نوجوانان و جستجوی هویت؛ طوفان دگرگونیهای جسمانی و احساسی
مهدی محمدی، روانشناس، در گفتوگو با ایسنا، به ابعاد مختلف نوجوانی اشاره کرد و گفت: این مرحله یکی از حساسترین و بحرانیترین بخشهای زندگی هر فرد محسوب میشود. در دوران نوجوانی، فرد تحولات عمیقی را در جنبههای جسمانی، شناختی، عاطفی، اجتماعی و شخصیتی تجربه میکند. این دوره که بین سنین ۱۰ تا ۱۹ سالگی واقع میشود، پل ارتباطی میان دوران کودکی و بزرگسالی است.
تغییرات جسمانی
او ادامه داد: اگر بخواهیم ویژگیهای کلیدی این دوره را بررسی کنیم، باید به تحولات جسمانی و بلوغ جنسی اشاره کنیم که در نوجوانی به وقوع میپیوندد. این دگرگونیهای فیزیکی معمولاً با تغییر در نحوه ادراک نوجوان از وضعیت بدنیاش همراه است و تأثیر مستقیمی بر اعتمادبهنفس او دارد.
نوسانات عاطفی
به گفته محمدی، تغییر دیگری که نوجوان آن را تجربه میکند، تحولات عاطفی و هیجانی است. گویی که رنگوبوی زندگی برای او تغییر میکند. نوجوان در این مرحله دچار نوسانات شدید احساسی میشود و نسبت به نظرات دیگران حساستر میگردد؛ در حالی که نیاز به عشق و پذیرش در وجود او شعلهور است، همزمان در تلاش برای کسب استقلال عاطفی برمیآید و برای کنترل احساساتش سخت تلاش میکند.
این روانشناس افزود: یکی از جنبههای برجسته این مرحله، تمایل به استقلال است؛ جوانان به تدریج از وابستگیهای دوران کودکی فاصله میگیرند و در زمینههای متفاوتی نظیر انتخاب دوستان، نوع پوشش و مسیر تحصیلی، تصمیمات شخصی اتخاذ میکنند؛ این روند غالباً به آرامی پیش نمیرود و ممکن است با تنشها، چالشها و اختلافنظرهایی میان والدین و نوجوانان همراه باشد.
او یادآور شد که اهمیت روابط اجتماعی و دوستیها در این دوران به شکل چشمگیری افزایش مییابد. همسالان نقش بسیار مهمی در شکلگیری شخصیت، دیدگاهها و رفتارهای نوجوان ایفا میکنند. نوجوان به شدت به دنبال احساس تعلق و پذیرش در جمع و گروهی است که در آن فعال است و به طور مستمر تلاش میکند تا جایگاهی منحصر به فرد برای خود در میان همسالان بیابد.
محمدی افزود: در این روند، نوجوان به دنبال تعریف هویت خویش میباشد. یکی از ویژگیهای اساسی نوجوانی، کاوش برای خودشناسی است. نوجوان در پی پاسخ به پرسشهایی چون «من کیستم؟ چه قابلیتها و استعدادهایی دارم؟» قرار دارد. این سؤالات اساس شکلگیری هویت فردی و اجتماعی او را میسازند. «اریک اریکسون»، روانشناس مشهور، نوجوانی را به عنوان مرحله «هویت در برابر سردرگمی نقش» معرفی میکند، برههای که فرد باید از میان الگوهای مختلف زندگی، انتخابهای خود را انجام دهد تا به هویت یکپارچه و پایدار دست یابد.
تعلیق میان کودکی و بزرگسالی؛ ریشه بحران هویت
او تأکید کرد: نوجوان از یک سو کودک نیست و از سوی دیگر هنوز به استقلال، اختیارات و مسئولیتهای یک بزرگسال نرسیده است، از این رو در وضعیت گذر و برزخواری قرار دارد. او ناچار است میان انتظارات درونی خویش، توقعات خانواده، هنجارهای اجتماعی و فشارهای همسالان تعادل برقرار کند. بحران هویت به واقع زمانی نمایان میشود که فرد در تلاش برای درک خود، با تردید، تعارض و گیجی روبرو میشود؛ در این رویکرد روانشناسانه، واژه «بحران» هرگز به معنای اختلال یا ناهنجاری نیست، بلکه به عنوان چالشی طبیعی در مسیر تکامل و فرصتی برای تحقق خودشناسی تلقی میشود.
منزلگاههای گوناگون دوره گذار
او با بیان اینکه گذراندن دوران نوجوانی، نه تنها یک گذر سنی یا تغییر فیزیکی است، بلکه عبوری حائز اهمیت از دنیای کودکی به بزرگسالی به حساب میآید که در عرصههای مختلف جسمانی، شناختی، عاطفی، اجتماعی، شخصیتی و اخلاقی تحولات عمیقی به همراه دارد، تأکید کرد: نوجوانی به هیچ عنوان یک تغییر سطحی نیست، بلکه فرآیندی چندبعدی است که برای بازسازی شخصیت، روابط اجتماعی و هویت فرد از اهمیت ویژهای برخوردار است.
این روانشناس ادامه داد: بحران هویت ارتباطی مستقیم با این گذر دارد؛ چراکه نوجوان در حال تغییر از نقشهای وابسته به دوران کودکی به سمت مسئولیتهای بزرگسالی، ناچار به مرور دوباره باورها، ارزشها، اهداف و نقشهای اجتماعی خویش است. به عبارت دیگر، تحولات جسمانی، شناختی و اجتماعی موجبات افزایش خودآگاهی و استقلالطلبی را فراهم میآورد و در نتیجه، پرسشگرایی درباره خود، آینده و جامعه در نوجوان شکل میگیرد.
او در نهایت گفت: این بخش از مباحث روانشناسی رشد نشان میدهد که آگاهی از جوانب مختلف هویت و پذیرش چالشهای دوران گذار، نخستین گام در همکاری درست با نوجوانان در این مرحله حساس است؛ امری که نیازمند توجه ویژه خانوادهها و مدرسان میباشد تا نسل جوان بتواند بهخوبی این مسیر حیاتی را طی کند.
انتهای پیام