یکی قهرمان ولی humble و متواضع، دیگری بیدستآورد اما پرادعا و طلبکار؛ ای کاش قلعهنویی تصویری از رنگرز را در اتاق خود بیافریند!
درخشش حیرتانگیز تیم ملی کشتی فرنگی ایران در مسابقات جهانی قزاقستان بار دیگر باعث تأمل و حسادت اهالی فوتبال شد. حسن رنگرز با تیمی جوان موفق به کسب ۹ مدال از ۱۰ وزن شد و بهطور قاطع قهرمان جهان گردید؛ آنقدر با اقتدار که هیچ فضایی برای شک و تردید باقی نگذاشت.
در دو ماه گذشته، رنگرز تیم ملی کشتی فرنگی را به قهرمانیهای آسیا و جهان رسانده و چندی پیش نیز تیم ملی کشتی فرنگی امید ایران در مسابقات جهانی در آمریکا موفق به کسب عنوان قهرمانی شد. این سه موفقیت بزرگ نشاندهنده این واقعیت است که برای تحقق افتخارات، نیاز به دانش فنی، مدیریت و برنامهریزی صحیح وجود دارد.
اما این موفقیتها تنها محدود به مدال و قهرمانی نمیشود. کافی است به مصاحبههای حسن رنگرز توجه کنید تا از روحیه متین، تواضع و ادب این مربی بهرهمند شوید. مردی که با وجود چنین کارنامهای نه تنها ادعایی ندارد بلکه خود را طلبکار نمیداند. رنگرز حتی زمانی که یکی از شاگردانش شکست میخورد، بهجای متهم کردن دیگران و فرار از مسئولیت، از عذرخواهی سخن میگوید؛ برخلاف سرمربی تیم ملی فوتبال که به نظر میرسد همه را مسئول ناکامیها میداند به جز خود!
بهسختی میتوان تصور کرد که روزی حسن رنگرز به منتقدانش ایرانفروشی نسبت دهد یا آنها را دشمن خطاب کند. او نیازی به اینگونه رفتارها ندارد؛ چراکه موفقیتهایش در میدان واضح و مشخص است و برای نشان دادن تواناییهایش نیازی به تعریف و تمجید از خود ندارد.
حالا این نگرش را با ادبیات امیر قلعهنویی مقایسه کنید؛ سرمربی تیم ملی فوتبال که با یکی از مسنترین تیماهای جام جهانی، حتی از صعود به جام جهانی ۴۸ تیمی نیز بازمانده است. تیم ملی در دوران هدایت او به دستاورد خاصی دست نیافته، اما کافی است به سخنان سرمربی گوش فرا دهید تا تصور کنید با بهترین مربی تاریخ فوتبال ایران روبرو هستید؛ مربیای که بهگونهای بهنظر میرسد که باید به خاطر حضورش در فوتبال از همه طلبکار باشد!

تیمی که نه تنها جوانگرایی قابل دفاعی داشته بلکه در کسب نتایج نیز نتوانسته به انتظارات پاسخ دهد و کارنامهاش با حجم ادعاهای سرمربی همخوانی ندارد، چگونه میتواند با این میزان اعتماد به نفس درباره اقتدار و دستاوردهایش صحبت کند؟ قلعهنویی با وجود دریافت دستمزدهای میلیاردی، همچنان از شرایط دشوار سخن میگوید و طوری از مشکلات پردهبرداری میکند که انگار تنها او و بازیکنانش به این وضعیت دچار شدهاند و سایر مردم و ورزشکاران از این شرایط بیخبرند!
واقعیت این است که تیم ملی فوتبال بخش قابلتوجهی از اردوهایش را در خارج از کشور گذرانده و از امکانات مناسبی هم بهرهمند بوده است. در زمانهایی که قلعهنویی از دشواریها سخن میگوید، تیمهای کشتی ایران نیز در حال تمرین و رقابت بوده و به موفقیتهای بزرگ دست یافتهاند. هیچکس نمیتواند تفاوت شرایط فوتبال و کشتی را انکار کند، اما دشواریها نباید بهانهای برای توجیه ناکامیها شود؛ بهویژه زمانی که مربیای موفق در دیگر رشتهها بدون سر و صدا و ادعای بیپروایی، به نتایج درخشان دست مییابد.
مسئله این است که در فوتبال ایران، گاهی فاصله بین ادعاها و واقعیت به حدی زیاد میشود که دیگر نمیتوان بهسادگی از آن گذشت. سرمربی تیم ملی باید نسبت به عملکردش پاسخگو باشد، نه اینکه با تکرار مشکلات و برجسته کردن شرایط دشوار، از زیر بار مسئولیت بگریزد. مردم نتایج را میخواهند، نه توجیهات؛ عملکرد را میخواهند، نه ادعاها؛ و احترام را میطلبند، نه اینکه هر منتقدی به برچسب و اتهام مواجه شود.
حسن رنگرز میتواند از هر جهت الگوی مناسبی برای امیر قلعهنویی باشد؛ از دانش فنی و شیوه مدیریت گرفته تا پذیرش مسئولیت، تواضع و نحوه رفتار با مردم. ای کاش قلعهنویی یک قاب عکس بزرگ از رنگرز در خانه و محل کارش بیاویزد و هر روز به آن نگاه کند؛ شاید بد نباشد پیش از هر مصاحبه از خود بپرسد چرا یک مربی با چنین دستاوردهایی اینقدر متواضع است، اما او با وجود ناکامیهایش همچنان از موضع طلبکارانه سخن میگوید.
فرق مربی بزرگ با مربی پرادعا همینجاست؛ یکی بهواسطه نتیجه صحبت میکند و دیگری تلاش میکند با کلامش جای خالی نتیجه را پر کند.
بیشتر بخوانید: طوفان پادشاه کشتی ایران در فینال/ طلای چهارم به نام سعید اسماعیلی