سفر الزیدی به دمشق؛ بغداد بهدنبال چه هدفی است؟
فرارو- سفر علی الزیدی، نخستوزیر عراق به دمشق و دیدار او با احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، میتواند بهعنوان نشانهای از تمایل دو کشور برای آغاز دور جدیدی از روابط دوجانبه تلقی شود؛ رابطهای که در سالهای اخیر تحت تأثیر اختلافات سیاسی و تحولات موجود در منطقه، نوسانات فراوانی را تجربه کرده است.
طبق گزارش فرارو، در این نشست، تأکید بر گسترش همکاریهای اقتصادی و تجاری و بررسی زمینههای مشترک برای تقویت تعاملات میان دو کشور در مرکز گفتگوها قرار داشته است. این موضوعات برای هر دو طرف از اهمیت بالایی برخوردار است: عراق در تلاش است تا روشهای صادرات نفت خود را متنوع کند و آسیبپذیری اقتصادیاش را در برابر بحرانهای منطقهای به حداقل برساند. سوریه نیز به منظور احیای اقتصاد خود و بازسازی زیرساختهایش به شرکای تجاری و سرمایهگذاریهای خارجی احتیاج دارد. مقامات دو کشور بر لزوم توسعه روابط دوجانبه تأکید ورزیدهاند. بغداد نیز این سفر را در راستای سیاست تقویت روابط با همسایگان، بالا بردن گفتگوهای منطقهای و حمایت از امنیت و ثبات معرفی کرده است.
تغییر رویکرد بغداد؛ منافع ملی در اولویت
وائل الرکابی، عضو رصدخانه ملی رسانه در عراق، بر این باور است که سفر نخستوزیر عراق به دمشق نشاندهنده آمادگی بغداد برای توسعه روابط با سوریه تلقی میشود. به گفته وی، دولت عراق در تلاش است تا مناسبات خارجی خود را بیش از پیش بر مبنای منافع مشترک و همکاری با کشورهای همسایه بنا کند. الرکابی با اشاره به سفرهای اخیر الزیدی به عربستان سعودی و اردن، سفر به دمشق را نیز بخشی از این مسیر دیپلماتیک ارزیابی کرده است. او معتقد است روند تصمیمگیری در سیاست خارجی عراق به تدریج از چالشهای شخصی و الگوهای مبتنی بر گذشته فاصله میگیرد و توجه بیشتری به واقعیات سیاسی منطقه و منافع ملی مینماید.
یکی از مسائل حساس در روابط میان بغداد و دمشق، سوابق احمد الشرع و نظرات قبلی در مورد او در عراق است. اما الرکابی به این نکته اشاره دارد که تغییر جایگاه سیاسی الشرع و مسئولیتهای کنونیاش در رأس دولت سوریه، زمینهای را برای تجدید نظر در نحوه تعامل بغداد با دمشق فراهم کرده است. از دید وی، روابط خارجی باید بر اساس شرایط موجود و نیازهای ملی تنظیم گردد؛ حتی در شرایطی که دو کشور نسبت به برخی شخصیتها یا تحولات سیاسی در گذشته دیدگاههای متفاوتی داشته باشند.
صادرات نفت؛ آیا سوریه میتواند سپهری جایگزین برای عراق باشد؟
یکی از محورهای مهم در بررسی روابط اقتصادی عراق و سوریه، امکان استفاده از زیرساختهای سوریه به عنوان مسیری برای انتقال نفت عراقی است. وابستگی شدید اقتصادی عراق به درآمدهای نفتی این کشور را وا میدارد که امنیت مسیرهای صادرات خود را به یک مسئله راهبردی مبدل کند؛ به ویژه در زمانی که تنشهای منطقهای ممکن است به تردد کشتیها و انتقال انرژی آسیب بزنند. احیای چنین مسیری، در صورتی که شرایط فنی و اقتصادی مناسب باشد، میتواند به عراق این فرصت را بدهد که وابستگی خود را به مسیرهای صادراتی محدود کاهش داده و در مواجهه با بحرانهای احتمالی از انعطاف بیشتری برخوردار شود.
این مسئله از جنبه اقتصادی برای سوریه نیز اهمیت دارد. توسعه زیرساختهای انتقال انرژی و افزایش فعالیتهای تجاری میتواند به سوریه کمک کند تا درآمدزایی کرده و توان اقتصادیاش را تقویت کند. به این ترتیب، همکاری در بخش نفت میتواند منافع مشترکی را برای دو کشور به همراه داشته باشد؛ عراق در جستجوی مسیرهای صادراتی جدید است و سوریه نیز نیازمند سرمایهگذاری و فعالیتهای تجاری است.
نیاز سوریه به سرمایهگذاری؛ فرصتی برای گسترش همکاریهای تجاری با عراق
سالیان متمادی بحران، بخشهای گوناگون اقتصاد سوریه را تحت فشار گذاشته و بازسازی زیرساختها و احیای فعالیتهای تولیدی را به یکی از چالشهای اساسی این کشور تبدیل نموده است. در چنین شرایطی، گسترش روابط اقتصادی با همسایگان میتواند به دمشق برای افزایش مبادلات تجاری و جذب سرمایه کمک شایانی کند.
عراق با توجه به همجواریاش با سوریه و برخورداری از بازار بالقوه، قابلیت آن را دارد که به یکی از شرکای اقتصادی مهم این کشور بدل شود. توسعه تجارت دوجانبه، مشارکت سرمایهگذاران عراقی در پروژههای اقتصادی سوریه و همکاری در حیطه حملونقل و انرژی میتوانند از جمله موضوعاتی باشند که در دستور کار دو طرف قرار گیرند.
با این حال، بهبود روابط سیاسی بهتنهایی برای جلب سرمایه کافی نخواهد بود. فعالان اقتصادی برای ورود به بازار سوریه نیازمند زیرساختهای مطمئن، قوانین روشن، امکان انجام تبادلات مالی و اطمینان نسبی از ثبات شرایط اقتصادی هستند. بازسازی مسیرهای حملونقل و انرژی نیز نیاز به تأمین منابع مالی و توافق بر سر جزئیات اجرایی دارد. بنابراین، اهمیت سفر الزیدی باید فراتر از جنبه تشریفاتی آن بررسی شود. این ملاقات میتواند فرصتی باشد برای شناسایی منافع مشترک و ایجاد چارچوبی برای همکاری در زمینههای تجاری، انرژی و بازسازی اقتصادی؛ اما نتیجه نهایی به تصمیماتی بستگی دارد که در پی مذاکرات اتخاذ و عملی خواهند شد.
یکی از سؤالات مطرح درباره گسترش روابط بین بغداد و دمشق، احتمال مخالفت برخی جریانهای سیاسی عراق با دولت احمد الشرع است. حساسیتهای برجایمانده از گذشته ممکن است باعث شود که هر تغییر در سیاست بغداد نسبت به سوریه با واکنشهایی در داخل عراق مواجه شود. میزان واقعی این حمایت و دوام آن در مراحل بعدی مشخص خواهد شد. ممکن است اصل برقرار کردن رابطه با سوریه با مخالفت وسیعی رو به رو نشود، اما جزییات همکاریها به ویژه در حوزههای امنیتی، اقتصادی و انرژی همچنان میتواند محل بحث میان جریانهای سیاسی عراق باشد.
امنیت منطقهای؛ بخش جداییناپذیر روابط بغداد و دمشق
اگرچه فرصتهای اقتصادی بخش مهمی از محور روابط عراق و سوریه را تشکیل میدهند، تعامل دو کشور نباید صرفاً از منظر تجارت و انرژی مورد بررسی قرار گیرد. مسائل امنیتی و تحولات منطقهای نیز نقش قابل توجهی در شکلگیری مناسبات بین بغداد و دمشق دارند. مقامات دو کشور در مواضع اعلامی خود بر اهمیت تقویت همکاریها و حمایت از امنیت و ثبات تأکید نمودهاند. این مواضع بیانگر این است که دو طرف، حداقل در سطح بیانات، تمایل به ایجاد چارچوبی وسیعتر برای تعامل دارند.
برای عراق، گسترش روابط با سوریه به عنوان بخشی از تلاش برای حفظ ارتباط فعال با کشورهای همسایه و افزایش گزینههای همکاری منطقهای به حساب میآید. برای دمشق نیز بهبود روابط با بغداد میتواند فرصتهایی را برای توسعه ارتباطات منطقهای و گسترش فرصتهای اقتصادی فراهم آورد. اما دستیابی به همکاری پایدار نیاز به آن دارد که دو کشور بتوانند اختلافات گذشته را تحت کنترل داشته و درباره اولویتهای مشترک به توافقهای مشخص دست یابند.
سفر علی الزیدی به دمشق به عنوان نمادی از جهتگیری بغداد بهسوی بازتعریف روابط خود با سوریه بر مبنای منافع مشترک به حساب میآید. برای عراق، تنوعبخشی به مسیرهای صادرات نفت و گسترش همکاریهای تجاری از اهمیت ویژهای برخوردار است و برای سوریه، نزدیکی به بغداد میتواند فرصتی برای جذب سرمایه، افزایش مبادلات و بازسازی زیرساختها ایجاد کند.
با این وجود، ظرفیتهای موجود هنوز به یک شراکت اقتصادی و سیاسی پایدار نزدیک نیستند. بازسازی مسیرهای انتقال نفت، افزایش فعالیتهای تجاری و اجرای پروژههای مشترک همگی نیازمند توافقات مشخص، تأمین منابع مالی و شرایط عملی مطلوب هستند. در زمینه سیاسی نیز سطح حمایتهای جریانات عراقی و توانایی دو دولت در مدیریت اختلافات گذشته تأثیر بهسزایی بر روند همکاریها خواهد داشت.