نگاهی به آن دو شورت پنبهای آقای بیرانوند!
فوتبال 360 گزارش میدهد: علیرضا بیرانوند، دروازهبان ملیپوش باشگاه تراکتور، سرانجام پس از مدتی طفره رفتن، به خدمت سربازی رفت. اما این خدمت تفاوت زیادی با آنچه سایر جوانان کشور تجربه میکنند؛ نیست، چراکه او بهجای رفتن به خط مقدم خدمت، چند روزی به یک باشگاه دیگر منتقل میشود و در شغف خود ادامه میدهد. این رویکرد غیرمتعارف در خدمت سربازی، تنها یکی از جنبههایی است که بیرانوند را از دیگران متمایز میکند. او با ظاهری متمایز از بقیه، که موظف به کوتاه کردن موهایشان و تغییر چهره در اوج جوانی هستند، تعدادی عکس منتشر کرده تا شاید انتقادات کسانی که او را به استفاده از رانتهای مختلف برای فرار از خدمت سربازی متهم میکنند، کاهش یابد. بهعلاوه، باید در نظر داشت که او همانند هر ملیپوش دیگری در مقایسه با افراد دیگری که زمان اعزام آنها یکسان است، وضعیت متفاوتی دارد؛ هم از حیث شهرت و هم به گفته خودش، به خاطر عملکردش در جام جهانی، مورد توجه و احترام مردم ایران قرار گرفته است. از این رو نمیتوان به او انتقادی جدی وارد کرد؛ زیرا نه تنها بیرانوند، بل که سایر بازیکنان فوتبال نیز که ممکن است از «بیرو» کمتر شناخته شده باشند، چنین دورهای از خدمت نظامی را در شرایط راحتتری سپری کردهاند.
سربازی عار نیست
تفاوت اصلی بیرانوند با همتایانش، در تلاشی است که برای فرار از خدمت سربازی انجام داد؛ او هر تلاشی کرد تا برای چند سال و چند ماهی هم که شده، خدمت را به تعویق بیندازد با این امید که شاید روزی قهرمان سربازی شود یا به هر ترتیب، از این چند ماه که گفته میشود به 6 ماه نمیرسد، دور بماند. این نکته بارزترین تفاوت او با دیگران است؛ زیرا در حالی که خود را عاشق خدمت و قوانین نمایش میداد، درست چند روز پیش از زمان اعزامش، بهطور صادقانه اعتراف کرد که تمایل چندانی به رفتن به خدمت سربازی ندارد. جالب این است که این اعتراف از کسی صورت میگیرد که حداقل در یک دهه اخیر، زندگی مرفهی داشته و تمام امکانات در دسترسش بوده؛ بدون دغدغه معاش و وضعیت مالی، در برترین باشگاههای فوتبال ایران تمرین کرده و از جوایز کلان و جزئی در کنار قراردادهایش بهرهمند شده است. به او تبریک میگوییم؛ زیرا زحماتش را کشیده و به این جایگاه رسیده، اما انتظار میرفت به خاطر جوانان این سرزمین که حتی در تصورشان هم نمیتوانند زندگی کنونی او و همبازیهایش را متجسم کنند، بهطور خاص از خدمت فراری نباشد. اگر بیرو که قرار است 6 ماه از قرارداد حرفهای خود دور باشد و از پست و برجکی نیز برخوردار نباشد، اینچنین از خدمت اجتناب میکند، سایرین که باید 24 ماه از زندگی خود را دور از خانواده در سختیهای خدمت سپری کنند، چه احساسی باید داشته باشند.

آن 2 شورت پنبهای
این سطور به معنای مرثیهای نیست؛ بلکه بیانگر تفاوت دیدگاه افرادی است که خدمت سربازی را برای خود عار میدانند و برای دیگران وظیفهای الزامی. البته بیرانوند در این مسیر تنها نیست؛ چهرههای شناختهشدهای بوده و هستند که هر تلاشی میکنند تا حتی این چند ماه معدود را نیز در خدمت نگذرانند. این نوع نگرش وقتی برجسته میشود، شکافی را در جامعه آشکار میسازد، اما جای خوب است که همین افراد حتی برای مدتی هم که شده، تجربه حضور در پادگان را کسب کنند تا حداقل بدانند جوانان این سرزمین چه چالشهایی را پشت سر میگذارند و چه حوادثی را تجربه میکنند. جالب است که در چنین مکانهایی، شاید برای دمی حس «برابری» در جامعه شکل بگیرد؛ جایی که چه دروازهبان معروفی باشی و چه جوانی ناشناخته، وقتی برای معرفیات به پادگان فرستاده میشوی، دو شورت پنبهای، به همراه چند ملحفه و لباس فرم، نصیبت میشود. این دو شورت پنبهای نماد تقسیم مساواتی است که تمامی جوانان ایرانی در این زمینه دریافت میکنند؛ اما درباره سایر جنبههای زندگی آنها چه؟ آیا گذرگاه دیگری وجود خواهد داشت تا حس کنند عدالت و برابری نسبت به آنان رعایت شده است؟