نخستین شکست فصل استقلال، زمینهساز تسویهحساب و توجیهسازی
فصل جاری برای استقلال در شرایطی آغاز شد که پنجره نقل و انتقالات بسته بود و با مشکلات مالی جدی مواجه بود، مشکلاتی که ناشی از قراردادهای سنگین با بازیکنان خارجی کمکیفیت و هزینههای گزاف فصل قبل بود. در این شرایط دشوار، شاید کمتر مربی جرأت میکرد به استقلال بپیوندد، اما سهراب ماند و تیمی را شکل داد که مورد ستایش همه قرار گرفت.
با هدایت سهراب، استقلال بهصورت چشمگیری در لیگ ایران و آسیا شروع به پیروزی کرد. این تیم با نمایشهای جذاب و دلپذیر به صدر جدول صعود کرد و تمام بهانهجوییها را خنثی کرد تا اینکه بالاخره فرصتی که دو گروه بیشتر از دیگران در انتظارش بودند، بهواسطه شباب الاهلی پیش آمد و اینگونه اولین شکست استقلال در لیگ نخبگان رقم خورد!
به طبع، هواداران استقلال و علاقهمندان به فوتبال در ایران از این نتیجه ناراحت شدند. آن دسته از افرادی که فوتبال را بهصورت کارشناسانه تجزیه و تحلیل میکنند، به مشکلات جسمانی بازیکنان آبی در این دیدار اشاره کرده و از استارتی که بازیکن تازهوارد شباب الاهلی زد و به گل دوم آن تیم منجر شد مثال میآورند و میگویند چگونه عارف آغاسی نتوانست به موقع به او برسد. برخی دیگر به نقاط ضعف خط دفاعی استقلال یا مشکلاتی که در فاز تهاجمی وجود داشت و ترکیب انتخابی مربی میپردازند و به دنبال چراییهایی هستند که قطعاً پاسخ دارد.
در میان این تحلیلها افرادی هم هستند که نگاهی متفاوتتر به موضوع دارند. این افراد نه تنها به تعویضهای هوشمندانه مربی حریف اشاره میکنند که به گلزنی هر دو بازیکن تعویضی او نیز میپردازند، بلکه به رقم قراردادهای بازیکنان دو تیم نیز نظر دارند. در این بین، هم دیدگاه دلسوزانه وجود دارد و هم نگاهی طعنهآمیز! آنها منتظر ارائه پاسخ و بحث نیستند و نظر خویش را مسبوقبهسبق صادر کردهاند.
با این حال، باید توجه داشت که حساب دو گروه از دیگران جداست؛ گروه اول افرادی هستند که فقط به دنبال منافع شخصی و مالی خود هستند. اینها هیچ توجهی به واقعیتهای موجود نظیر وضعیت کنونی کشور، فشردگی مسابقات لیگ، مشکلات سفر، نداشتن میزبانی و کاستیهای فنی و مسائل دیگر ندارند! آنها صرفاً به دنبال بهانهجویی هستند و چه بهانهای بهتر از بسته بودن پنجره نقل و انتقالات! بدون اینکه به مدیرانی که موجب این شرایط شدهاند اشارهای بکنند، تا مبادا روزی هنگام باز شدن پنجره، منافعشان به خطر بیفتد!
گروه دوم به هیچوجه به استقلال و فوتبال علاقهای ندارند. آنها حتی بازیها را هم تماشا نمیکنند و تنها از هر نتیجهای بهعنوان فرصتی برای تخلیه عقدهها و انتقاد از مربیانی نظیر سهراب بختیاریزاده استفاده میکنند! هدف نهایی و غایی آنها کوبیدن یک تفکر و بزرگ نشان دادن هر شکست در هر زمینهای است. برای این دسته از افراد، حتی تفاوتی میان فوتبال و کشتی یا هنر وجود ندارد؛ مهم این است که مدتها در انتظار اولین شکست استقلال بودند و اکنون که این اتفاق افتاده است، به هدف خود دست یافتهاند!