کد خبر 740090
۱۴۰۵/۰۸/۰۶ ۲۰:۴۰

اگر مسئله ایران نبود، بایدن چه بلایی سر نتانیاهو می‌آورد؟

اگر مسئله ایران نبود، بایدن چه بلایی سر نتانیاهو می‌آورد؟
ساعت 24 - کتاب تازه برت مک‌گورک، اختلافات دولت بایدن درباره نحوه فشار بر اسرائیل در جنگ غزه را آشکار می‌کند. او معتقد است فشار علنی بر نتانیاهو می‌توانست مذاکرات گروگان‌ها را دشوارتر کند، اما منتقدانش می‌گویند فشار آمریکا به افزایش کمک‌های سازمان‌های بشردوستانه و توافق کمک کرد. توافق ژانویه ۲۰۲۵ نیز با نقش‌آفرینی مستقیم فرستاده ترامپ و عقب‌نشینی نتانیاهو همراه شد؛ موضوعی که پرسش‌هایی درباره هزینه خودداری واشنگتن از اعمال فشار مطرح می‌کند.

فرارو– بلیز ماللی، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در موسسه کوئینسی

به گزارش فرارو به نقل از نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت، در آوریل ۲۰۲۴، حمله یک پهپاد اسرائیلی به کاروان امدادی سازمان «آشپزخانه مرکزی جهانی» در غزه، هفت امدادگر این نهاد را کشت. این سازمان را خوزه آندرس، سرآشپز مشهور بنیان گذاشته بود. چند روز بعد، تماس تلفنی جو بایدن، رئیس‌جمهور وقت آمریکا با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به یکی از بحرانی‌ترین لحظات روابط دو متحد تبدیل شد؛ رویدادی که به گفته برت مک‌گورک، هماهنگ‌کننده امور خاورمیانه و شمال آفریقا در شورای امنیت ملی دولت بایدن، واشنگتن را به آستانه گسستی کم‌سابقه با تل‌آویو رساند.

مک‌گورک در کتاب تازه خود با عنوان «لبه پرتگاه: درون رقابت برای آزادی گروگان‌های ۷ اکتبر» می‌نویسد بایدن در آن مقطع به‌شدت خشمگین بود. هم‌زمان، اطلاعات آمریکا نشان می‌داد ایران در واکنش به حمله به کنسولگری‌اش در دمشق، که همان روز حمله به کاروان امدادی رخ داده بود، برای شلیک موشک و پهپاد به اسرائیل آماده می‌شود. مک‌گورک معتقد است اگر احتمال حمله قریب‌الوقوع ایران وجود نداشت، ممکن بود واشنگتن اقداماتی برگشت‌ناپذیر علیه اسرائیل انجام دهد.

با این حال، بایدن از قطع کمک‌های نظامی فراتر نرفت. او اعلام کرد سیاست آمریکا بر اساس ارزیابی اقدامات فوری و مشخص اسرائیل برای کاهش آسیب به غیرنظامیان تعیین خواهد شد. چند روز بعد نیز ارتش آمریکا برای دفاع از اسرائیل در برابر حمله ایران وارد عمل شد.

آیا فشار بر اسرائیل نتیجه معکوس داشت؟

مک‌گورک که یکی از چهره‌های اصلی تصمیم‌گیری در سیاست خارجی دولت بایدن بود، در کتاب خود از رویکردی دفاع می‌کند که بر حفظ همکاری نزدیک با اسرائیل و پرهیز از اختلافات علنی استوار بود. استدلال او این است که رویارویی آشکار واشنگتن با تل‌آویو، دشمنان اسرائیل را تقویت می‌کرد و تلاش‌ها برای آتش‌بس و آزادی گروگان‌های در اختیار حماس را دشوارتر می‌ساخت.

او حتی معتقد است تهران بخشی از انگیزه خود برای حمله به اسرائیل را از این برداشت گرفته بود که واشنگتن تحت فشار قرار دارد تا از تل‌آویو فاصله بگیرد. از نگاه مک‌گورک، تهدید به قطع کمک‌ها یا افزایش فشار عمومی بر اسرائیل نه‌تنها لزوماً به پیشرفت مذاکرات منجر نمی‌شد، بلکه ممکن بود به تقویت طرف مقابل بینجامد.

اما شماری از مقام‌های پیشین دولت بایدن با این ارزیابی مخالف هستند. آنان می‌گویند مک‌گورک در روایت خود، ظرفیت فشار آمریکا بر اسرائیل را کم‌رنگ می‌کند و هزینه‌های ناشی از خودداری واشنگتن از استفاده از نفوذش را نادیده می‌گیرد. یکی از مقام‌های پیشین دولت بایدن به نشریه «ریسپانسیبل استیت‌کرفت» گفت آمریکا نشان داد حاضر است بر طرفی که بیشترین نفوذ را بر آن دارد یعنی اسرائیل، فشار وارد کند.  او به نقش مصر و ترکیه در مذاکرات دوره انتقال قدرت میان بایدن و ترامپ و همچنین اجرای چارچوب توافقی اشاره کرد که در اکتبر ۲۰۲۵ امضا شد.

فشار آمریکا و کاهش رنج غیرنظامیان

از دید مخالفان مک‌گورک، حتی اگر فشار واشنگتن همیشه به آزادی گروگان‌ها یا پیشرفت مستقیم مذاکرات منجر نمی‌شد، می‌توانست اهداف مهم دیگری را محقق کند. ایلان گلدنبرگ، مشاور خاورمیانه کامالا هریس در دوران معاونت ریاست‌جمهوری، درباره تماس جنجالی آوریل ۲۰۲۴ گفت ارزیابی پیامدهای آن صرفاً از دریچه مذاکرات گروگان‌ها، به معنای نادیده‌گرفتن انسان‌های فلسطینی است.

پس از آن تماس، اسرائیل با بازگشایی موقت گذرگاه اِرِز موافقت کرد. بر اساس داده‌های سازمان ملل، در آوریل ۲۰۲۴ بیش از هر ماه دیگری در فاصله اکتبر ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۵، محموله‌های کامیونی حامل کمک‌های بشردوستانه وارد غزه شدند. گلدنبرگ این تحول را تغییری اساسی توصیف کرد، اما گفت این روند دوام نیاورد، زیرا واشنگتن فشار خود را ادامه نداد. این اختلاف، پرسشی اساسی را مطرح می‌کند: آیا آمریکا می‌توانست با اعمال فشار مستمرتر، هم از رنج غیرنظامیان بکاهد و هم زمینه توافقی زودتر برای آزادی گروگان‌ها را فراهم کند؟

اختلاف بر سر مسئولیت شکست مذاکرات

در کتاب «لبه پرتگاه»، تمرکز اصلی بر تلاش‌های طولانی برای آزادی گروگان‌هایی است که حماس در حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسارت گرفت. مک‌گورک با جزئیات درباره گروگان‌ها و خانواده‌هایشان می‌نویسد، اما رنج فلسطینیان و ویرانی غزه بیشتر در پس‌زمینه مذاکرات قرار می‌گیرد. مقام‌های بهداشتی غزه اعلام کرده بودند تا زمان پایان ریاست‌جمهوری بایدن در سال ۲۰۲۵، حدود ۴۶ هزار نفر در این منطقه کشته شده بودند. 

اختلاف بر سر مذاکرات تابستان ۲۰۲۴ نمونه روشنی از این مسئله است. به گفته مک‌گورک، نتانیاهو در اواخر ماه مه با چارچوب مرحله‌بندی‌شده آتش‌بس و آزادی گروگان‌ها که بایدن از آن حمایت کرده بود، موافقت کرد. حماس بیش از یک ماه برای پاسخ‌دادن زمان صرف کرد؛ تأخیری که نویسنده آن را نشانه‌ای از بی‌میلی این گروه به مصالحه می‌داند. اما فیل گوردون، مشاور امنیت ملی هریس، ارزیابی متفاوتی ارائه کرد. او گفت پاسخ حماس در اوایل ژوئیه حاوی امتیازی مهم بود: این گروه از مطالبه خود مبنی بر تعهد اسرائیل به آتش‌بس دائمی پیش از آزادی هرگونه گروگان عقب نشست. گوردون این تغییر را گامی معنادار به جلو توصیف کرد، هرچند تأکید داشت هیچ‌کس انتظار نداشت مذاکرات آسان باشد.

فشار دولت ترامپ برای توافق نهایی

در توافقی که ژانویه ۲۰۲۵ حاصل شد، ارتش اسرائیل پذیرفت از محور فیلادلفی عقب‌نشینی کند؛ هرچند اسرائیل از اجرای کامل این بخش توافق خودداری کرده است. 

استیو ویتکاف، فرستاده خاورمیانه دولت جدید، در مذاکرات نهایی به مک‌گورک پیوست. هنگامی که توافق تقریباً نهایی شده بود، ویتکاف با شدت از نتانیاهو خواست شمار زندانیان فلسطینی آزادشونده در برابر آزادی ۹ گروگان غیرنظامی بیمار یا مجروح افزایش یابد.

مک‌گورک روایت می‌کند که ویتکاف از رئیس موساد خواست به نخست‌وزیر اسرائیل بگوید مذاکرات باید پایان یابد و در غیر این صورت، او علناً اسرائیل را به بی‌توجهی به سرنوشت گروگان‌هایش متهم خواهد کرد. نتانیاهو در نهایت عقب‌نشینی کرد.

این روایت، تناقضی مهم را آشکار می‌کند: مک‌گورک در سراسر کتاب درباره خطر فشار بر اسرائیل هشدار می‌دهد، اما توافق نهایی در شرایطی شکل گرفت که نماینده دولت جدید آمریکا با لحنی صریح، نتانیاهو را برای پذیرش امتیازهای بیشتر تحت فشار قرار داد. 

نویسنده : بلیز ماللی

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.