تصمیمی جسورانه و بیتعارف در ملوان؛ بس است از رفیقبازی و کدخدامنشی!
ملوان بندرانزلی؛ یکی از ریشهدارترین و شایستهترین نامها در فوتبال ایران، این روزها اصلاً حالوهوای فصلهای خوب گذشته را ندارد. تیمی که زمانی در انزلی آنقدر سختگیر و سرسخت بود که حتی بزرگترین مدعیان هم نمیتوانستند بهراحتی از دیوارش عبور کنند و استقلال و پرسپولیس نیز اغلب راهی برای غافلگیری در آن نداشتند، حالا در میانه میدان روزهای متفاوتی را تجربه میکند. به شکلی که این بار نه ترسِ از بازی در انزلی، بلکه نگرانیِ خودِ ملوان از رویاروییهاست؛ نگرانیای که جای خود را به امیدِ امتیاز گرفتن از رقیبان داده است.
در واقع انزلی دیگر آن قلعه تسخیرناپذیر سابق نیست. حیاط خلوتی هم که تیمهای حریف برایش حسِ تهدید میچرخاندند تبدیل شده به یک اتوبان چهارخطه؛ مسیر عبوری بیحاشیهتر برای هر تیمی که وارد میشود و خیلی راحت با خیال آسوده ادامه میدهد تا سه امتیاز را مثل یک سوغاتی با خود ببرد. همین تصویرِ روشنِ “آسان بودن” برای رقیب است که دل هواداران ملوان را آشوبناک کرده و نگرانی را روی سکوها نگه داشته است.
طبیعی است مازیار زارع؛ چهرهای که سالها به عنوان یکی از افراد قدیمی و دلسوز ملوان در خاطره هواداران مانده، نسبت به چنین افتی بیتفاوت نماند. با این حال، فوتبالِ حرفهای فقط با احساس و علاقه پیش نمیرود و گاهی لازم است تصمیمهایی گرفته شود که از جنس واقعبینیاند؛ تصمیمهایی که شاید از نظر احساسی سخت باشند، اما از نظر حرفهای ضروری. دقیقاً همین منطق، پس از شکست ملوان مقابل چادرملو، خودش را در قالب استعفا نشان داد؛ استعفایی که زارع آن را به عنوان یک نقطه پایانِ قابل دفاع رقم زد.
مازیار زارع استعفا داد و در گفتوگو با خبرنگاران صراحتاً اعلام کرد این آخرین باری است که روی نیمکت ملوان مینشیند. اما همانطور که اصل ماجرا—یعنی پیشبینیپذیری استعفا—قابل درک بود، واکنش مدیریت باشگاه هم چندان غافلگیرکننده از آب درنیامد. مالک باشگاه که به نظر میرسد در تصمیمهای کلان و حتی ترسیم نقشه فنی تیم نقش تعیینکنندهای ندارد، با استعفا مخالفت کرد و باز هم به همان نسخه تکراریِ همدستیها، دست به دست کردنها و تقویتهایی که گره اصلی را باز نمیکند پناه برد؛ نسخهای که در نهایت پیامش یک چیز بود: فعلاً منتظر بازگشت مازیار میمانیم تا شاید همهچیز درست شود!

با این حال، سؤال اصلی این است: واقعاً قرار است چه اتفاقی با برگشت زارع تغییر کند؟ آیا صرف بازگشت دوباره به نیمکت، چند فریاد از ته دل در رختکن و چند وعده پرحرارت از سوی بازیکنان میتواند مسئلههای ریشهدار ملوان را درمان کند؟ فوتبال بارها و بارها ثابت کرده که بحرانهای فنی با شعارهای پرطمطراق یا رفاقتهای پشتصحنه از بین نمیروند.
ملوان هنوز هم در نیمه دوم مسابقات افت میکند؛ تیم از نفس میافتد و در دقایق پایانی، کنترل میدان را به حریفان میبازد. این نشانهها فقط “بدشانسی” یا اتفاقات مقطعی نیستند که بتوان از کنارشان گذشت. وقتی روند بازی به شکلی مشخص تکرار میشود، یعنی یک مشکل جدی در سیستم وجود دارد؛ مشکلی که برای ایجاد شوک و باز کردن مسیر درست در مجموعه، به یک تحول واقعی و جدی نیاز دارد. تحولی که باید از دل تصمیمهای روشن بیرون بیاید و با مسئولیتپذیری مدیریت همراه باشد، نه با رفتوبرگشتهای نمادین.
با رفیقبازی، توصیههای دوستانه و بازگشتهای ساده و تکراری—آن هم بدون یک برنامه تغییر—نمیشود ملوان را از خطرات پیش رو نجات داد. هوادار انزلیچی حق دارد نگران باشد؛ او ملوانی میخواهد که وقتی حریف پا به انزلی میگذارد، در دلش ترس شکل بگیرد. نه تیمی که هر هفته میدان را تا حدی واگذار میکند و عملاً زمان و فرصت لازم برای امتیازگیری را در اختیار رقبا میگذارد.
ملوان اکنون به یک تصمیم شجاعانه احتیاج دارد؛ تصمیمی که فقط برای آرام کردن چند روزه فضا نباشد، بلکه برای نجات تیم از همین وضعیت و جلوگیری از عمیقتر شدن بحران باشد. باید پیش از آنکه دیر شود، کاری کرد؛ پیش از اینکه دیرتر از همیشه، فرصت جبران از دست برود...
بیشتر بخوانید: آقا مازیار؛ ملوان در انزلی و ورزشگاه سیروس قایقران دیگر ترسناک نیست!
