کد خبر 739532
۱۴۰۵/۰۸/۰۶ ۱۰:۴۱

جهت‌گیری برای کودکان ایران: ایجاد امنیت به جای تهدید

برای کودکان ایران بمب اتمی بسازید؛ اما کاری کنید کودک از جنگ نترسد
ساعت 24 - برای کودکان ایران، لازم است که بمب اتمی بسازید؛ اما ابتدا باید ایرانی بسازید که در آن، کودکان نیازی به گذراندن عمر خود در انتظار امنیت، صلح و چشم‌انداز آینده‌ای مطمئن نداشته باشند. ایرانی بسازید که در آن، کودک از جنگ هراسی نداشته باشد، نوجوانان برای آینده درخشان خود مجبور به ترک دیار نشوند، دانش‌آموزان به جای نگرانی از فردا، به کشف دنیای اطراف خود بپردازند و خانواده‌ها با امیدواری بتوانند برای زندگی و پیشرفت فرزندانشان برنامه‌ریزی کنند.

در این روزها که گفت‌وگوهای پیرامون امنیت ملی، بازدارندگی و آینده استراتژیک ایران در جریان است، به نظر می‌رسد این طرز تفکر رایج شده که برای حفاظت از کشور و پیشگیری از تهدیدات خارجی، احتمالاً باید به ساخت سلاح هسته‌ای روی آورد. من نه یک متخصص نظامی‌ام و نه یک تحلیلگر در حوزه ژئوپولیتیک؛ همچنین ادعایی برای قضاوت درباره تمامی جوانب فنی و استراتژیک چنین تصمیماتی ندارم. این موضوع با تمام پیچیدگی‌هایش نیازمند نظرات کارشناسانه است. اما به‌عنوان یک حقوقدان و پژوهشگر در حوزه حقوق کودک، می‌خواهم پرسشی مطرح کنم که شاید در میان تحلیل‌های امنیتی کمتر مورد توجه قرار گیرد: چرا در تصمیم‌گیری‌های آتی برای ایران، آینده خود ایران (کودکان) تا این حد نادیده گرفته شده است؟

از دیدگاه ساخت سلاح هسته‌ای برای کودکان ایران، باید پیش از هر چیز از خود بپرسیم که امنیتی که می‌خواهیم برای آنها به ارمغان بیاوریم، تنها به معنای جلوگیری از حمله دشمن است یا دارای ابعاد عمیق‌تری نیز می‌باشد؟ آیا کودکی که خانواده‌اش تحت فشارهای اقتصادی قرار دارد، از آینده شغلی خود ناامید است و فرصت‌های توسعه و پیشرفت او محدود است، تنها با تقویت اقتدار نظامی کشور به آینده‌ای ایمن خواهد رسید؟ آیا می‌توان به امنیت نسل‌های آینده فکر کرد، در حالی که کیفیت آموزش، سلامت روان، حق زندگی شایسته، محیط زیستی سالم و امکان مشارکت آنها در شکل دهی جامعه به حاشیه رانده شده است؟ بدون تردید، امنیت ملی یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های هر دولتی است؛ اما نباید آن را با قدرت ویرانگر نظامی اشتباه گرفت. کشوری که توانایی دفاع از مرزهایش را دارد اما نتواند امید، رفاه عمومی و امکانات پیشرفت را در میان نسل جوان حفظ کند، هنوز با چالش‌های امنیتی در عمیق‌ترین مفهوم آن مواجه است.

از منظر حقوق کودک، موضوع تنها این نیست که کدام استراتژی نظامی بیشتر امکان بازدارندگی را فراهم می‌آورد؛ مسئله کلیدی این است که تصمیم‌های امروز چه آینده‌ای را برای انسان‌هایی رقم می‌زنند که در بیشتر بحران‌های کنونی نقشی نداشته‌اند، ولی ممکن است سال‌ها عواقب آن را تحمل کنند. کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد که ایران نیز به آن پیوسته است، در بند ۳ به منافع عالیه کودک تأکید دارد؛ بند ۶ حق ذاتی کودک به زندگی و وظایف دولت‌ها برای تضمین بقا و رشد او را به رسمیت می‌شناسد و بندهای ۲۴ و ۲۸ به حق سلامت و آموزش اشاره می‌کنند. این اصول فقط تعهداتی محدود به حوزه رفاه و حمایت اجتماعی نیستند؛ بلکه ملاکی برای ارزیابی کیفیت تصمیم‌گیری عمومی نیز به شمار می‌روند: آیا سیاست‌های ما شرایط زیستن، پیشرفت و برخورداری از آینده‌ای شایسته را برای کودکان فراهم می‌آورند یا آنها را در معرض خطراتی قرار می‌دهند که صدایی در برابر آن ندارند؟

البته، نمی‌توان از این اصول نتیجه گرفت که حقوق بین‌الملل کودک به‌تنهایی هر تصمیمی را درباره بازدارندگی نظامی یا برنامه هسته‌ای ممنوع می‌کند. این نوع ادعا از نظر حقوقی دقیق نیست. مشکل اساسی بررسی پیامدهای انسانی، اقتصادی، زیست‌محیطی و بین‌نسلی این تصمیمات و ارزیابی آنها در پرتو تعهدات حقوقی دولت است. ایران عضو معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای است و هرگونه بررسی درباره سیاست هسته‌ای کشور باید متضمن ملاحظات ناشی از این معاهده و دیگر قواعد بین‌المللی معتبر باشد. با این حال، حتی اگر به‌طور موقت از این ملاحظات حقوقی بیرون برویم و فقط از زاویه منافع ملی نگاه کنیم، سوال اصلی کماکان باقی است: آیا آینده‌ای که برای حفاظت از آن هزینه می‌کنیم، واقعاً در محاسبات ما وجود دارد؟ کودکان نسل آلفا و نوجوانان نسل زد ایران در جهانی بزرگ می‌شوند که امنیت تنها با تعداد تسلیحات، برد موشک‌ها یا قدرت‌های دفاعی تعریف نمی‌شود. برای آنها، امنیت به معنای دسترسی به آموزشی با کیفیت، امکانات مبتنی بر دانش و فناوری، سلامت جسمی و روانی، امید به یافتن شغل، محیط زیستی سالم و فرصتی برای مشارکت در تصمیم‌گیری‌هایی است که زندگی آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این نسل نیازمند علمی است که نگرانی‌های واقعی جامعه را رفع کند؛ اقتصادی که استعدادهایش را به مهاجرت یا افسردگی نبرد؛ و نظام آموزشی و فرهنگی که پرسش، تفکر و خلاقیت را تشویق کند. همچنین این نسل به روابط بین‌المللی نیاز دارد که در آن دیپلماسی، مذاکره و همکاری، ابزارهای جدی تأمین منافع ملی باشند، نه نشانه ضعف.

این سخن به این معنا نیست که تهدیدهای واقعی علیه ایران را نادیده بگیریم. هیچ حقوقدانی نباید از دولت انتظار داشته باشد که در برابر خطر تهدید، مسئولیت حفاظت از مردم را فراموش کند. دقیقاً همین مسئولیت ایجاب می‌کند که خطر جنگ، ناامنی و بی‌ثباتی جدی گرفته شود. اما در هر استراتژی امنیتی باید پرسیده شود چه میزان خطر در کوتاه‌مدت و بلندمدت ایجاد می‌شود، چه هزینه‌هایی بر اقتصاد و زندگی خانوارها تحمیل می‌شود، چه اثراتی بر سلامت عمومی و محیط زیست دارد و چه فرصت‌هایی را برای نسل‌های آینده حفظ یا محدود می‌کند. این سوالات نشانه ساده‌اندیشی نیستند؛ بلکه بخشی از عقلانیت مسئولانه در حکمرانی‌اند.

سلاح هسته‌ای که علاوه بر چالش‌های قانونی و استراتژیک پیرامون گسترش آن، با مسأله‌ای بنیادین نیز مواجه است: عواقب وحشتناک انسانی ناشی از استفاده از آن و خطرات ناشی از تشدید رقابت هسته‌ای. نمی‌توان کودکان را تنها به‌عنوان قربانیان احتمالی لحظه انفجار‌ محسوب کرد. آسیب به زیرساخت‌های حیاتی، آلودگی محیط زیست، اختلال در خدمات بهداشتی، ناامنی غذایی و جابه‌جایی جمعیت می‌تواند زندگی نسل‌های آینده را نیز در معرض خطر قرار دهد. شدت و وسعت این پیامدها بسته به شرایط خاص متغیر است، اما امکان آسیب‌های وسیع و ماندگار، ضرورت بررسی مسئولانه و دوراندیشانه هر تصمیم در این حوزه را به‌شدت تأکید می‌کند. هیچ استراتژی‌ای را نمی‌توان تنها بر اساس هدف اعلام شده‌اش مورد ارزیابی قرار داد؛ نتایج بالقوه آن نیز اهمیت بسیار بالایی دارند.

در این زمینه، سوالی اخلاقی و حقوقی مطرح می‌شود: آیا نسل امروز حق دارد به نام نسل آینده تصمیم‌هایی بگیرد که هزینه‌ها و مضرات آنها ممکن است بسیار فراتر از عمر افراد تصمیم‌گیرنده باشد، بدون اینکه منافع و حقوق آن نسل به‌طور جدی در محاسبات جای گیرد؟ کودکان امروز در میزهای تصمیم‌گیری سیاسی و امنیتی حضور ندارند؛ ولی در عین حال، بخش عظیمی از عواقب تصمیم‌های حاضر به آنان به ارث خواهد رسید. توجه به حقوق کودک، صرفاً یک فراخوان احساسی برای مهربانی با کودکان نیست؛ بلکه یک مطالبه برای پاسخگویی بین‌نسلی و اجتناب از انتقال غیرمسئولانه خطرات به کسانی است که هنوز قادر به دفاع از منافع خود نیستند.

اگر واقعاً قصد داریم برای کودکان ایران قدرت بسازیم، باید در کنار بحث درباره قابلیت‌های بازدارندگی، به رویارویی با فقر، ترک تحصیل، ناامیدی، فرسایش سرمایه اجتماعی، مهاجرت نخبگان و تخریب محیط زیست نیز بپردازیم. باید درباره قابلیت کشور در حفظ جان کودکان در زمان بحران، ادامه آموزش در شرایط اضطراری، حمایت‌های روانی از کودکانی که خشونت و ناامنی را تجربه کرده‌اند و تضمین دسترسی برابر به فرصت‌های رشد پرسش‌هایی را مطرح کنیم. سیاست‌گذاران باید به وضوح بیان کنند که تصمیمات کلان، از جمله سیاست‌های امنیتی و اقتصادی، چگونه با تعهدات کشور در حوزه حقوق کودک و اهداف توسعه پایدار همخوانی دارند. اینها مسائل فرعی در نیروی ملی نیستند؛ بلکه جزء اصول اولیه آن به حساب می‌آیند.

این سخنان به مسئولان و تصمیم‌گیرانی که آینده ایران را با انتخاب‌های امروزشان شکل می‌دهند، خطاب می‌شود. منظور من نه انکار ضرورت دفاع از کشور است و نه قضاوت شتاب‌زده درباره موضوعی پیچیده در زمینه نظامی. بحث در مورد این است که هیچ تصمیم مهمی درباره آینده ایران نباید بدون توجه دقیق به آثار آن بر زندگی نسل‌های آینده اتخاذ شود. اگر هدف ساخت قدرت است، باید مشخص کنیم که این قدرت قرار است چه چیزی را حفظ کند: تنها تمامیت سرزمینی و موقعیت استراتژیک کشور، یا شرایط زندگی شایسته برای مردمی که قرار است در این سرزمین آینده‌ای بسازند؟ پاسخ مسئولانه نمی‌تواند میان این دو یکی را انتخاب کند؛ باید هم از تمامیت سرزمینی حفاظت شود و هم شرایط زندگی، رشد و بالندگی مردم تأمین گردد.

برای کودکان ایران بمب اتمی بسازید؛ اما پیش از آن، ایرانی بسازید که کودکانش در طول عمر خود مجبور نباشند در انتظار امنیت، صلح و آینده‌ای قابل اطمینان بمانند. ایرانی بسازید که در آن کودکان از جنگ نترسند، نوجوانان برای داشتن آینده نیاز به ترک وطن نداشته باشند، دانش‌آموزان به‌جای اضطراب از فردا، به کشف جهان بیندیشند و خانواده‌ها بتوانند با امید برای زندگی فرزندان خود برنامه‌ریزی کنند. اگر می‌خواهیم میراثی برای نسل آلفا و نسل زد ایران باقی بگذاریم، بیایید آن میراث تنها شامل یک مجموعه از توانمندی‌های نظامی نباشد؛ بلکه نهادهای معتبر، اقتصادی قوی، آموزشی با کیفیت، علمی پیشرفته، محیط زیستی سالم، دیپلماسی مؤثر و فرهنگی باشد که در آن صلح به‌عنوان هدفی جدی در سیاست‌گذاری عمومی مطرح باشد.

زیرا قدرت یک کشور تنها در این نیست که دشمنانش از چه چیزی می‌ترسند؛ بلکه همچنین به این بستگی دارد که کودکانش با چه میزان امید، امنیت و آزادی برای آینده آماده می‌شوند. آینده ایران را نمی‌توان فقط با قدرت سلاح‌ها ارزیابی کرد؛ باید دید برای کودکانی که قرار است وارث آن آینده باشند، چه دنیایی ساخته‌ایم.

* حقوقدان، پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.