که کشورهای شرکتکننده نباید اجازه دهند که سرزمین، حریم هوایی، آبها یا امکانات لجستیکی آنها به عنوان پايگاهي برای حمله به کشور دیگری به کار گرفته شود.
تویوانن بیان کرد که چنین تعهدی میتواند به عنوان یک نقطه شروع عملی برای گفتوگوهای امنیتی تلقی شود، بدون اینکه کشورهای مربوطه مجبور باشند از ابتدا در تمامی اختلافات خود به توافق برسند یا همکاریهای دفاعی قبلی را کنار بگذارند.
تکمیل همکاریهای منطقهای با ترتیبات موجود
این پژوهشگر در عرصه مطالعات صلح، در بخش دیگری از سخنان خود به اهمیت مکمل بودن سازوکارهای همکاری منطقهای اشاره کرد و اذعان داشت که مشارکتها و توافقهای جدید، از جمله توافقهای سه جانبه، میتوانند در کنار ترتیبات موجود همکاری و گفتوگوهای منطقهای قرار گیرند و لزوماً با یکدیگر در تضاد نباشند.
او سومین درس تجربه اروپا را امکان پیشبرد گفتوگوها در عین وجود بیاعتمادی میان کشورها عنوان کرد. به عقیده وی، برای شروع چنین فرآیندی نیازی به اعتماد کامل میان همه طرفها نیست؛ بلکه وجود سطحی از اعتماد نسبت به میانجیها و فرآیند گفتوگو میتواند به عنوان مبنایی برای حرکت به سمت ایجاد سازوکارهای امنیتی منطقهای کافی باشد.